شتر که علف می‌خواهد، گردن دراز می‌کند


شتر

خدا به اندازه ی همه ی موجوداتی که آفریده، خوردنی و غذا هم در جهان آفریده است. در دنیا میلیون ها حیوان کوچک و بزرگ زندگی می کنند که خدا را برای همه ی آن ها، خوردنی های مورد نیازشان را به وجود آورده است.

اگر شنیده باشی، می گویند خدا روزی رسان است. روزی یعنی غذای روزانه. خدا روزی رسان است؛ اما برای رسیدن به روزی های خدا، تلاش هم لازم است. خدا، گندم را برای کبوترها آفریده است؛ امّا کبوترها برای خوردن گندم، باید پرواز کنند و به طرف مزرعه ها بروند. خدا برای میمون ها موز و نارگیل آفریده است، اما میمون ها برای خوردن این میوه های خوشمزه، باید زحمت بکشند و از درخت بالا بروند. پس هر موجودی برای رسیدن به غذای خود، باید تلاش کند.

آدم ها هم مثل بقیه ی موجودات زنده هستند. آن ها هم برای به دست آوردن غذای خود، باید کار و تلاش کنند.

به قول یک ضرب المثل شیرین فارسی، «شتر که علف می خواهد، گردن دراز می کند.» یعنی هر کس می خواهد از نعمتی استفاده کند، باید اهل کار و تلاش باشد.

 

امام سجاد(ع)


امام سجاد(ع)

معصومِ ششمِ دین

سفیرِ حقّ ، عابدین

جانِ امامِ حسین (ع)

آمده با شور و ، شِین

پنجمِ شعبان رسید

به عالَمی جان دَمید

عابد و ، روحِ دُعا

مکتبِ دین را صفا

دیده بَسی ماجرا

به خاکِ کَرب وبلا

گُلانِ پَرپَر شده

به راهِ داوَر شده

ولی پس از کربلا

نماند یک دَم ، زِ پا

به هَمرهِ عَمّه ها

خواند بَسی خُطبه ها

به کوفه و ، شهرِشام

نمود بَر پا، قیام

ز دستِ دشمن آزاد

قلبِ همه شده شاد

کتاب او هادیه

صحیفه ، سجّادیه

 

آشنایی با حضرت ابوالفضل(ع)


حضرت ابوالفضل (ع)

در سال 26 هجری قمری، حضرت عباس (ع) پا به عرصه گیتی نهاد. مادر گرامیش فاطمه، دخت حزام بن خالد بن ربیعه بن عامر كلبی و كنیه اش (ام البنین) بود.

امیرالمومنین (ع) از این بانوی گرامی، صاحب چهار پسر به نامهای عباس، عثمان، جعفر و عبدالله شد.

عباس (ع) ازبرادران دیگرش بزرگتر بود و هر چهار برادر به امام خویش، حسین (ع) وفادار بودند و در روز عاشورا در راه آن امام جان خود را نثار كردند.

ارادت قلبی ام البنین (س) به خاندان پیامبر (ص) آنقدر بود كه امام حسین (ع) را از فرزندان خود بیشتر دوست می داشت؛ بطوری كه وقتی به این بانوی گرامی خبر شهادت چهار فرزندش را دادند فرمود: مرا از حال حسین (ع) باخبر سازید و چون خبر شهادت امام حسین (ع) به او داده شد، فرمود رگهای قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زیر این آسمان كبود است، فدای امام حسین (ع).

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ایام نوجوانى و جوانى عباس(ع) فراهم كرد تا در آینده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد

دوران كودكی حضرت ابوالفضل العباس (ع)

در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آیینه معرفت، ایمان، دانایى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى‏اش بر وى تاثیر مى‏نهاد. او از دانش و بینش على(ع) بهره مى‏برد. حضرت در باره تكامل و پویایى فرزندش فرمود: (ان ولدى العباس زق العلم زقا) همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گیرد، از من معارف را فرا گرفت.

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ایام نوجوانى و جوانى عباس(ع) فراهم كرد تا در آینده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على(ع) با نگاه بصیرت‏ آمیز خود آینده عباس را نظاره مى‏كرد، با لبختدى رضایت ‏آمیز، سرشك غم از دیدگان جارى مى‏كرد و چون همسر مهربانش از علت گریه مى‏پرسید، مى‏فرمود: دستان عباس در راه یارى حسین(ع) قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنین خبر مى‏داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمویش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند. محبت پدرى گاه على(ع) را بر آن مى‏داشت تا پاره پیكرش را ببوسد ، ببوید و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از این رو لحظه‏اى عباس را از خود دور نمى‏ساخت.

 فرزند پاكدل على(ع) در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زیست، همیشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار او حضور داشت.

در ایام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفین پیش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاوید آفرید.

 

مقام علمی حضرت عباس (ع)

حضرت عباس (ع) در خانه ای زاده شد كه جایگاه دانش و حكمت بود. ایشان از محضر امیرمومنان (ع) و امام حسن (ع) و امام حسین (ع) كسب فیض كردند و از مقام والای علمی برخوردار شدند.

 لذا از خاندان عصمت (ع) در مورد حضرت عباس (ع) نقل شده است كه فرموده اند: زق العلم زقا، یعنی همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقیماً غذا می دهد، اهل بیت (ع) نیز مستقیماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.

به تحقیق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد كه روز قیامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه می خورند.

مقام حضرت عباس (ع) نزد ائمه (ع)

اگر بخواهیم مقام و منزلت حضرت عباس (ع) را از دیدگاه امامان معصوم (ع) دریابیم، كافی است به سخنان آن بزرگوار درباره حضرت عباس (ع) توجه كنیم.

روز عاشورا هنگامی كه حضرت عباس (ع) از ا سب بر روی زمین افتاد، امام حسین (ع) فرمودند:‌(الان انكسر ظهری و قلت حیاتی) یعنی (اكنون پشتم شكست و چاره ام كم شد). این جمله بیانگر اهمیت حضرت عباس (ع) ونقش او در پشتیبانی از امام حسین (ع) است.

امام زین العابدین (ع) به عبیدالله بن عباس بن علی بن ابی طالب (ع) نظر افكند و اشكش جاری شد. سپس فرمود:‌هیچ روزی بر رسول خدا (ع) سخت تر ازروز جنگ احد نبود، زیرا در آن روز عموی پیامبر، شیر خدا و رسولش حمزه بن عبدالمطلب كشته شد و بعد از آن روز بر پیامبر هیچ روزی سخت از روز جنگ موته نبود،  زیرا در آن روز پسر عموی پیامبر جعفر بن ابی طالب كشته شد. سپس امام زین العابدین (ع) فرمود: هیچ روزی همچون روز مصیبت حضرت امام حسین (ع) نیست كه سی هزار تن در مقابل امام حسین (ع) ایستادند و می پنداشتند، كه از امت اسلام هستند و هر یك از آنها می خواستند از طریق ریختن خون امام حسین (ع) به نزد پروردگار می انداخت و ایشان را موعظه می فرمود و كار را تا آنجا كشاندند كه آن حضرت را از روی ظلم وجور و دشمنی به شهادت رساندند.

آنگاه امام زین العابدین (ع) فرمود:‌ خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت كند كه به حق ایثار كرد و امتحان شد و جان خود را فدای برادرش كرد تا آنكه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا كرد تا همراه ملائكه در بهشت پرواز كند، همان طور كه به جعفر بن ابی طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقیق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد كه روز قیامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه می خورند.

 

ایثار و جانبازی، راز و رمز تعالی حضرت عباس (ع)

فداكاری، ایثار و جانبازی در اسلام و مكتب اهل بیت علیهم السلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ به طوری كه امیرمومنان در جایی ایثار را برترین فضیلت اخلاقی می داند.

در جایی دیگر، علی (ع) ایثار را بالاترین عبادت معرفی می نماید و در روایتی دیگر غایت و هدف تمام مكارم اخلاقی را ایثار و از خودگذشتگی می داند.

علی (ع) در قسمتی از نامه خود به حارث همدانی می فرماید: بدان كه برترین مومنان كسی است كه در گذشتن از جان و خانواده و مال خویش از دیگر مومنان برتر باشد.

آری حضرت عباس (ع) با كمال معرفت در راه دین و امام خویش جانبازی نمود و مراحل كمال و تعالی را طی كرد.

 

فطرس، فرشته‌ی آزاد شده‌ به دست امام حسین(ع)


امام حسین(ع)

اسمش فطرس بود. مدت ها بود که برای چنین روزی لحظه شماری می کرد.

فطرس فرشته ای بود که بخاطر نافرمانی از دستور خداوند بال وپرش را از دست داده بود و از عرش الهی دور شده بود.

مدت ها گذشت، تا روزی که جبرئیل در حال فرود آمدن به زمین بود و قرار بود به ملاقات حضرت محمد(ص) برود.

در راه به فطرس رسید و به او پیشنهاد کرد که همراهش به دیدار پیامبر(ص) برود، فطرس قبول کرد و همراه جبرئیل برای تبریک به دیدار پیامبر(ص) رفتند. آخر دختر رسول الله به تازگی صاحب فرزندی شده بود.

وقتی خدمت پیامبر رسیدند بعد از عرض تبریک، پیامبر(ص) به فطرس که بال و پرش را از دست داده بود فرمودند: تا بالش را به بدن مطهر نوزاد تازه متولد شده بزند. وقتی فطرس این کار را انجام داد بال و پرش باز شد و دوباره توانست پرواز کند.

نوزاد تازه متولد شده برای همه عزیز بود و از همان آغاز ولادت معجزات و برکات بسیاری را با خودش به همراه آورد.

اسم نوزاد حسین بن علی (ع) بود، سومین امام شیعیان، کشتی نجات آدمیان و به گفته رسول الله(ص) سرور جوانان بهشت.

دوپینگ حافظه تقویت حافظه

تقویت حافظه

 

پیشنهادهایى براى تقویت حافظه

چه می‌شد اگر با یک‌بار نگاه کردن به صفحه، همان‌موقع همه‌ی اطلاعات در ذهنت ثبت شود؟ عالی نبود اگر تاریخ تولد دوستت در ذهنت می‌ماند و یا یادت نمی‌رفت کتابت را کجا گذاشته‌ای؟

به‌هرحال انسان حافظه‌ی دوربین‌وار ندارد، اما می‌تواند قدم‌هایی برای تقویت حافظه‌اش بردارد. تو هم چه بخواهی قهرمان مسابقه‌ی حافظه‌ی جهان شوی یا خیلی راحت به‌ یاد بیاوری کلیدت را کجا گذاشته‌ای، خواندن این مطلب می‌تواند برایت جذاب باشد.

 

مراعات حال حافظه‌ات را بکن

حافظه‌ی بیچاره که رایانه نیست. کلی چیز هست که باید در گوشه و کنار نگه دارد و در وقت مبادا سریع تحویل جناب‌عالی بدهد. بنابراین سعی کن بار اضافی روی دوشش نگذاری. منظورم این است که چیزهایی را که معمولاً به آن‌ها نیاز پیدا می‌کنی (مثل کلید یا عینک) در یک جای مشخص قرار بده (مثلاً داخل ظرف تزئینی روی میز). چیزهایی مثل تلفن‌ها و آدرس‌های جدید را هم همان‌موقع در دفتر تلفنت یادداشت یا وارد حافظه‌ی موبایلت کن.

 

تکرار و تکرار و تکرار

اطلاعات تازه‌ای را که باید به‌خاطر بسپاری، به‌طور مرتب برای خودت تکرار کن.  بهترین راه این است که ابتدا هر روز این‌کار را بکنی و به‌تدریج فاصله‌ی رجوع به آن را کم کنی تا این‌که به‌طور کامل به‌خاطر سپرده شود.

 

رابطه بساز تا به یادت بماند

این‌که خیلی‌ها نمی‌توانند شماره‌تلفن دوستشان را به‌خاطر بسپارند، دلیل دارد:  532549 فقط چند شماره‌ی پشت هم است که درواقع هیچ ارتباطی به دوست عزیز آدم ندارد! در این‌جور موارد می‌توانی از تکنیک‌های یادگیری استفاده کنی و برای چیزهایی که باید به‌خاطر بسپاری، مجموعه‌ای از چیزها بسازی.

مثلاً درباره‌ی این تلفن خاص، اول آن را به‌شکل حروف روی کاغذ بنویس: پنج سه دو پنج چهار نه. حالا سعی کن با حرف‌های اول شماره‌ها، جمله‌ای بامعنی بسازی و ارتباطی هوشمند ایجاد کنی.  مثلاً «پروانه سر درخت پرید. چرا؟ نمی‌دانم.»

 

به ذهنت نرمش بده

کسب توانایی‌های ذهنی جدید و به‌خصوص پیچیده مثل یادگیری یک زبان جدید یا نواختن ساز، حافظه و ذهن آدم را قوی‌تر می‌کند. سرگرمی‌هایی مثل پازل، جدول کلمات متقاطع، سودوکو و... نیز کمک می‌کنند که ذهنت تیز و آماده باقی بماند.

 

خوب بخور، درست بخور

از قدیم گفته‌اند عقل سالم در بدن سالم است. بنابراین اگر می‌خواهی حافظه‌ی سالمی داشته باشی، باید رژیم غذایی سالمی داشته باشی. بهترین کمک برای حافظه، غذاهای دارای آنتی‌اکسیدان مثل کلم بروکلی و اسفناج هستند. تنفس عمیق‌تر و آهسته‌تر در واقع شیوه‌ی کارکرد مغز را تغییر می‌دهد.

 

امام خمینی و دوستی کودکان


امام خمینی

یك روز از كشور ایتالیا یك نامه و یك بسته برای امام رسید. توی آن بسته یك گردنبند بود. صاحب نامه، نوشته بود من مسلمان نیستم ولی شمار را خیلی دوست دارم و این گردنبند را هم به شما هدیه می دهم تا هر جوری كه دلتان می خواهد از آن استفاده كنید.

چند روز گذشت یك روز صبح، امام صدای گریه یك بچه را شنیدند. گفتند: بروید ببنید این بچه كیست و چرا گریه می كند. برای امام خبر آوردند كه او دختر كوچك یك شهید است كه با مادرش آمده و می خواهد شما را ببیند. امام گفتند: او را زود بیاورید اینجا. وقتی دختر كوچولو را آوردند، هنوز داشت گریه می كرد. امام او را بغل گرفتند و روی زانوهای خود نشاندند. بعد او را بوسیدند و در گوشش چیزهایی گفتند: دختر كوچولو كم كم گریه را فراموش كرد و خندید. امام هم با او خندید. بعد امام بلند شدند و آن گردنبند را آوردند و به گردن او انداختند و به او گفتند: «حالا برو پیش مامانت.» بچه هم با خوشحالی امام را بوسید و رفت.

*****************************

امام به بچه ها خیلی علاقه داشتند. به آنها خیلی محبت می كردند و سعی داشتند بچه ها را خوشحال كنند. یك روز داشتم دنبال علی می گشتم (علی، نوه امام است) اما پیدایش نكردم. با خودم گفتم حتماً رفته توی اتاق امام. رفتم جلوی در اتاق، در زدم و رفتم تو. دیدم علی توپ كوچكش را آورده توی اتاق به اصرار از امام می خواهد كه با او بازی كند! امام هم با خونسردی، آن طرف اتاق ایستاده بودند و به آرامی توپ را برای علی، قل می دادند. تعجب كردم و به خود گفتم : «امام با این همه كار و با این همه خستگی چه قدر حوصله دارند و چه قدر به بچه ها با محبت هستند»

آیا راضی نیستی که من پدر تو باشم؟



حضرت محمد صلی الله علیه و آله

پیامبر (ص) روزی برای ادای نماز عید از منزل خارج شدند، دیدند بچه ها با همدیگر بازی می کنند و شاد هستند ولی در کنار این بچه ها، بچه ای که لباس کهنه و پاره به تن داشت، گریه می کند.

حضرت نزد او آمد و فرمود: چرا گریه می کنی و با بچه ها بازی نمی کنی؟

بچه که آن حضرت را نمی شناخت، گفت: ای مرد به من کاری نداشته باش، پدرم در یکی از جنگ های اسلامی شهید شده، مادرم شوهر دیگری کرده، مال مرا خوردند و مرا از خانه خود بیرون کرده اند، نه غذا دارم، نه آب و نه لباس و نه خانه ای که به آن پناه ببرم! چون دیدم بچه ها با شادی با همدیگر بازی میکنند ، غم و مصیبت من تازه شد و گریه ام برای این جهت است.

رسول خدا دست بچه را گرفت و فرمود: آیا راضی نیستی که من پدر تو و دخترم فاطمه خواهر تو و علی عموی تو و حسنین برادران تو باشند؟

وقتیکه بچه یتیم پیامبر را شناخت گفت: چگونه راضی نباشم یا رسول الله!

پیامبر او را بسوی خانه خود برد و لباس نو به او پوشاند و غذا به او داد و موجب خوشحالی او شد.

بچه یتیم با لبهای خندان از خانه بیرون آمد و بسوی بچه ها دوید.

بچه ها گفتند تو قبلا گریه می کردی، چطور شد که الان شاد و مسرور هستی؟

بچه یتیم گفت: من گرسنه بودم سیر شدم، برهنه بودم لباس نو به تن کردم، یتیم و بی پدر بودم، پدری چون رسول خدا، خواهری چون فاطمه زهرا، عمویی چون علی و برادرانی چون حسن و حسین پیدا کردم.

بچه ها گفتند: کاش پدران همه در این جنگ کشته می شدند و چنین افتخاری نصیب ما می شد.

این بچه یتیم ،به سرپرستی رسول خدا زندگانی می کرد تا اینکه آن حضرت رحلت فرمود. هنگامی که خبر رحلت آن حضرت به بچه رسید از خانه بیرون آمد، ناله و فریادش بلند بود و می گفت: اینک یتیم شدم....، غریب گشتم.

روایت شده بعضی از اصحاب ، سرپرستی او را قبول کردند.

 

امام موسی کاظم(ع)، هفتمین امام شیعیان

امام موسی کاظم علیه السلام

هفتمین امام شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در هفتم ماه صفر سال 128 هجری قمری در ابواء متولد گردید.

پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و مادر گرامیش حمیده است.

میلادش برای امام صادق علیه السلام چنان شادی‌بخش بود که آن حضرت به‌همین مناسبت سه روز جشن گرفت و مردم مدینه را اطعام (پذیرایی) نمود.

نام مبارکش موسی و القاب و کنیه هایش متعدد است؛ مشهورترین لقبش کاظم و صابر و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوالحسن است.

امامت

او که براساس تقدیر الهی قرار بود پس از پدر بزرگوارش امامت امت را به عهده بگیرد، تحت تربیت فوق‌العاده امام صادق مراحل رشد و کمال را پشت سر گذاشت و مرحله نوجوانی و جوانی را طی نمود، به گونه ای که تا آخر عمر، جلال و جمال الهی در صورت و سیرتش مشهود بود.

سرانجام پس از شهادت جانگداز امام صادق، موسی بن جعفر علیه السلام در سن بیست سالگی مسۆولیت بزرگ امامت و هدایت امّت را در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌ها به دوش گرفت.

دوران امامت

دوران سی و پنج ساله امامت موسی بن جعفر مصادف بود با اوج قدرت حکومت بنی عباس و هم‌زمان با چهار تن از حاکمان عیّاش و خون‌آشام عباسی به‌نامهای منصور دوانیقی ، مهدی عباسی ، هادی عباسی و هارون الرشید که حضرت نیز به فراخور شرایط زمانیِ حساسِ هر یک، وظیفه سنگین امامت و هدایت امّت را به بهترین شکل ممکن به دوش کشید، و اگر چه با حوادث سهمگین و خونینی همچون واقعه  شهادت مظلومانه گروهی از آل علی علیه السلام روبرو گردید، ولی لحظه‌ای از وظیفه خطیر خود کوتاهی ننمود.

درایت امام

روش امام آنچنان دقیق و حساس بود که تلاش چشمگیر و جاسوسی‌های مداوم حاکمان عباسی برای به‌دست آوردن سرنخی از اقدامات امام علیه السلام بی‌نتیجه بود، و امام همچنان در همه زمینه‌ها موفق و کارآمد به پیش می‌رفت و در اوج اقتدار معنوی و اجتماعی قرار داشت، به گونه‌ای که نگاه کل جهان اسلام متوجّه ایشان بود.

سرانجام هارون الرشید برای دستگیری امام شخصاً به صحنه آمد و طی صحنه‌سازی در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به جوسازی علیه امام پرداخت و ایشان را از مدینه تبعید کرد و بارها به زندان انداخت. هارون چندین بار به ترور حضرت اقدام نمود و در بعضی موارد شخصاً وارد شد که هر بار ناموفّق بود.

شهادت امام

سعی فراوان دستگاه حکومتی هارون برای مخفی نگه‌داشتن شهادت امام علیه السلام و تلاش گسترده آنان برای عادی جلوه‌دادن مرگ حضرت، نشانه‌ی پایگاه رفیع اجتماعی امام و وحشت عباسیان از اوست.

پیکر مطهرش پس از تحمّل سال‌ها زندان به‌طور معجزه‌آسایی توسط فرزندش علی بن موسی الرضا علیه االسلام غسل داده شد و در مقابر قریش در مدینه السلام ـ در حاشیه بغداد ـ مدفون گردید. مزار شریفش مورد توجه عموم قرار گرفت و سالها بعد نوه بزرگوارش حضرت امام جواد علیه السلام در کنارش دفن شد و شیعیان دلباخته‌ی آنها شهر کاظمین را در کنار تربت پاکشان تأسیس نمودند.

از امام موسی بن جعفر دریای بیکرانی از معارف اسلام در توحید و نبوت و امامت و معاد، و احکام و آداب تربیتی ـ اخلاقی در قالب هزاران حدیث کوتاه و بلند، و شاگردان عالم عامل، و سیره عملی ارزشمند در میدان‌های مختلف، و نسلی پاک و بابرکت به یادگار مانده است.

احادیثی از امام موسی کاظم(ع):

بد شخصی است آن كه دارای دو چهره و دو زبان می باشد، كه در پیش رو چیزی گوید و پشت سر چیز دیگر .

تحف العقول، ص 291

چیزی با فضیلت تر و بهتر از عقل، بین بندگان توزیع نشده است، (تا جائی كه) خواب عاقل هوشمند افضل و بهتر از شب زنده داری جاهل بی خرد است.

تحف العقول، ص 213

هركس بخواهد (در هر جهتی) قوی ترینِ مردم باشد باید توكّل در همه امور، بر خداوند سبحان نماید.

بحارالأنوار، ج 75، ص 327

 

التماس دعا

روش هایی ساده برای رهایی از سکسکه



تقریباً همه‌ ممکن‌ است‌ دچار سکسکه‌ شوند، حتی‌ جنینی‌ که‌ در رحم‌ مادر است‌.


سکسکه

سکسکه بلایی است که تقریبا همه ما دچارش می شویم اما این بلا وقتی بدتر می شود که بند نیاید شاید حدود 50 راه‌ حل، برای درمان سکسکه شامل درمان‌‌ های خانگی، دارویی و حتی جراحی ارائه شده است. تقریباً همه‌ ممکن‌ است‌ دچار سکسکه‌ شوند، حتی‌ جنینی‌ که‌ در رحم‌ مادر است‌. این امر که کاملا طبیعی به نظر می رسد در برخی مواقع بسیار آزار دهنده است. مخصوصا زمانی که می خواهیم در جمعی حاضر شویم و یا برای عده ای سخنرانی داشته باشیم. پیشنهادات زیادی برای درمان سکسکه وجود دارد که لازم است هنگام ابتلا به آن بکار بسته شود.

 

سکسکه چیست؟

سکسکه‌ عبارت‌ است‌ از انقباضات‌ ناخودآگاه‌ و مکرر عضله‌ دیافراگم‌. سکسکه‌ یک‌ علامت‌ است‌ و نه‌ یک‌ بیماری‌. در ایجاد سکسکه‌ دیافراگم‌ عضله‌ بزرگ‌ و نازکی‌ که‌ قفسه‌ سینه‌ را از شکم‌ جدا می‌ سازد و عصب‌ فرنیک‌ (عصبی‌ که‌ دیافراگم‌ را به‌ مغز وصل‌ می‌کند) نقش‌ دارند.

 

سکسکه  حادثه ای خنده دار

در شرایـط  سکسکه  به بیـماران توصیـه می شود که آرام بنشینند و تا زمانی که می توانند نفس خود را حبـس کنند. اگر  سکسکه  پایـدار باشد، به بیـمار توصیـه می شود که یک پاکت کاغذی روی بینی و دهان خود قرار دهد و به مدت چند دقیقه در داخل آن نفس بکش.

تـمـام ایـن اقـدامـات بـر ایـن پـایـه اسـتـوار اسـت کـه بـرای بـرطـرف کـردن سکسکه  بـایـد سـطـح دی اکسید کربن خون را بـرای چند دقیقه بالا بـرد، ایـن عمل سبب می شود که تنفس به حالت طبیعی بازگردد.

 

علل ایجاد سکسکه

اگر چه سکسکه می تواند با علل و عوامل مختلفی بروز کند، اما  مهم ترین عوامل ایجاد کننده این عارضه شامل موارد زیر می شود:

- وجود یک‌ بیماری‌ که‌ سطح‌ سلامت‌ فرد را پایین‌ آورده‌ باشد

- سابقه‌ عمل‌ جراحی‌ اخیر

- مصرف‌ داروها، خصوصا آنهایی‌ که‌ معده‌ را آزرده‌ می ‌سازند

- پر بودن‌ معده‌

- خنده‌ شدید یا احساسات‌ قوی‌

- تغییر در دمای‌ محیط‌

- مصرف‌ الکل‌

 

نوزادان بیشتر از بزرگسالان سکسکه می ‌کنند

دلیل اینکه نوزادان نسبت به بزرگسالان بیشتر سکسکه می ‌کنند، اغلب مربوط به بدن‌ های کوچک و به طور کامل رشد نیافته ‌شان است.‌‌ همان طور که در یک فرد بزرگسال، وقتی معده زیاد پر باشد می ‌تواند باعث سکسکه شود، باید بدانیم در یک نوزاد هم با در نظر گرفتن اینکه بچه ‌ها معده کوچک تری نسبت به بزرگ تر‌ها دارند و سریع‌ تر پر می‌ شود، این اتفاق خواهد افتاد.

سکسکه نوزادان

از دیگر دلایلی که نوزادان سکسکه می ‌کنند ممکن است تا حد زیادی به خاطر رشد نکردن قسمت تحتانی مری آن‌ ها باشد. اسفنکتر تحتانی مری یک ماهیچه دایره‌ای است که در مری باز و بسته می‌ شود و اجازه می ‌دهد غذا وارد معده شود، در برخی از نوزادان این اسفنکتر، بسته نمی‌ شود یا دیر‌تر بسته می‌ شود. بنابراین غذا می‌ تواند به داخل مری برگردد و باعث سکسکه شود. این عارضه با گذشت زمان حل می ‌شود و جای هیچ نگرانی ندارد.

 

یکی دیگر از علل سکسکه، تغذیه نوزادانی است که به جای شیر مادر از شیشه استفاده می ‌کنند و سکسکه وقتی اتفاق می‌افتد که سوراخ پستانک شیشه سوراخ درشتی داشته باشد و نوزاد هوای زیادی را ببلعد.

در این گونه موارد تنها راه حل ساده‌ای که می ‌توانید انجام دهید این است که با توجه به سوراخ نوک سینه، سر پستانک شیشه را سوراخ کنید و اگر متوجه شدید سوراخ پستانک گشاد شده است آن را تعویض کنید.

 

درمان ‌های دارویی، جراحی و جایگزین سکسکه

اگر سکسکه ادامه پیدا کند، پزشک داروهایی را تجویز می‌کند. «کلرپرومازین» که یک داروی ضد جنون ضداستفراغ است، معمولا اولین داروی انتخابی پزشک است. البته گاهی داروهای دیگری مانند «هالوپوریدول» یا «متوکلوپرامید» نیز برای بیمار تجویز می ‌شوند. داروهای شل‌ کننده عضلات یا ضد دردها نیز گاهی برای درمان سکسکه به کار می‌ روند.

سکسکه‌ عبارت‌ است‌ از انقباضات‌ ناخودآگاه‌ و مکرر عضله‌ دیافراگم‌. سکسکه‌ یک‌ علامت‌ است‌ و نه‌ یک‌ بیماری‌.

یکی دیگر از روش ‌های درمان، جراحی عصب فرنیک است. این درمان معمولا به عنوان آخرین راه ‌حل در درمان سکسکه ‌های مزمن مورد استفاده قرار می ‌گیرد. در بعضی گزارش ‌ها از هیپنوتیزم و طب سوزنی نیز به عنوان راه ‌حل ‌های پیشنهادی طب جایگزین برای درمان سکسکه ‌های مقاوم نام برده شده است که البته شواهد معتبری برای تایید این روش ‌ها وجود ندارد.

 

15 راه برای درمان‌ خانگی سکسکه

در انتها به درمان ‌های خانگی رفع سکسکه اشاره می‌ کنیم:

1.  نگه داشتن نفس و شمردن به آرامی از 1 تا 10

2. نفس کشیدن داخل یک کیسه کاغذی برای مدتی کوتاه

3.  نوشیدن سریع یک لیوان آب سرد

4. خوردن یک قاشق شکر یا عسل یا قرار دادن آن در انتهای زبان

5. بالا کشیدن زانوها به درون سینه

6. بیرون کشیدن ناگهانی و شدید زبان

7. گاز زدن یک تکه لیمو ترش

8. غرغره آب یخ

9. ماساژ انتهای گلو

10. خوردن یک قاشق سرکه

11. نوشیدن آب به حالت دراز کشیده و خوردن از سمت مقابل لیوان

12.  قرار دادن انگشت در دهان

13.  تكان تند و شدیدی به زبان خود بدهید

14.  زبان كوچک را به كمک یك قاشق بلند كنید

15.  یک تكه نان خشک را بجوید و سپس ببلعید

   تقویت قدرت تمرکز در کارها

            


 هر چند تقویت قدرت تمرکز کار نسبتا دشواری است اما غیر ممکن نیست. 


هر چند تقویت قدرت تمرکز کار نسبتا دشواری است اما غیرممکن نیست. توصیه های مفید و کارآمد برای کمک به افزایش

تمرکز کاری

قدرت تمرکز و کاهش آشفتگی ذهنی عبارتند از :

ذهن انسان طوری نیست که بتواند با هرج و مرج های فضای اطراف خود براحتی مقابله کند چون هر یک از حواس هر لحظه محرکی را از دنیای بیرون دریافت می کنند و همین روند، تمرکز انسان را براحتی مختل می کند.

 

1. محیط مناسبی را برای کار کردن انتخاب کنید

فضایی که در آنجا کار می کنید نقش مهمی در افزایش تمرکز دارد. فضاهای راحت و دلچسب تاثیر فوق العاده در ایجاد تمرکز کامل دارند.

 

2. افکار خود را کنترل کنید

کلید افزایش تمرکز این است که اجازه ندهید افکار بی ربط به ذهنتان رسوخ کرده، آن را آشفته سازد. وقتی این افکار به ذهنتان خطور کردند به آنها توجه نکنید و برای تمرکز فعال روی کار اصلی خود بیشتر تلاش نمایید.

 

3. یک برنامه زمانی مشخص و منطقی داشته باشید

زمان بندی مناسب برای انجام کارها باعث ایجاد تعادل بین وقت کار و تفریح می شود و به آرامش ذهنی کمک می کند. در این حالت قدرت ذهن برای مقابله با عوامل آشفته کننده بیشتر می شود.

 

4. هرگز منفی نباشید

هرگز نگویید که نمی توانم تمرکز کنم. این اظهارات منفی تمرکز کردن را دشوارتر می سازد چون ذهن خود را روی عدم توانایی، متمرکز می کنید.

 

5. چند کار را همزمان با هم انجام ندهید

در این وضعیت هرگز نمی توانید روی یک کار متمرکز شوید. یک کار را تمام کنید و بعد سراغ کار بعدی بروید.

 

6. صداهای اضافی را حذف کنید

صداهای اضافی در محیط کار تمرکز مناسب را تقریبا غیرممکن می کند و حذف آنها بسیار مهم است.

 

7.  رژیم غذایی مناسب و ورزش متعادل اثر زیادی در افزایش تمرکز دارد

کمبود ریز مغذی های ضروری موجب خستگی و آشفتگی ذهنی می شود. خوردن مغز خشکبار، ویتامین E و میوه ها برای بهبود تمرکز مفید است.

 

8. وظیفه خود را خوب درک کنید

تردید داشتن درباره کاری که باید انجام دهید تمرکز کردن روی آن را دشوار می سازد.

 

9. به احساس تعلل در کار کردن غلبه کنید

وظیفه خود را به تعویق نیندازید و تصمیم بگیرید که تا کار خود را طبق برنامه زمانی انجام نداده اید، صندلی خود را ترک نکنید.

 

10. زمانهای بازدهی و کارآیی بیشتر را مشخص کنید

مواقعی را که بیشترین بازده کاری را در طول 24 ساعت شبانه روز دارید مشخص کنید. برای افراد مختلف این ساعات متفاوت است؛ پس ابتدا ساعت بیشترین بازده کاری مخصوص خود را پیدا کرده و سعی کنید کارهای سخت تر را که جذابیت کمتری برایتان دارند در این ساعت ها انجام دهید.

 

11. مثبت باشید

وقتی نیاز به تمرکز دارید مدام به خود یادآوری کنید که بخوبی می توانید تمرکز کنید. این تکرار لفظی واقعا توانایی تمرکز را در شما افزایش می دهد.

 

12. وظایف را تقسیم بندی کنید

تمرکز در کار

کارهایی که آغاز و پایان مشخصی ندارند تمرکز شما را مختل می کنند. اگر پروژه بزرگی را باید انجام دهید مسیر انجام آن را مشخص کنید و با تقسیم بندی مناسب کارها تمرکز خود را افزایش دهید.

 

13. نقش تمرین را فراموش نکنید

تمرینات بدنی افزایش دهنده تمرکز را انجام دهید چون ورزش کردن به طور معمول تمرکز از دست رفته را با بهبود هماهنگی بین ذهن و بدن، بازمی گرداند.

 

14. مراقبه کنید

هر چند مراقبه درمان نیست اما می تواند تمرینی بسیار مفید و موثر برای تقویت حافظه و کنترل ذهن باشد که بتدریج قدرت تمرکز را بالا می برد.

 

15. آرام باشید

خود را به منظم بودن مقید کنید تا از زمان های بیشتری استفاده موثر نمایید. با وظایف کوچک تر شروع کنید اما اگر در ابتدا براحتی قادر به تمرکز نبودید ناامید نشوید؛ به همان کار کوچک بچسبید تا کم کم آرام تر شده و تمرکزتان بیشتر شود.

 

16. مغز خود را تعمیم دهید

اگر نمی توانید بیش از چند ثانیه روی موضوعی متمرکز شوید، به محض آن که حواستان پرت شد، دوباره همان موضوع را در ذهن خود نگه دارید و به آن توجه کنید. با این تمرین ذهن را آموزش می دهید که بتواند برای مدت طولانی تری روی یک مطلب ثابت شود.

ذهن انسان طوری نیست که بتواند با هرج و مرج های فضای اطراف خود براحتی مقابله کند چون هر یک از حواس هر لحظه محرکی را از دنیای بیرون دریافت می کنند و همین روند، تمرکز انسان را براحتی مختل می کند.

17. مهلت انجام کار را مشخص کنید

برای تقویت تمرکز، تعیین مهلت های مشخص برای انجام کار، بسیار خوب است و کاربرد زیادی دارد.

 

18. به اندازه کافی بخوابید

خواب کافی و منظم از عوامل موثر در تقویت قدرت تمرکز است.

 

19. استقامت کنید

اگر در ابتدای تمرینات احساس کردید پیشرفتی در تقویت تمرکز خود نکرده اید، هرگز ناامید نشوید و ادامه دهید. هر هفته با تمرینات کوچک شروع کنید و موفقیت های کوچک را به یاد بسپارید.

 

20. نیازهای خود را مدیریت کنید

قبل از آغاز هر کاری مطمئن شوید تمام کارها و وسایلی را که به آنها نیاز دارید مرتب و آماده کرده اید. این کار به کاهش حواس پرتی در حین کار کمک می کند.

مولود کعبه


مولود کعبه

در سیزدهمین روز از ماه رجب، كه از ماههاى حرام است و احترام خاصى در میان همه قبایل و طوائف داشت، ازدحام عجیبى در اطراف كعبه بود و سیل مردم از پیر و جوان با احترام ویژه اى در اطراف خانه خدا در حال طواف بودند كه زنى باردار، با چهره اى شكسته، در گرداگرد خانه خدا بى تابانه مى گردید و با انگشتان لرزانش به جامه كعبه آویخته بود و در حالى كه قطرات اشكش سیل آسا به صورتش مى ریخت، زیر لب مى گفت:

پروردگارا! من به تو ایمان آورده ام و به آنچه كتاب و پیامبر از سوى تو آمده ایمان دارم. پروردگارا! من به آیین جدم "ابراهیم خلیل" كه بینانگذار این خانه كهن است، ایمان دارم. پروردگارا! تو را سوگند مى دهم به حق بنیانگذار این بیت، و به حق این مولودى كه در شكم دارم، این زایمان را بر من آسان گردان.

چشمهاى كنجكاو او را مى دید و گوشهاى شنوا سخنانش را دنبال مى كرد و حس كنجكاوى در ذهن ها تحریك مى شد، كه ناگهان فریادى از تعجب از همگان بلند شد و به دنبال آن سكوتى سنگین بر همگان حكمفرما شد. آب در گلوها خشكید، حیرت و تعجب بر چهره ها نقشى شگفت زده بود و نفسها از سینه ها بیرون نمى آمد.

كسى جرأت نداشت سكوت را بشكند و بگوید: لحظه اى پیش دیوار كعبه شكافته شد و زن حامله اى به درون خانه خدا رهنمون شد!

چه كسى باور می کرد كه سنگ آغوش باز كند و زن بارداری را در خود جاى دهد؟!

حیرت و تعجب مردم هنگامى افزایش یافت كه تلاش پرده داران كعبه، در گشودن قفل در به نتیجه نرسید.

لحظه به لحظه بر ازدحام مردم افزوده می شد، همگان در انتظار بودند كه از فرجام این راز آگاه شوند. از نقطه نظر مردم نگران و حیرت زده، هر لحظه چون یك ساعت می گذشت و همگان ثانیه شمارى می کردند كه نیروى غیبى این مشكل را بگشاید.

پس از گذشت مدتى طولانى، همان سنگ آغوش باز كرد و فاطمه بنت اسد در حالى كه مولود كعبه را در آغوش داشت بیرون آمد.

صداى هلهله اوج گرفت و در خانه های مكه طنین انداخت. ابوطالب، عمو و برترین حامى محمد(ص) در حالى كه برق شعف در دیدگانش دیده می شد، بانگ برآورد:

أیّها النّاس: ولد فى الكعبة ولىالله.

هان اى مردم! ولى خدا در خانه خدا دیده به جهان گشود.

حضرت علی(ع) فرزند ابوطالب ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال در اثر قحطی كه در مكه اتفاق افتاد بنا به در خواست پیغمبر اكرم (ص) از خانه پدر به خانه پسر عموی خود یعنی پیامبر منتقل گردید و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد. پس از چند سال كه پیغمبر اكرم (ص) به موهبت نبوت نایل شد و برای نخستین بار در (غار حرا) وحی آسمانی به وی رسید وقتی كه از غار رهسپار شهر و خانه خود شد , شرح حال را فرمود، علی (ع) به آن حضرت ایمان آورد و باز در مجلسی كه پیغمبر اكرم (ص) خویشاوندان نزدیك خود را جمع و به دین خود دعوت نموده فرمود:

" نخستین كسی كه از شما دعوت مرا بپذیرد خلیفه، وصی و وزیر من خواهد بود. تنها كسی كه از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی (ع)  بود و پیغمبر اكرم (ص) ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضا نمود و از این روی علی (ع) نخستین كسی است در اسلام ایمان آورد و هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید".

حضرت علی (ع) در همه جنگهایی كه پیامبر اكرم حضور داشتند حاضر شد، جز جنگ تبوك كه پیامبر ایشان را در مدینه به جای خود مأمور کرده بودند

حضرت علی (ع (پیوسته همراه پیامبر (ص) بود تا آن حضرت از مكه به مدینه هجرت نمود و در شب هجرت نیز كه كفار خانه آن حضرت را محاصره كرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمایند علی (ع) در بستر پیغمبر اكرم (ص( خوابیده و آن حضرت از خانه بیرون آمد و رهسپار مدینه گردید.

در مدینه نیز همراه پیغمبر اكرم (ص) بود. حضرت محمد (ص) یگانه دختر محبوب خود فاطمه را به ازدواج علی (ع) درآورد و در موقعی كه میان اصحاب خود عقد اخوت(برادری) می بست او را برادر خود قرار داد.

حضرت علی (ع) در همه جنگهایی كه پیامبر اكرم حضور داشتند حاضر شد، جز جنگ تبوك كه پیامبر ایشان را در مدینه به جای خود مأمور کرده بودند و در هیچ جنگی پای به عقب نگذاشت و از هیچ حریفی روی نگردانید و در هیچ امری مخالفت پیامبر (ص) را نكرد چنانچه آن حضرت فرمود:

"هرگز علی از حق و حق از علی جدا نمی شود".

 

*احادیثی از حضرت علی (ع):

با بى ‏اعتنایى به كارهاى پست ، قدر خود را بالا برید.

بحارالأنوار جلد 75 صفحه 64

قرآن را فراگیرید، زیرا قرآن بهترین حرف نو است و در آن اندیشه عمیق كنید، زیرا آن بهار قلب‏هاست و به وسیله نور آن شفا گیرید، زیرا آن شفاى سینه‏هاست.

نهج البلاغه، صبحى صالح، خ 110

بخشش و هدیه ی هیچ پدری به فرزندش بهتر از ادب و تربیت پسندیده نیست.

مستدرک الوسائل، ج 2 ، ص 625

شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.

نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325

 

حضرت داوود(ع)

حضرت داوود(ع)

یكی از پیامبران بزرگی كه علاوه بر قدرت معنوی و نبوّت، دارای حکومت ظاهری وسیع نیز بود، حضرت داوود(ع)است كه نام مباركش شانزده بار در قرآن آمده است.

حضرت داود(ع) در سر زمینی بین مصر و شام دیده به جهان گشود، او از نواده‎ های حضرت یعقوب است و به نُه واسطه به یكی از فرزندان حضرت یعقوب می‎ رسد، پدرش «ایشا» نام داشت. او صد سال عمر كرد، كه چهل سال از آن را حكومت نمود.

ایشا، ده پسر داشت که داود از همه کوچک تر بود و به شغل شبانى (چوپانی) اشتغال داشت.

اما داود (ع) داراى نوزده فرزند بود که از میان آنها سلیمان (ع) جانشین او شد.

 

شغل حضرت داوود (ع)

در مورد کار و نیاز مالی حضرت داود(ع)، امام صادق(ع) می فرمایند: خداوند به حضرت داود(ع) وحی كرد: «نِعْمَ الْعَبْدُ اَنْتَ اِلّا اَنّكَ تأكُلُ مِنْ بیتِ المالِ؛ تو نیكو بنده‎ای هستی، جز این كه هزینه زندگی خود را از بیت المال تأمین می ‎كنی.»

 

خداوند آهن را مانند شمع و موم برای حضرت داود (ع) نرم كرد، و او از این موهبت كمال استفاده را در زره سازی نمود

حضرت داود(ع) چهل روز گریه كرد، و از خداوند خواست كه وسیله‎ای برای او فراهم سازد كه از بیت المال مصرف نكند، خداوند آهن را برای او نرم كرد، او هر روز با آهن یك زره می‎ ساخت و به هزار درهم می‌ فروخت، بدین ترتیب 360 زره ساخت و به 360 هزار درهم فروخت، و از بیت المال بی ‎نیاز گر دید.»

حضرت داود كه به مسأله جهاد و دفاع، اهمیت بسیار می‎ داد، در این فکر بود كه وسیله دفاعی رزمند گان در عین آن كه آنها را حفظ می‎ كند، نرم و استفاده از آن آسان باشد. همین مطلب را از خداوند خواست.

 خداوند آهن را مانند شمع و موم برای حضرت داود(ع) نرم كرد، و او از این موهبت كمال استفاده را در زره سازی نمود.

 

خصوصیات حضرت داوود (ع)

1. حضرت داوود (ع) بسیار صبور بود به طوری که خداوند به پیامبر اسلام (ع) فرمود که در صبر به او اقتدا کند.

2. خداوند در قرآن از داوود به عنوان بنده ی خود توصیف می کند.

3. او دارای قدرت زیاد در اطاعت از خدا و پرهیز از گناهان بود.

4. خدا از او به «اوّاب» یاد کرده است؛ یعنی کسی که همیشه به خدای متعال رجوع می کند.

5. کوه ها در هر صبح و شام همراه او خدای متعال را تسبیح می گویند.

6. پرندگان نیز با او نیایش می کنند.

7. هر وقت حضرت داوود(ع) ساکت بود، کوه ها و پرندگان نیز چنین بودند و زمانی که ایشان ذکر خدا می گفت، آن ها نیز چنین می کردند.

8. خداوند تمام وسایل مادی و معنوی او را برای رسیدن به حکومتی قدرتمند و محکم به او داده بود.

9. خداوند به او علم و دانش فراوانی داده بود.

10. وی دارای گفتار و زبانی نیرومند بود، به طوری که در داوری و قضاوت، قاطع و عادل بود.

 

ضرب المثل گدا به گدا رحمت به خدا

گدا

می گویند شخصی از راهی می گذشت دید دو نفر گدا بر سر یک کوچه جلو دروازه خانه ای با یکدیگر گفتگو دارند و نزدیک است بینشان دعوا شود .

 آن شخص نزدیک شد و از یکی از آنها سئوال کرد : چرا با یکدیگر مشاجره و بگو و مگومی کنید ؟

 یکی از گداها جواب داد: چون من اول می خواستم بروم در این خانه گدایی کنم، این گدا جلو مرا گرفته و می گوید من اول باید بروم، بگو مگو ما برای همین است.

 آن شخص تا این حرف را از دهن گدا شنید سرش را به سوی آسمان بلند کرد و به دو نفر گدا اشاره کرد و گفت : " گدا به گدا ، رحمت به خدا" یعنی گدا راضی نیست گدای دیگر از کیسه مردم روزی بخورد ، پس رحمت به خدا که به هر دوی آنها رزق می رساند .

 

کاربرد:

این ضرب المثل به صورت جواب درخواست کسی به خاطر پول و... است درحالی که آن فرد یا راضی نیست چیزی بدهد یا او هم چیزی ندارد.