چرا دیگران را تحقیر می کنیم؟

                                                    روان‌شناسی تحقیر

پسری غمگین

ما ایرانی‌ها هزاران خصوصیت خوب و نیکو داریم، اما در کنار این خصوصیات خوب، گاهی نیز به ویژگی‌هایی برمی‌خوریم که چندان خوشایند نیستند.

واقعیت این است که برخی از ما در خانه، محیط کار یا مدرسه عادت داریم دیگران را تحقیر کنیم، به‌طور مثال برای دیگران اسم می گذاریم یا با طعنه و کنایه، به آنها نیش و زخم‌زبان می زنیم.

این موضوع را با دکتر ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس مطرح کردیم و ایشان از زاویه‌‌ای دیگر به این موضوع نگاه کردند. شما هم همراه ما باشید.

یکی از شایع‌ترین انواع تحقیر، اسم گذاشتن روی افراد است. شاید جالب نباشد بگویم، اما خیلی اوقات می‌بینیم که والدین برای تنبیه یا تربیت فرزندشان از کلمات احمق، تنبل و امثال آن استفاده می‌کنند. به نظر شما چنین رفتاری، چه تبعاتی به همراه خواهد داشت؟

به نکته مهمی اشاره کردید. اگر کودکان را با گذاشتن اسم نامناسب تحقیر کنیم، آنها باور می‌کنند که دارای این صفات و خصوصیات هستند. در نتیجه عزت نفس آنها از دست می‌رود و گاهی ممکن است از حضور در جمع و ارتباط با دیگران خودداری کنند.

تحقیر کردن در کودکی دردسرسازتر است یا بزرگسالی؟

تحقیر کردن در هر سنی مشکل‌ساز است اما در کودکان می‌تواند تاثیرگذارتر باشد، زیرا قدرت تاثیر کلمات بر کودکان بیشتر است. هر واژه یا جمله‌ای که به کودک گفته شود، به همراه خود پیام مهمی درباره کودک و رابطه او با دنیای خویش دارد. این پیام‌ها تبدیل به یک باور می‌شوند و در آینده و بزرگسالی برای او دردسرساز خواهند شد. متاسفانه کودکان به آن حد از توانایی نرسیده‌اند تا مطالبی را که به ذهن‌شان وارد می‌شود، جداسازی کنند و مانع بعضی از آنها شوند.

کودک، پدر و مادر خود را عقل کل می داند و باور دارد که آنها همه چیز را می‌دانند و سخنانشان مثل یک قانون است.

بهداشت روانی در کودکان و بزرگسالان بر چند اصل استوار است و نخستین اصل آن احترام به شخصیت خود و دیگران است.

افرادی که خود یا دیگران را با الفاظ یا صفات ناخوشایند خطاب می‌کنند، به تدریج سلامت روان خود را ار دست می دهند.

تکرار تحقیر کودک از سوی والدین، موجب مخدوش شدن عزت‌نفس کودک خواهد شد.

نتیجه‌اش چه می‌شود؟

خب، اگر عزت‌نفس داشته باشیم، برای برخورد با مشکلاتی که در زندگی خصوصی و شغل‌مان بروز می‌کند، آمادگی بیشتری داریم. به تعبیری می‌توانیم در پی هر شکست، روی پایمان بایستیم و نیروی بیشتری برای از نو شروع کردن خواهیم داشت.

هر چه عزت‌نفس ما سالم‌تر باشد، به دیگران احترام بیشتری می‌گذاریم و با

آنها برخورد بهتر و منصفانه‌تری خواهیم داشت، زیرا آنها را تهدیدی علیه خود

نمی دانیم.

در مقابل هر چه عزت‌نفس ما کمتر باشد، امید و آرزویمان دچار نقصان می‌شود و احتمال موفقیت‌مان کاهش می‌یابد.

هر چه عزت‌نفس ما بیشتر باشد، با اشخاص روابط سالم‌تری برقرار می‌کنیم. دلیل آن هم این است که افراد همانند‌، یکدیگر را جذب می‌کنند و سالم‌ها به هم می‌رسند، لذا اگر دوستی دارید که مدام در پی تحقیر دیگران یا خود شماست، می‌توانید هم به عزت‌نفس خودتان شک کنید و هم به انتخاب‌تان!

افراد با عزت‌نفس بالا و پایین چه‌طور دوستانشان را انتخاب می‌کنند؟

ما اصولا مایل به برقراری ارتباط با کسانی هستیم که عزت‌نفس بیشتری دارند و برای خود ارزش قایل هستند. به همین ترتیب اگر برای خودمان ارزش قایل شویم و اجازه ندهیم که دیگران ارزش و اعتبار ما را خدشه‌دار سازند، بیشتر احتمال دارد که افراد باعزت نفس بالا را به دور خود جمع کنیم.

برعکس اگر برای خودمان ارزشی قایل نباشیم و اجازه دهیم به راحتی مورد تحقیر و سرزنش دیگران قرار گرفته و یا خدای ناکرده الفاظ و کلمات نازیبا در مورد ما به کار بردند، به تدریج شاهد خواهیم بود که اطرافیان و دوستان ما نیز از زمره کسانی هستند که در تحقیر خود و دیگران مهارت دارند!

و به‌ عنوان حرف آخر، لطفا درباره عزت‌نفس و رابطه آن با احترام به دیگران هم توضیح دهید.

هر چه عزت‌نفس ما سالم‌تر باشد، به دیگران احترام بیشتری می‌گذاریم و با آنها برخورد بهتر و منصفانه‌تری خواهیم داشت، زیرا آنها را تهدیدی علیه خود نمی دانیم.

از این گذشته، احترام گذاشتن به خود، مقدمه و شرط لازم احترام گذاشتن به دیگران است.

در نظر داشته باشید که با داشتن عزت‌نفس خوب و سالم، بدخواه دیگران نمی‌شویم، از بی‌اعتنایی دیگران نمی‌ترسیم و نگران تحقیر و خیانت نخواهیم بود.

کوتاه سخن اینکه، اشخاصی که به احساس ارزشمندی خود رسیده‌اند، با مهربانی، سخاوت و تعاون اجتماعی بیشتری با دیگران برخورد می‌کنند.

البته داشتن احساس خوب از خویشتن شرط لازم برای رسیدن به حال خوب است، اما شرط کافی نیست. عزت‌نفس جایگزین دانش و مهارتی که شخص برای رسیدن به موفقیت به آنها نیاز دارد نخواهد شد، اما احتمالا می‌تواند به یاد گرفتن این دانش و مهارت کمک کند.

12+1 تکنيک ضد خجالت

فرد خجالتي

مقدمه لازم نيست. اين تيتر، خودش گوياست. به جاي مقدمه، فقط از دوستان محجوب اين صفحه قول مي گيريم که هنگام اجراي اين دستورالعمل ها، با يکي دو شکست، ميدان را خالي نکنند. زياده عرضي نيست جز اين که تسلط بر تکنيک هاي ضدخجالت و کسب مهارت هاي معاشرتي، مثل کسب ساير مهارت ها، نيازمند پشتکار و تمرين مداوم است. به همين سادگي!

1- روي يک هنر متمرکز شويد و آن را خوب ياد بگيريد.

موسيقي، نقاشي، خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزايش خواهد داد.

2- به ديگران کمک کنيد.

منتظر نشويد که از شما کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به اين و آن، بايد بدويد. اين يک دستورالعمل است؛

ماشين يک نفر وسط خيابان خراب شده و روشن نمي شود و حالا راننده منتظر است کسي بيايد کمکش کند و ماشين را هُل بدهد.

همسايه تان از بازار برمي گردد و دستش حسابي پُر است و زنبيل دارد از دستش مي افتد.

پيرمرد مغازه دار، زورش نمي رسد که به تنهايي، کرکره مغازه را بدهد بالا.

خب، چرا معطليد؟ مگر نمي خواستيد تمرين هاي ضد خجالت تان را شروع کنيد؟ چه بهتر از اين؟ با اين تير، خيلي بيشتر از يکي دو نشان را خواهيد زد. مطمئن باشيد. خرجش فقط دو کلمه است: کمک نمي خواهيد؟ (البته لبخند و ارتباط چشمي را هم هنگام اداي اين دو کلمه فراموش نکنيد). نمي دانيد چقدر موثر است!

3- دل تان مي خواهد وقتي وارد يک جمع مي شويد، با شما چطور برخورد کنند؟

دوست داريد با لبخند به استقبال تان بيايند؟ به شما توجه کنند؟ به حرف هاي تان صميمانه گوش کنند و صميمانه با شما هم کلام شوند؟ و چيزهايي از اين قبيل؟ بسيار خب. مي گويند خجالتي ها، خجالتي ها را خوب مي شناسند. خجالتي هاي جمع را پيدا کنيد و با آن ها همان طوري رفتار کنيد که دل تان مي خواهد با شما رفتار شود. با سوال هاي صميمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنيد و جواب هاي شان را با رغبت بشنويد. اين کار، هم براي معاشرتي تر شدن آن ها مفيد است، هم براي خودتان يک تمرين تمام عيار مجلس آرايي است. شروع کنيد و ببينيد که چه قدر روي خودتان تاثير مي گذارد!

4- وقتي به يک محفل رودربايستي دار، مثلا به يک مهماني رسمي، دعوت مي شويد، وقت تان را طوري تنظيم کنيد که زود برسيد. اين نکته در عين سادگي، بسيار مهم است. حداقل فايده اش اين است که با سنگيني فضاي جلسه، زودتر آشنا مي شويد و کم کم ترس تان از آن جمع مي ريزد. امتحان کنيد! وقتي يک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ مي شود، حس خجالت تان خيلي کم تر است نسبت به وقتي که ناگهان به يک مجلس شلوغ وارد مي شويد. معمولا آن هايي که ديرتر به چنين محافلي وارد مي شوند، استرس بيشتري را پشت سر مي گذارند و آن هايي که زودتر مي رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار مي کنند.

5- از هم صحبت خود تعريف کنيد. اين که ديگر کاري ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتي ازشان تعريف مي کنيد، ذوق مي کنند و بيشترشان آن قدر ذوق مي کنند که به هيچ قيمتي حاضر نمي شوند هم صحبتي با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجراي اين تکنيک بايد مواظب مغزتان هم باشيد؛ چرا که ممکن است جاي دندان هاي کسي که از او تعريف کرده ايد، رويش باقي بماند. ضمنا هنگام تعريف و تمجيد از اين و آن، به هيچ وجه لازم نيست دروغ بگوييد. اگر کمي دقت کنيد، مطمئنا در هر آدمي بالاخره يک چيزي پيدا مي کنيد که قابل تعريف باشد. البته تعريف هاي تان هم نبايد خيلي بي ربط باشد. مثلا وقتي کسي دارد درباره يک موضوع فلسفي با شما صحبت مي کند، خيلي بي ربط است اگر بگوييد: پيراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهيد و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنيد.

6- نقش آفريني کنيد. نقش آفريني، يک اسلحه مخفي است که حتي مطمئن ترين و با اعتماد به نفس ترين آدم هايي هم که شما سراغ داريد، از آن بهره مي گيرند. شما دل تان مي خواهد وقتي به يک جمع وارد مي شويد، چگونه رفتار کنيد؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صميمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه ي اين ها را مي توانيد در خلوت خودتان و در مقابل آينه تمرين کنيد. همه ي ما آدم ها کمي تا قسمتي بازيگريم. نقش آفريني جلوي دوربين شايد کار آساني نباشد (من واقعا نمي دانم سخت است يا آسان)؛ ولي نقش آفريني در خلوت و در مقابل آينه را مطمئن هستم که کار آساني است. تمرين هاي مکرر اين چنيني، ناخودآگاه تان را به همان سمتي مي برد که بيشتر تمرينش را مي کنيد و کم کم شما هماني خواهيد شد که دل تان مي خواهد.

7- هيچ وقت هيچ کس را تحقير نکنيد و خصوصا در حضور جمع از چنين کارهايي پرهيز کنيد. همه ي ما آدم ها به آرامش و کمک ديگران احتياج داريم؛ نه به دشمني و آزار و اذيت شان. مطمئنا وقتي شما کسي را تحقير يا مسخره کنيد، او هم به دنبال بهانه اي خواهد گشت تا اين لطف شما را جبران کند! انرژي منفي براي اين و آن نفرستيد تا انرژي منفي براي تان نفرستند. موقع انتقاد کردن از اين و آن هم، يادتان باشد که نبايد از هيچ کس در حضور جمع با تندي و خشونت انتقاد کنيد. وقتي ارتباط تان با دور و بري ها دوستانه و صميمانه باشد، آن ها هم براي رفع اين جور مشکلات و از جمله براي رفع اين حس خجالت دروني به شما کمک خواهند کرد.

8- خيلي هم ايده آل گرا نباشيد! قرار نيست با هر جوکي که شما تعريف مي کنيد، همه غش و ريسه بروند. قرار نيست با هر حرفي که مي زنيد، همه به به و چه چه کنند. براي هيچ کس ديگري هم قرار نيست چنين اتفاقي بيفتد. مطمئن باشيد که ديگران هم استانداردهاي شان را اين قدر دست بالا تعريف نمي کنند. وقتي در يک جمع حضور داريد، کسي از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشيد. براي جمع، اين مهم است که شما با آن ها همراه باشيد، فقط همين! اين را هم يادتان باشد که خيلي از خانم ها و آقايان اصلا با آدم هاي پُرحرف و شوخ و مجلس آرا ميانه ي خوبي ندارند و يک خبر خوب ديگر براي خجالتي هاي عزيز: سکوت و کم حرفي شما را معمولا به پاي فروتني، حجب و حيا و بزرگ منشي تان مي گذارند و چه صفتي بهتر از اين چند صفت؟ راستي يادتان باشد که، در ملاقات اول تان با هيچ کس زياد حرف نزنيد و اطلاعات شخصي تان را رو نکنيد. چه لزومي دارد؟ اين کار را متاسفانه بعضي ها براي پنهان کردن آن حس خجالت دروني شان انجام مي دهند، غافل از اين که ديگران، اين کار را غالبا اين طور تفسير و تعبير مي کنند که فاعلان اين فعل، آدم هاي کم ظرفيت و سرخورده يا آدم هاي گوشه گير و تنهايي هستند.

9- ارتباط چشمي در برقراري يک ارتباط موثر، خيلي مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنيد. چه وقتي داريد صحبت مي کنيد، چه وقتي که دارند با شما صحبت مي کنند. اين ارتباط چشمي را ترجيحا با يک لبخند ملايم و حالت دوستانه همراه کنيد. اگر به هر دليلي از برقراري يک ارتباط چشمي مناسب ناتوان هستيد، سعي کنيد به پيشاني طرف مقابل تان نگاه کنيد. از معجزه ي نفس هاي عميق هم غافل نشويد؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت کنيد که با نفس هاي عميق، آرامش را به وجودتان برگردانيد. اين تمرين را مي توانيد خيلي راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهيد. مطمئن باشيد که هيچ کس نمي فهمد اين کار شما چه معنايي دارد. باور کنيد که اصلا کسي حواس اش به شما نيست. راحت باشيد.

10- اگر خجالتي باشيد، احتمالا تنهايي را به فعاليت هاي جمعي ترجيح مي دهيد. خب، مي توانيد، از اين فرصت مغتنم استفاده کنيد و چيزي ياد بگيريد. آدم هايي که تنهايي را دوست دارند، معمولا روحيه شان با هنرآموزي جور است. روي يک هنر متمرکز شويد و آن را خوب ياد بگيريد. موسيقي، نقاشي، خطاطي و هنرهاي ديگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزايش خواهد داد. تا مي توانيد کتاب بخوانيد و اطلاعات کسب کنيد. روزنامه، مجله، برنامه هاي آموزشي، اينترنت و… به زودي، روزي مي آيد که بايد حرفي براي گفتن داشته باشيد. خودتان را براي آن روز آماده کنيد.

11- شکست هاي تان را تدبير کنيد. وقتي داريد براي کسب مهارت هاي ضد خجالت تلاش مي کنيد، يادتان باشد که مثل هر تلاش ديگري، ممکن است شکست هايي هم در سر راه تان باشد. ولي قرار نيست شما از ميدان فرار کنيد. تا رسيدن به پيروزي نبايد دست از تلاش برداريد.

فراموش نکنيد که نوابغ هم بارها و بارها در مسير تلاش هاي شان شکست خورده اند؛ اما دست از کار نکشيده اند. اين را هم يادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشي از شرايط باشد، نه ناشي از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانيد در ميان بحث دو نفر ديگر وارد شويد و آن ها را همراهي کنيد تنها به اين علت که بحث آن ها خصوصي بوده و يا ممکن است سر صحبت را با کسي باز کرده باشيد که او در آن لحظه به گرفتاري ها و مشکلات ديگر زندگي اش فکر مي کرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و… به هر حال، سعي کنيد از هر شکست تان، مثل نابغه ها، درس تازه اي بگيريد و آن درس تازه را در تمرين هاي بعدي به کار ببنديد.

12- هميشه آماده و به روز باشيد. مطلع و گوش به زنگ. کتاب بخوانيد، روزنامه، مجله، اينترنت و… اخبار روز دنيا را پيگيري کنيد. اخبار هنري، فرهنگي، علمي، سياسي و… داشتن اين اطلاعات به شما کمک مي کند که هميشه حرف هاي شنيدني در آستين داشته باشيد. سوال هاي حاضر و آماده هم غنيمت هستند. از اين قبيل سوال ها هميشه همراه داشته باشيد.

طرح يک سوال صميمانه و مودبانه معمولا نقطه ي شروع مناسبي براي ورود به بحث ديگران است و هر قدمي هم که براي چنين هم کلامي هايي برداريد، مطمئنا قدم بعدي آسان تر و آسان تر مي شود.

از سليقه ها و علاقه هاي دوروبري هاي تان هم بايد باخبر باشيد. اين طوري راحت تر مي توانيد هم صحبت شان شويد.

وقتي مي خواهيد سر صحبت را با يک جماعتي باز کنيد يا وقتي که مي خواهيد در يک بحث گروهي شرکت کنيد، بايد اين را ارزيابي کنيد که آيا آن ها هم مايل هستند حرف هاي شما را بشنوند و اصلا آيا شما خوب به حرف هاي آن ها گوش داده ايد يا نه. بي محابا حرف شان را قطع نکنيد. بهتر است مودبانه و آرام آرام به هر بحثي وارد شويد.

کمرويي

13- خودتان را درست کنيد. با ديگران(لا اقل فعلا) کاري نداشته باشيد. نمي توانيد همه را مجبور کنيد همان طوري که شما دل تان مي خواهد رفتار کنند. نمي توانيد همه را وادار کنيد نسبت به حرف ها و رفتارهاي شما همان طوري واکنش بدهند که شما دوست داريد. چرا که اولا همه ي آدم ها مثل هم نيستند و مثل هم فکر نمي کنند و ثانيا آن چه مهم است، تلاش و تمرين شما است و توجه به اين نکته که آيا شما داريد کارتان را درست انجام مي دهيد يا نه.

انتظار نداشته باشيد وقتي که در يک مهماني، کنجي نشسته ايد و با هيچ کس حرف نمي زنيد، ديگران بيايند و شما را از پوسته ي تنهايي بيرون بياورند. خودتان هم بايد کمک کنيد. انجام دادن تمرين هايي که از آن ها حرف مي زنيم، به عهده ي خودتان است، نه ديگران. ضمنا حواس تان به اين نکته هم باشد که سطح توقع تان را از ديگران تصحيح کنيد. در هر مهماني، ممکن است که بغل دستي شما هم خودش خجالتي باشد؛ نزديک به 50 درصد آدم ها، کم و بيش، با درجات مختلفي، خجالتي هستند. پنجاه درصد يعني نصف آدم هاي هر جمع. کم نيست! شما هيچ وقت در اقليت نيستيد.

قرار نيست که يک شبه متحول شويد و ناگهان تبديل بشويد به آدم بذله گو و پُرحرفي که مجلس آرايي مي کند و… اين حتي با تلاش شما هم به سرعت به دست نمي آيد. آدم ها ذات شان با همديگر فرق دارد. اما معاشرتي شدن، يک مهارت است که با تمرين به دست مي آيد. به مهارت هاي ضد خجالت هم بايد يکي يکي تسلط پيدا کنيد. وقتي انرژي تان را در هر مقطع زماني روي يک يا دو مهارت به خصوص مي گذاريد خيلي زودتر به نتيجه مي رسيد. مثلا پيش دستي در سلام گفتن را بايد تمرين کرد. وقتي به آن تسلط پيدا کرديد، شروع به صحبت با لبخند را تمرين کنيد. ارتباط چشمي، دويدن به دنبال کمک به ديگران، کمک به ساير خجالتي هاي جمع، تعريف هاي به جا و … هم همين طور.

به دست آوردن يک مهارت ممکن است يک سال طول بکشد، در حالي که به دست آوردن يک مهارت ديگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگيرد. هر چه سخت تر به دست بياوريد، سخت تر از دست مي دهيد. اين يادتان باشد!

توصيه ‌هاي بهداشتي براي حضور در مساجد

کفشداري

رعايت بهداشت هنگام حضور در مساجد موضوعي مهم است که خصوصا در روزهاي ماه مبارک رمضان که حضور افراد در اين مکان مقدس زيادتر مي‌ شود، بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد.

اما چه نکاتي را بايد رعايت کنيم؟

بهداشت کفش‌ ها

اولين شرط ورود به مسجد آن است که کفش ‌هاي مان را درآوريم و به مسوول کفشداري بسپاريم، اما در برخي مساجد ديده مي ‌شود که براي حفظ کفش از کيسه‌ هاي پارچه‌ اي يا نايلوني مشترک که براي همراه بردن کفش در محل کفش ‌کني قرار دارد استفاده مي ‌کنند. نکته قابل توجه آن است که اين کيسه‌ ها به دليل آن که به صورت عمومي و دائم استفاده مي ‌شوند، خود حاوي هزاران ميکروب بيماري ‌زا هستند که نه ‌تنها مي ‌توانند کفش ‌هاي مان را آلوده ‌تر کنند، بلکه لباس نمازگزار و حتي فرش ‌هاي داخل مسجد را نيز آلوده کرده و اين آلودگي را به افراد ديگر منتقل مي ‌کنند.

در اين مواقع استفاده از کيسه‌ هاي نايلون يک بار مصرف گزينه مناسبي براي حمل کفش به داخل مسجد محسوب مي ‌شود.

بهداشت جوراب‌ ها

در هر پا حدود 250 هزار غده عرق وجود دارد. بنابراين پا محل عرق کردن است. اين عرق کردن در برخي معمولي و در برخي ديگر مشکل‌ ساز است.

در مواقعي که پا عرق مي ‌کند جوراب خصوصا نخي آن مي‌ تواند موجب جذب و تبخير عرق در تماس با هوا شود، اما اگر بهداشت پا رعايت نشود يا پا به مدت طولاني در کفش محبوس بماند يا جنس جوراب و کفش نامناسب باشد، تبادل هوايي، از طريق جوراب به حداقل رسيده و باکتري ‌هاي موجود در پوست پا در شرايط بي‌ هوازي بوي نامطبوعي را توليد مي ‌کند.

بر اين اساس لازم است در اماکن مقدسي مانند مسجد از جوراب‌ هاي نخي، سفيد و تميز و کفش مناسب استفاده کنيد. اين کار مي ‌تواند به رفع خستگي و رفع بوي بد پا کمک کند.

همچنين توصيه مي‌ شود در محيط ‌هايي مانند مسجد که افراد متعددي تردد مي ‌کنند با پاي برهنه راه نرويد.

استفاده از جوراب تا حد امکان انتقال بيماري‌ هاي پوستي پا را به حداقل مي ‌رساند. زگيل ‌ها و قارچ ‌هاي کف پا و لاي انگشتان ازجمله بيماري‌ هاي شايعي هستند که مي‌ توانند به راحتي در اثر تماس پاي برهنه با فرش يا زمين آلوده از يک فرد به فرد ديگر منتقل شود.

از سوي ديگر جوراب مي ‌تواند از خراشيدگي، ساييدگي و بريدگي پا تا حد زيادي جلوگيري و محافظت کند که رعايت اين امر خصوصا در افراد ديابتي که اختلال حس پا دارند از بريدگي ‌ها و زخم شدن‌ پا جلوگيري مي ‌کند.

چادر نماز

بهداشت چادرها

در اغلب مساجد چادرهايي موسوم به چادر نماز را براي استفاده نمازگزاران در قفسه‌ هاي خاصي قرار داده ‌اند.

اين چادرها به دليل آن که به صورت عمومي و مشترک استفاده مي‌ شوند مصرف آن ها طبق قانون وزارت بهداشت ممنوع است. اين چادرها مي‌ توانند منشأ انتقال آلودگي ‌ها از افراد گوناگون باشند. بد نيست بدانيد هنگام عطسه، سرفه و صحبت کردن به صورت ناخودآگاه قطره‌‌ هاي مخاطي از دهان خارج و به اين چادرها منتقل مي ‌شود. اگر افراد بيمار باشند مي ‌توانند بيماري‌ هايي نظير سل، سرماخوردگي و همچنين عفونت ‌هاي گوشي، چشمي، پوستي و... را به ديگران انتقال دهند.

اگر قرار است چادري براي استفاده عموم در مسجد گذاشته شود بايد به صورت يک بار مصرف در پوشش ‌هاي استريل ارائه شده و پس از مصرف شسته شوند.

امام رضا(ع) درباره سلامت بدن چه فرموده اند؟

مامون در زمان حكومتش دانشمندان و علمای پزشكی را از نقاط مختلف دعوت كرده و جلسات بحث علمی تشكیل می داد تا به این وسیله هم این علم را بسط دهد وهم نام خود را در نقاط مختلف جهان معروف كند. امام رضا (ع) نیز در این جلسات شركت داشت و یكی از اعضای ثابت آن بود. مامون و افراد حاضر در بحث علمی از وجود آن حضرت بهره زیادی می جستند. امام در رساله پزشكی خود خطاب به مامون توصیه های بهداشتی فراوانی را آورده است.

ما در این مطلب، قسمتی از سخنان گوهربار حضرت رضا (ع) را در مورد رعایت نكات بهداشتی و حفظ سلامتی بدن آورده ایم. امیدواریم با توجه به توصیه های آن حضرت و بهره گیری از علوم جدید پزشكی، همیشه از بدنی سالم و به دور از هر گونه بیماری برخوردار باشید.

توصیه های سلامتی امام :

* كسی كه نمی خواهد معده اش آزار و آسیب ببیند، موقع غذا خوردن آب ننوشد. كسانی كه توام با غذاخوردن آب می نوشند، دستگاه هاضمه را از ابتدای كارش، از كار باز می دارند. اینها به عارضه ضعف دستگاه گوارشی مبتلا خواهند شد زیرا نوشیدن آب در اول طعام، معده را از هم باز می كند، و عارضه گشادی معده پدید می آورد.

* آنانكه می خواهند از بیماری بواسیر و رنج روده ای و درد قسمت پشت بدن در امان باشند، هر شب ده دانه خرمای برشته شده را با روغن گاو بخورند.

* كسی كه نمی خواهد از درد مثانه بنالد، حتی نباید یك لحظه هم ادرارش را نگاهدارد، اگر چه در پشت اسبی سوار شده باشد.

* كسانی كه بضعف حافظه دچارند، بهتر است همه روزه هفت مثقال كشمش سیاه ناشتا بخورند و نیز سه تكه زنجبیلی كه در عسل خوابانده باشد( زنجبیل پرورده) با كمی خردل ضمن غذای روزانه خود بخورند. برای تقویت نیروی فكری خوبست، همه روزه سه دانه هلیله با نبات كوبیده بخورند.

* كسی كه می بیند ناخنهایش زرد می شود و از هم می شكافد، یا اینكه اطراف ناخنهایش خراب میشود، باید عادت كند كه ناخنهایش را در هر پنجشنبه بچیند كه عادت به این كار از شكافتن ناخن ها و خرابی دور سرانگشت ها جلوگیری خواهد كرد. اگر كسی می خواهد كه به درد گوش گرفتار نشود، هر شب هنگام خواب اندكی پنبه در گوشهایش بگذارد.

* هر كس می خواهد در فصل زمستان از بیماری سرماخوردگی در امان بماند، همه روزه سه قاشق عسل بخورد. عسل سالم نشانه هایی دارد. آن دسته از عسل ها كه وقتی جلو دماغ می گیرید بوی تندش شما را به عطسه وامیدارد یا عسلی كه آدم را دچار بی حالی وسستی می كند، و آن عسلی كه زبان آدم را می سوزاند، عسل های خوبی نیستند. این عسلها قاتل جان آدمی میباشند.

*در فصل زمستان گل نرگس ببوئید، بوئیدن این گل را بطور استمرار رعایت كنید تا از شر سرماخوردگی در امان بمانید. همچنین استشمام( سیاه دانه) آدمی را از سرماخوردگی ایمن می دارد.

*برای جلوگیری از سرماخوردگی در روزهای تابستان، پرهیز از آفتاب و خوردن روزی یك عدد خیار فایده فراوانی دارد.

* كسانی كه می خواهند از سردرد و باد شكم در امان باشند، ماهی تازه بخورند. این عمل را هم در فصل زمستان و هم در تابستان انجام دهند، چون ماهی تازه برای پیشگیری از این گونه دردها بسیار سودمند می باشد.

* آنانكه می خواهند همیشه سردماغ و با نشاط باشند، تا می توانند از شام شب بكاهند و شب ها سبك بار به رختخواب بروند.

*كسانی كه نمی خواهند گوشهایشان سست و فروآویخته باشد، و یا اینكه از افتادن و بزرگ شدن لوزتین خود، بیمناك هستند، بهتر است هر وقت كه شیرینی می خورند، بدنبالش اندكی سركه غرغره كنند.

* كسانی كه می خواهد از ابتلا به مرض یرقان در امان بمانند، در فصل تابستان به اتاق های دربسته و دم كرده و بدون تهویه وارد نشوند و همچنین در فصل زمستان یك مرتبه از اطاق گرم به هوای سرد نروند، بلكه صبر كنند، تا بدنشان با هوای تازه مانوس شود.

* آنانكه از بادهای دردناك و شدید در بدن خود می ترسند، هفته ای یك بارسیر بخورند.

* كسانی كه به دندان خود علاقمندند قبل از خوردن شیرینی، كمی نان بخورند( فلسفه این كار این است كه خرده های نان میان دندان ها را پر كند و نگذارد مواد شیرین به آنها آسیب بزند.)

* آنانكه می خواهند غذایشان زود هضم شود و دستگاه هاضمه اشان كار خود را بآسانی انجام دهد، هر وقت كه می خواهند با شكم سیر برختخواب بروند، به پهلوی راست بخوابند و پس از مدتی از پهلوی راست به پهلوی چپ بغلطند و بخواب راحت فرو روند.

توصیه‌های پیامبر اسلام درباره سلامتی


پیامبر اسلام و ائمه معصومین به بهداشت و سلامتی جسم توجه زیادی داشتند و مصرف مال را در این راه اسراف نمی دانستند، چنانکه عقیده داشتند آنچه در راه سلامتی بدن مصرف شود، اسراف نمی باشد. اسراف در چیزهایی است که باعث ضرر رساندن به بدن شود. در این مطلب تعدادی از توصیه های پیامبر اسلام درباره سلامتی بدن و روح را آورده ایم.
سیب سلامت

یکی از علل پیشرفت مسلمانان در پزشکی، توجه پیامبر اکرم (ص) به مسائل بهداشتی بوده است. اسلام، درباره اصول کلی پزشکی و بهداشت دستورهایی به پیروانش داده است که می‌توان از این دستورها به عنوان یکی از پایه‌های علم پزشکی اسلامی یاد کرد.

 

احادیثی زیادی از پیغمبر اسلام (ص) درباره سلامت، بیماری، بهداشت و مسایل دیگر مربوط به پزشکی وجود دارد. مجموعه گفته‌های پیغمبر اسلام درباره طب را بعدها نویسندگان اسلامی تدوین کردند و بر آن شرح‌ها نوشتند و این مجموعه‌ها به نام طب‌النبی معروف گردید. ائمه علیهم السلام هم روایات پزشکی زیادی را از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده اند.

 

پیامبر اسلام فرموده اند:

- آن که دردها را آفریده، درمان آنها را نیز آفریده است.

 

- هر دردی را درمانی است، پس چون دارو به درد برسد، به اذن خداوند بهبود یابد.

 

- خود را مداوا کنید، چراکه خداوند هیچ دردی را فرو نفرستاده، مگر آنکه برای آن درمانی نازل کرده است.

 

- هر کاری را چاره ای است و چاره تندرستی در دنیا چهار چیز است : کم سخن گفتن، کم خوابیدن (خواب کافی)، کم راه رفتن و کم غذا خوردن.

 

- روزه بگیرید تا تندرست بمانید.

 

- سفر کنید تا تندرست بمانید.

 

- سه چیز است که بدن به واسطه آن شاداب می شود و رشد می کند: بوی خوش، جامه نرم و نوشیدن عسل.

پیامبر اسلام فرموده اند جبرئیل همواره مرا به مسواک زدن سفارش می‏کرد تا جایی که گمان کردم آن را واجب خواهد ساخت

- خوردن شام را ترک نکنید، هر چند به خوردن یک عدد خرمای خشک باشد، چرا که خوردن شام، مایه نیرومندی پیر و جوان است و ترک آن مایه پیری و در هم شکستگی.

 

- هر کس اندوه و دغدغه اش فراوان شود، بدنش بیمار می گردد.

 

- کوتاه کردن ناخن ها مانع بروز درد بزرگ می شود و روزی شخص را فراوان می کند.

 

- هر کس به حرام درمان بجوید، خداوند در آن شفایی قرار نمی دهد.

 

- تا هنگامی که بدنت درد را تحمل می کند، از دارو بپرهیز و آنگاه که درد را تحمل نکرد، از دارو استفاده کن.

 

- هر کس سلامتی بر بدنش چیرگی دارد، مداوا نکند.

 

- هر کس می تواند با بیماری خود سر کند، از درمان بپرهیزد، زیرا بسا دارویی که خود ، بیماری بر جا می نهد.

 

مسواک زدن

توصیه های پیامبر اسلام در مورد بهداشت دهان و دندان

- چرخاندن آب در دهان، مایه آمرزش شما و باعث فرار شیطان است.

 

- هر کس در هر روز دو بار مسواک بزند، سنت پیامبران را استمرار بخشیده است، در برابر هر نمازى که بخواند، خداوند برایش پاداش صد رکعت مى نویسد، از فقر به غنا (و بى نیازى) درمى آید، دهانش خوش بو مى شود، حافظه اش فزونى مى یابد، فهمش استوار مى گردد، غذایش گوارش مى یابد، درد دندان هایش از میان مى رود، بیمارى از او دور مى گردد و فرشتگان به واسطه نورى که بر او مى بینند، با او دست مى دهند.

 

- مسواک زدن دوازده ویژگى دارد : مایه پاکى دهان است؛ سبب خشنودى پروردگار است؛ دندان ها را سفید مى کند؛ جِرم دندان را از میان مى بَرَد؛ بَلغَم را مى کاهد؛ غذا را مطبوع مى سازد؛ حسنات را دو چندان مى کند؛ به واسطه آن سنت انجام مى گیرد؛ فرشتگان بدین وسیله حضور مى یابند؛ لثه را تقویت مى کند؛ بر گذرگاه قرآن مى گذرد و نزد خداوند، هر دو رکعت نماز با مسواک، دوست داشتنى تر از هفتاد رکعت بى مسواک است.

 

- دندان هایی که صاف و زیبا هستند، در اثر جویدن غذا، آلوده می شوند و کم کم بوی دهان تغییر می یابد و ایجاد فساد در قوای دماغیه می نماید. وقتی که انسان مسواک نماید، فساد از بین می رود و دندان دوباره تمیز و پاکیزه می گردد.

نخ دندان

- خلال کردن دندان ها موجب بهداشت دهان و سبب جلب روزى است.

 

- اگر برای مردم دشوار نبود، در هر نماز مسواک زدن را واجب می کردم.

 

- جبرئیل همواره مرا به مسواک زدن سفارش می‏کرد تا جایی که گمان کردم آن را واجب خواهد ساخت.

 

- به مسواک زدن امر شدم آن گونه که ترسیدم بر من فرض گردد.

 

- مسواک زدن، اقتضای فطرت انسان است.

 

- دندان های خود را خلال کنید (مثل نخ دندان)، زیرا خلال کردن جزء نظافت است و نظافت نشانه ایمان است و شخص با ایمان داخل بهشت می شود.

 

- یکی از حقوقی که مهمان به گردن میزبان دارد این است که میزبان برای او چوب خلال دندان را در وقت غذا خوردن آماده کند.

توجه اسلام به جزئیات بهداشتی تا این حد بوده که به ما اجازه نداده با هر چیزی خلال کنیم. در یک روایت آمده است که : خلال کردن با هر چیزی، موجب فقر است.

پیامبر اسلام می فرمود زدودن موهای زائد بدن مایه افزایش دید چشم و قوی شدن عضلات و مانع چروک و آلودگی بدن می شود

روش غذا خوردن پیامبر اسلام

حضرت هیچگاه تا حد سیر شدن غذا نمی خورد و پرخوری را سبب بیماری می دانست.

 

پیامبر هیچگاه در غذا نمی دمیدند (فوت نمی کردند) و صبر می کردند تا غذای داغ سرد شود و می فرمود: برکت در غذای سرد است.

 

البته منظور این است که پیامبر غذا را وقتی خیلی داغ بود نمی خوردند تا کمی ملایم و قابل خوردن شود، نه اینکه بعضی غذاها را که باید گرم خورده شود، آن را سرد کنند و بخورند.

 

10 نکته از بهداشت شخصی پیامبر اسلام

در اینجا به بخشی از بهداشت شخصی پیامبر اشاره می کنیم.

حمام

1- شستشوی بدن در اسلام از اهمیت زیادی برخوردار است و توجه به پاره ای مسائل که همراه نظافت و شستشوی بدن است مانند وضو و غسل و موارد آن که از سنت های موکد اسلام است می تواند بیانگراین اهمیت باشد. پیامبر اسلام حمام خصوصی داشت و کسی در حمام به او کمک می کرد. همچنین قبل از حمام رفتن چیزی میل می کرد و هنگام بیرون آمدن سر خود را با عمامه می بست و ایمنی از سردرد را از خواص آن بر می شمرد.

 

2- پیامبر اسلام موهای سرش را با سدر می شست و می فرمود کسی که سر خود را باسدر بشوید خداوند وسوسه شیطان را از او دور می کند و چنین کسی مرتکب معصیت نمی شود و هر کس معصیت نکند وارد بهشت می شود.

 

3- پیامبر اسلام می فرمود زدودن موهای زائد بدن مایه افزایش دید چشم و قوی شدن عضلات و مانع چروک و آلودگی بدن می شود.

 

4- رسول خدا فرمود: هر کس می خواهد از فقر در امان باشد و از درد چشم و پیسی و جنون ننالد، ناخن هایش را روز پنج شنبه هنگام عصر بگیرد و از انگشت کوچک دست چپ شروع نماید.

پیامبر در آینه نگاه می کرد و موهای سرش را منظم می نمود و شانه می زد و گاهی در آب نگاه می کرد و موهایش را مرتب می کرد و این کار را برای بیرون رفتن از منزل انجام می داد

5- حضرت دهان، دست و صورت خود را می شست و آب را در دهان غرغره می کرد و هر وقت دست و صورت خود را می شست، با حوله ای مخصوص، صورتش را خشک می کرد و غیر از ایشان کسی به آن حوله دست نمی زد.

 

6- رسول خدا در شبانه روز سه بار مسواک می کرد : قبل از خواب، بعد از بیدار شدن از خواب و پیش از نماز صبح. آن حضرت با چوب اراک (درختی مخصوص) مسواک می کرد و جبرئیل او را به این کار سفارش کرده بود.

 

7- پیامبر به خلال کردن دندان ها بعد از غذا (مثل نخ دندان امروزی) اهمیت زیادی می داد و می فرمود: خلال کردن دندان ها موجب بهداشت دهان و سبب جلب روزى است.

عطر

8- در مورد بوی خوش بدن نقل شده که هزینه عطر رسول اکرم بیش از خوراک او بود. آن حضرت خود را با مشک خوشبو می کرد چندان که مشک بر فرق سرش برق می زد. آن حضرت آن قدر خوشبو بود که هر جا عبور می کرد تا سه روز بوی خوشش از آنجا به مشام می رسید.

 

9- رسول گرامی اسلام موهایش را شانه می کرد و هنگام شانه زدن می فرمود: شانه زدن "وبا" را از بین می برد. آن حضرت به دیگران نیز سفارش می کرد که موهایشان را مرتب کنند (کوتاه نگه دارند و شانه کنند).

 

10- حضرت علی (ع) فرموده اند: رسول خدا هر وقت در آینه می نگریست می فرمود: سپاس خدای را که خلقت مرا کامل و صورت مرا زیبا گردانید  و در مقابل عیوب دیگران، مرا زینت بخشید.

 

امام صادق (ع) فرموده اند: پیامبر در آینه نگاه می کرد و موهای سرش را منظم می نمود و شانه می زد و گاهی در آب نگاه می کرد و موهایش را مرتب می کرد و این کار را برای بیرون رفتن از منزل انجام می داد.

 

حضرت می فرمود : خداوند دوست دارد که بنده اش چون به سوی برادرانش می رود، خود را برای آنها منظم کند و بیاراید و زیبا سازد.

9 خطر گوشی هوشمند برای سلامتی


تبلت ها و گوشی های هوشمند که با لمس انگشتان کار می کنند، محل بسیار مناسب برای رشد، تکثیر و انتقال انواع باکتری های مضر و خطرناک برای انسان هستند که می توانند باعث بیماری فرد نیز شوند.
تلفن همراه هوشمند و سلامتی

آیا شما و تلفن هوشمندتان جدایی ناپذیرید؟ اگر اینطور است، باید بدانید افراد بسیاری مانند شما هستند. تحقیقات بسیاری نشان داده که نمودار رشد اعتیاد به کار با تلفن هوشمند به سرعت در حال افزایش است. در یک بررسی 66 درصد افراد اعلام کرده‌اند که از اینکه موبایل‌شان دم دستشان نباشد یا آن را گم کنند، هراس دارند.

 

همچنین نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد بسیاری از افراد نیز عادت دارند که تلفن هوشمندشان را به رختخواب ببرند. مشخصا این چیزی جز یک اعتیاد مدرن به ابزارهای دیجیتالی نیست.

 

به هر حال اگر شما هم از جمله این افراد هستید، بد نیست کمی بیشتر با صدماتی که تلفن هوشمند یا تبلت‌تان به شما می زند آشنا شوید.

 

1- آلودگی های میکروبی

تبلت ها و گوشی های هوشمند که با لمس انگشتان کار می کنند، محل بسیار مناسب برای رشد، تکثیر و انتقال انواع باکتری های مضر و خطرناک برای انسان هستند که می توانند باعث بیماری فرد نیز شوند.

 

تحقیقات نشان داده است که حداقل 15 درصد از تبلت هایی که در بیمارستان ها استفاده می شوند، دارای مجموعه ای از باکتری های خطرناک مانند «استافیلوکوکوس اورئوس» و «کلستریدیوم سخت» هستند.

 

سال 2012 تحقیقی در وال استریت ژورنال منتشر شد که در آن میکروب های هشت تلفن همراه مورد بررسی قرار گرفت. هر چند که اثری از باکتری استافیلوکوک (عامل مسمومیت های گوارشی و عفونت های پوستی) در آن ها پیدا نشد، ولی مقادیر زیادی از میکروب هایی که در مدفوع زندگی می کنند در آن ها یافت شد.

اگر از افرادی هستید که ناخودآگاه فکر می کنید موبایل تان در حال ویبره زدن است، به سندرم ویبره خیالی مبتلا هستید و این مشکل در اثر استفاده بیش از حد از تلفن همراه است

محققان روش های مختلفی برای تمیز نگه داشتن این دستگاه ها توصیه می کنند که ساده ترین آنها، استفاده از پارچه «میکروفایبر» تمیز و نم دار است.

 

البته به عقیده کارشناسان برای از بین بردن باکتری های مقاوم و ویروس آنفلوآنزا از روی گوشی ها و تبلت ها نیاز به استفاده از محصولات ضدعفونی کننده و یا الکل است.

 

دستگاه هایی نیز وجود دارند که با استفاده از نور ماورای بنفش تمام مجموعه های موجود باکتریزای برروی گوشی ها را نابود می کند که می توانند در بیمارستان ها مفید باشد.

 

محققان همچنین توصیه به تمیز نگه داشتن روزانه گوشی ها و تبلت ها و ضدعفونی آنها می کنند تا از انتقال باکتری ها جلوگیری شود.

درد گردن

2- گردن درد

تایپ کردن بیش از اندازه می تواند منجر به بروز گردن درد شود. علاوه بر درد گردن ممکن است دردهای مشابهی در شانه ها و حتی سر نیز بروز کند.

 

بد نیست بدانید که وزن سر انسان به طور متوسط 5 کیلوگرم است. حال تصور کنید که نگه داشتن مداوم این وزن در حالت ثابت می تواند چه فشاری را بر گردن شما وارد کند.

 

3- خماری

نتیجه مطالعه ای که در سال 2011 انجام شده است نشان می دهد که ممنوعیت ناگهانی استفاده از ابزارهای الکترونیکی به مدت 24 ساعت در فردی که به استفاده از آنها عادت دارد، می تواند باعث بروز رفتارهایی مانند بی قراری، آشفتگی، اضطراب و احساس انزوا در او شود، مانند علائم خماری در افراد معتاد به مواد مخدر یا الکل.

 

طبق این مطالعه حتی علائمی شبیه تب و لرز در معتادان به مواد مخدر نیز در معتادین به ابزارهای دیجیتال دیده شده است.

موبایل

4- بدخوابی

نتیجه یک نظرسنجی که در سال 2010 در دانشگاه استنفورد انجام شد، نشان داد که بیش از سه‌چهارم دانشجویان این دانشگاه، تلفن همراه خود را به رختخواب می برند.

 

این احتمالا خبر خوبی برای رئیس دانشگاه نیست، زیرا بر اساس نتیجه تحقیقی که در نشریه Nature منتشر شد، می توان گفت نور صفحه گوش های هوشمند منجر به تاخیر در روند تولید ملاتونین شده و خوابیدن را به تأخیر می اندازد.

 

همانطور که می دانید ملاتونین را هورمون خواب می نامند و در تاریکی بیشتر ترشح می شود و باعث خواب آلودگی می شود. نتیجه خواب ناکافی در شب هم احساس خستگی و بی حالی در طی روز است.

 

5- سندروم ویبره خیالی

اگر از افرادی هستید که ناخودآگاه فکر می کنید موبایل تان در حال ویبره زدن است، به این سندرم مبتلا هستید و این مشکل در اثر استفاده بیش از حد از تلفن همراه است.

 

مطالعه در سال 2012 نشان داد که بیش از 90 درصد دانش آموزان یک دبیرستان دچار عارضه ویبره خیالی (Phantom vibration syndrome) هستند.

 

6- کاهش شنوایی

اگر موزیک های تلفن هوشمند خود را با هدفون مناسب و صدای کم گوش می دهید، جای نگرانی نیست. اما صدای بلند موزیک می تواند به گوش داخلی و شنوایی شما صدمات جدی وارد کند، زیرا صدای بلند هدفون باعث آسیب سلول های ظریف داخل گوش شما که وظیفه ارسال پیام های شنوایی به مغز را دارند می شود و تخریب آنها مساوی است با کاهش یا از دست دادن قدرت شنوایی.

سندرم تونل كارپال

7- درد مچ دست

آیا تا به حال دردی در انگشتان یا مچ دست خود احساس کرده اید؟ دلیلش ممکن است به یک اصطلاح غیرپزشکی تحت عنوانclaw   text مرتبط باشد.

 

عارضه ای که به دلیل انجام بیش از حد فعالیت هایی مانند تایپ پیامک و انجام برخی بازی های موبایلی ایجاد می شود و در نهایت منجر به درد انگشتان، مچ و بازوی دست ها می گردد.

 

8- اعتیاد

وضعیت اعتیاد به ابزارهای دیجیتال چندان جالب نیست. طبق نتایج مطالعه ای که در سال 2012 انجام شده، 66 درصد افراد اعتراف کرده اند که گم شدن و یا در دسترس نبودن گوش هوشمندشان آن ها را به شدت نگران و آشفته می کند.

 

به علاوه بر اساس یک نظرسنجی نیمی از افراد 18 تا 29 ساله حتی در توالت نیز از خیر همراه بردن گوش هوشمندشان نمی گذرند.

 

9- خطر مواج رادیویی

هر چند که خطرناک بودن امواج تلفن های همراه هنوز هم به طور قطعی تایید نشده است، اما سازمان بهداشت جهانی، امواج این دستگاه ها را از امواج احتمالا پر خطر برای انسان و عامل احتمالی سرطان برشمرده است.

 

بد نیست بدانید خطرات د.د.ت هم پیش از آنکه تأیید شود، به همین شکل از سوی سازمان بهداشت جهانی پر خطر به حساب می آمد.

یک چیزی که قلبتو آروم می‌کند!!

عبادت

قرآن حكیم: ای كسانی كه ایمان آورده اید! از (مخالفت با دستورات الهی) پرهیز كنید و وسیله ای  برای تقرب به او بجویید؛ ودر راه او جهاد كنید باشد كه رستگار شوید. (سوره مائده - آیه 35)

اساسا دنیا  مقدمه ای جهت رسیدن و تقرب به خداست و در آن وسایط و وسایلی قرارد دارد که تحقق این هدف را تسریع می بخشد.


مفهوم قرب و تقرب به خدا

باید دانست‌ كه‌ چون‌ تقرّب‌ بنده‌ به‌ خداوند عزّوجلّ حاصل‌ گردد حجابهای‌ نفسانی‌ او از میان‌ برداشته‌ می‌شود. قرب‌ به‌ خدا یعنی‌ بی‌پرده‌ بودن‌. تقرّب‌ به‌ خدا یعنی‌ انجام‌ دادن‌ فعلی‌ كه‌ موجب‌ رفع‌ حجاب‌ شود.تمام‌ عباداتی‌ را كه‌ انجام‌ می‌دهیم‌ باید به‌ نیّت‌ تقرّب‌ به‌ سوی‌ او بوده‌ باشد، و گرنه‌ آن‌ عبادت‌ باطل‌ است‌ و به‌ پشیزی‌ ارزش‌ ندارد، گرچه‌ پیكره عمل‌ درشت‌ و چشمگیر بوده‌ باشد.قرب‌ به‌ خداوند، قرب‌ مكانی‌ و یا زمانی‌ و یا سائر امور طبیعی‌ نیست‌. چرا كه‌ خداوند محلّی‌ ندارد تا انسان‌ بدان‌ محلّ نزدیك‌ گردد. و در زمانی‌ واقع‌ نمی‌باشد تا انسان‌ بدان‌ زمان‌ خود را نزدیك‌ نماید. مكان‌ و زمان‌ و سائر عوارض‌ و جواهر، مخلوق‌ و آفریده خدا هستند، و در مشت‌ قدرت‌ وی‌ قرار دارند. امّا میان‌ نفس‌ انسان‌ و خداوند حجابهائیست‌، بلكه‌ هفتاد هزار حجاب‌ است‌. و هر عملی‌ را كه‌ انسان‌ انجام‌ دهد، خواه‌ فعل‌ طاعت‌ بوده‌ باشد خواه‌ ترك‌ معصیت‌، اگر از روی‌ قصد قربت‌ و نیّت‌ نزدیكی‌ به‌ وی‌ باشد، یك‌ عدد از حجابها را بر می‌دارد یعنی‌ نفس‌ انسان‌ یك‌ مرحله‌ به‌ خداوند نزدیكتر می‌شود و خود را روشن‌تر می‌نگرد، و قساوت‌ و ظلمات‌ درونی‌اش‌ را كمتر و سبكتر احساس‌ می‌نماید؛ تا رفته‌ رفته‌، بنده‌ جمیع‌ حجابهایش‌ از بین‌ می‌رود و میان‌ وی‌ و خدای‌ وی‌ هیچ‌ فاصله‌ و بعد نفسانی‌ باقی‌ و برقرار نمی‌ماند. (کتاب الله‌شناسی/ جلد اول)

 

وسایل تقرب به خدا

امیرالمومنین علی(علیه السلام) در خطبه 110 نهج البلاغه وسایل تقرب به خداوند را اینطورمعرفی فرموده است: ایمان به خدا و پیامبر، جهاد، نماز، زكات، روزه، حج و عمره، صله رحم، صدقه پنهانی و آشكار، نیكوكاری، یادخدا، پیروی از راه و رسم پیامبر(صلی الله علیه) و عمل به قرآن.

لبیك-یعنى اجابت میكنم دعوت ترا اى خداى من،كه اگر این كلمه واقعااز دل برآید، قطعى است كه دعوت از خدا هم واقعا متوجه آن بنده گشته است. آیاكسانى كه مورد دعوت خداوندى قرار گرفته‏اند،شرفى بالاتر از این سراغ دارند كه‏خدا آنان را خواسته است كه در پیشگاه او حاضر شوند و به شهود عظمت و فروغ اونائل آیند؟

«بهترین وسیله‏اى كه توسل كنندگان بخداوند سبحانه و تعالى انتخاب نموده‏اند، ایمان به او و به فرستاده او، و جهاد در راه اوست، زیرا جهاد در راه خدا مقام اعلاى‏اسلام است، و كلمه اخلاص است، كه مبناى فطرت اصلى انسان بر آن است، و برپاداشتن نماز است كه اصل دین است، و پرداخت زكاتست كه فریضه واجب است، وروزه ماه رمضان كه سپرى از عذاب است، و حج‏بیت الله و عمره در آن كه فقر رامنتفى و گناه را میشوید، و صله رحم مال را مى‏افزاید، و اجل را به تاخیر مى‏اندازد، و صدقه پنهانى كه كفاره گناهست، و صدقه آشكار كه مرگ زشت و سخت را دفع‏مینماید، و انجام كارهاى نیكو كه از سقوطهاى پست جلوگیرى مى‏كند، در ذكرخداوندى حركت كنید كه بهترین ذكر است، و علاقه پیدا كنید به آنچه كه خداوندمتقیان را وعده فرموده است، زیرا وعده خداوندى راست‏ترین وعده‏ها است، و اقتداء كنید به هدایت پیامبرتان، زیرا برترین هدایت‏ها است، و بپذیرید سنت پیامبرتان را زیرا هدایت كننده‏ترین سنتها است. »(نهج البلاغه/ترجمه علامه محمد تقی جعفری) در ادامه چند مورد این وسایل تقرب به خدا را مورد توجه قرار می دهیم:

ایمان

ایمان به خدا:

باید دید مقصود از زندگى چیست؟ اگر مقصود از زندگى فقط حركت و احساس طبیعى بوسیله اعضاى حاسه،  و خواستن‏هاى ناشى‏ براى اشباع غرایز طبیعى حیوانى است و بس، نه تنها ایمان براى چنین زندگى موردنیاز نیست، بلكه مزاحم و مخل آن نیز محسوب میشود. از اینجا است كه اشخاصى‏كه میگویند: انسانها میتوانند بدون ایمان زندگى كنند! انسان و زندگى او را درمرتبه‏اى از حیوانیت پست در نظر میگیرند كه شایستگى درك و پذیرش ایمان را ندارد. پیشنهاد ایمان به چنین اشخاص، مانند پیشنهاد اندیشه نیرومند براى یك بیمار روانى‏است كه اندیشه براى او سبب زحمت و رسیدن فورى به پوچى است. و اگر مقصوداز زندگى، عبارتست از زندگى با همه ابعاد و استعدادهاى انسانى، محال است كه‏بدون ایمان از چنین زندگى برخوردار گشت. براى انسانى كه ایمان به موضوعى ندارد، توقع اندیشه و عمل بر مبناى قانون درباره آن موضوع، همان مقدار منطقى است كه ‏توقع حركات منظم و منطقى مبتنى بر وجدان آگاه براى یك حیوان بى‏اندیشه‏و بى‏ذهن!!(شرح نهج البلاغه/ علامه محمد تقی جعفری)

جهاد در راه خدا:

از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم روایت شده است كه فرمود: بهشت، دربى دارد كه نام آن «باب المجاهدین» مى‏باشد؛ به طرف در حركت كرده، در حالى كه درب باز شود، مجاهدان شمشیر به خود آویخته، مردم در محشر، فرشتگان خدا درودگویان به استقبالشان مى‏شتابند؛ پس هر كس جهاد را ترك كند خداوند جامه خوارى و ذلّت را بر اندام او بپوشاند، و او را در طول زندگى نیازمند و تهیدست مى‏گرداند، و دین او را از میان بردارد (بیدین از دنیا مى‏رود)، چرا كه خداوند تبارك و تعالى امّت مرا (به خاطر) سم اسبان (مجاهدان) و جایگاه نیزه‏هاى آنان، عزیز و سرافراز مى‏دارد.(پاداش نیكیها و كیفر گناهان/ترجمه ثواب الأعمال/479)

نماز:

امام کاظم (علیه السلام ) فرمودند: بهترین چیزی  که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی  تقرب پیدا می کند، نماز است. (تحت العقول ، ص 455)

زکات:

امام صادق علیه‏السلام فرمودند: سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از آنها بدون دیگرى درست نمى‏ شود. (کافى، جلد2، ص 18)

باید دید مقصود از زندگى چیست؟اگر مقصود از زندگى فقط حركت و احساس طبیعى بوسیله اعضاى حاسه،و خواستن‏هاى ناشى‏براى اشباع غرایز طبیعى حیوانى است و بس،نه تنها ایمان براى چنین زندگى موردنیاز نیست،بلكه مزاحم و مخل آن نیز محسوب میشود.از اینجا است كه اشخاصى‏كه میگویند: انسانها میتوانند بدون ایمان زندگى كنند!انسان و زندگى او را درمرتبه‏اى از حیوانیت پست در نظر میگیرند كه شایستگى درك و پذیرش ایمان را ندارد

روزه: 

پیامبر(صلی الله علیه) فرمود: روزه گرفتن، سپری است در برابر آفت های دنیوی،حجابی است در برابر عذابهای اخروی.(مصباح الشریعت،ص133) ابو عبد اللَّه صادق (علیه السلام) گفت: آیا از ریشه اسلام و شاخه اسلام و قلّه بلند اسلام باخبرت سازم؟ من گفتم: آرى. ابو عبد اللَّه گفت: ریشه اسلام نماز است. و شاخه اسلام زكات است و قلّه بلند اسلام‏جهاد در راه خداست. ابو عبد اللَّه گفت: آیا از درهاى خیر، باخبرت سازم؟ بدان كه روزه سپر آتش است. (گزیده كافى/ج‏3/125)   

حج:

در دین مقدس اسلام هیچ عبادتى مانند حج،داراى آن همه ابعاد متنوعى كه هریك‏احساس نوعى از تكلیف را اشباع مینماید،نمیباشد. از آن جمله:

تكلیف مالى است كه مسلما براى عمل حج وجود دارد. انسان با اداى‏این تكلیف است كه بمرحله آزادى ارتباط با مال و منال دنیا میرسد و در راه انجام‏تكلیف دست از آن برمیدارد.

لبیك-یعنى اجابت میكنم دعوت ترا اى خداى من، كه اگر این كلمه واقعااز دل برآید، قطعى است كه دعوت از خدا هم واقعا متوجه آن بنده گشته است. آیا كسانى كه مورد دعوت خداوندى قرار گرفته‏اند، شرفى بالاتر از این سراغ دارند كه‏ خدا آنان را خواسته است كه در پیشگاه او حاضر شوند و به شهود عظمت و فروغ اونائل آیند؟ وقوف در صحراى عرفات و نیایش در آن،از اعماق قلب توام با خلوص‏و صفا. مضامین دعاى عرفه‏اى كه سرور شهیدان امام حسین بن على علیهما السلام در آن‏مكان مقدس الهى خوانده است، مى‏فهماند كه بنده مشتاق انجذاب به بارگاه ربوبى، چگونه میتواند با پروردگارش ارتباط برقرار كرده و در جذبات آن فیاض مطلق‏فرو رود.!

هر سرو قد كه‌ بر مه‌ و خور، حسن‌ می‌فروخت           چـون‌ تـو درآمـدی‌ پی‌ كار دگر گـرفت‌

زین‌ قصّه‌ هفت‌ گنبد افلاك‌ پر صداست                       كوته‌ نظر ببین‌ كه‌ سخن‌ مختصر گـرفت‌

آن چیست که...؟

چیستان
1- آن چیست که روز را کنار پنجره می گذراند، و هنگام غذا کنار میز است و شب ها ناپدید می شود؟

2- آن چیست که گرداگرد درخت و چوب است اما هیچگاه به داخل درخت و چوب نمی رود؟

3- این چیه که مورچه داره ، اما مار نداره ؟

4- برگ سبز چمنی، ورق ورق تو می شکنی؟

5- آن چیست که جان دارد و نفس نمی کشد؟

6- آن چیست که پر دارد و پرواز نمی کند؟

7- کدام رازداری است که تا سرش را نبریم رازش را نمی گوید؟

 

جواب

1- مگس

2- پوست درخت

3- نقطه

4- کاهو

5- فنجان

6- پرگار

7- نامه

سوره ابراهیم

سوره ابراهیم

سوره ابراهیم دارای 52 آیه است.

سوره ابراهیم در «مکّه» نازل شده، به استثناى آیات 28 و 29، که طبق گفته بسیارى از مفسران در «مدینه» درباره ی کشته شدگان مشرکان در بدر نازل گردیده است.

 

محتواى سوره ابراهیم:

چنانکه از نام سوره پیداست، قسمتى از آن در باره قهرمان توحید حضرت ابراهیم (ع) نازل گردیده است.

این سوره به دلیل بیان مطالبی درباره حضرت ابراهیم (ع) سوره ابراهیم نامیده شده و مانند سوره‌های قبلش یونس ، هود، یوسف با "”الر"“ آغاز شده است. اولین آیه این سوره‌ها درباره اوصاف قرآن است.

بخش دیگرى از این سوره اشاره به تاریخ انبیاى پیشین همچون نوح، موسى و قوم عاد و ثمود، و درسهاى عبرتى که در آنها نهفته است مى‏باشد.

خلاصه این سوره مجموعه‏اى است از بیان اعتقادات و اندرزها و موعظه‏ها و سرگذشتهاى عبرت انگیز اقوام پیشین و بیان هدف رسالت پیامبران و نزول کتب آسمانى.

 

فضیلت تلاوت این سوره ابراهیم:

از پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله نقل شده است که فرمود: «کسى که سوره ابراهیم و حجر را بخواند، خداوند به تعداد هر یک از آنها که بت مى‏پرستیدند و آنها که بت نمى‏پرستیدند، ده حسنه به او مى‏بخشد».

پاداشهایى که در باره تلاوت سوره‏هاى قرآن وارد شده پاداشى است در برابر خواندن توأم با اندیشه و سپس عمل.

به فرموده روایات تلاوت این سوره برکاتی دارد که از جمله آنها در امان بودن از بلا و فقر و جنون است.

 

نوشابه‌های گازدار با بدن شما چه می‌کند؟


نوشابه گازدار

پــژوهشگران مضرات مصرف نوشابه های گازدار را چـنـیـن میشمارند:

1- پـوسیدگی دندانها: تمام نوشابه های گازدار خاصیت اســیدی داشته و سبب فرسایش مینای دندانها میگردند. تقریباً مشابه این که اسید باتری ماشین را نوشیده اید.

همچنین میزان قند بالای این گـونه مـحــصولات پوسیدگی دندانها را تسریع می كنند.

 

2- چاقی: نوشابه های گازدار عمدتا از آب تصفیه شده، افزودنیهای مصنوعی و شكر تصفیه شده تهیه میگردند. بنابراین فاقد هرگونه ارزش تغذیه ای بوده و تنها به خاطر میزان قند بالایشان دارای كالری زیادی میباشند كه سبب چاقی در فرد مصرف كننده میگردند. در نوشابه های رژیمی نیز جای شكر معمولی از آسپارتام استفاده میكنند كه در ضمن آنكه یك ماده اشتها آور میباشد برای سلامتی نیز مضر بوده و مصـرف آن میگرن، سرگیجه و كاهش توان حافظه را بدنبال دارد.

نوشیدن روزانه یک لیوان نوشابه معادل با مصرف 17 کیلو و 690 گرم شکر در هر سال است. مصرف دائم نوشیدنی های دارای شکر بر روی ژن هایی کنترل کننده وزن اثر می گذارند. جالب است بدانید در 180000 مرگ مرتبط با چاقی در هر سال رد پای نوشابه های شیرین دیده می شود.

 

3- تاثیر بروی كلیه ها: میزان بالای اسید فسفریک در نوشابه ها با سنگ های کلیه و دیگر مشکلات کلیوی رابطه دارد. نوشابه های رژیمی نیز این خطر را دو برابر افزایش داده اند. خصوصاً زمانی که روزانه بیش از دو لیوان از آن ها مصرف شود.

 

4- تاثیر بروی پوست: نوشابه های گازدار فاقد هرگونه مواد معدنی و ویتامین میباشند. افرادی كه نوشابه مصرف میكنند معمولا مصرف آب میوه، شیر و حتی آب را كاهش میدهند و بدن خود را از ویتامینها و مواد معدنی كه برای سلامتی پوست ضروری میباشند محروم میسازند. بنابراین پوستشان بیشتر دچار چین و چروك میگردد.

 

5- تاثیر بروی استخوانها: اسید فسفریك موجود در نوشابه های گازدار ماده ای بسیار سمی میباشد. اسید فسفریك یون كلسیم را از استخوانها بر داشته و پوكی استخوانها را سبب میگردد.

 

6- تاثیر بر دستگاه گوارش: کربنات موجود در نوشابه های گازدار می تواند باعث ایجاد نفخ، درد شکم و تشدید عوارض سندرم روده تحریک پذیر شود. کافئین نیز موجب بدتر شدن دوره های اسهال یا کمک به تشدید یبوست می گردد.

 

7- تاثیر بر قلب: استفاده دائم از نوشابه در برنامه غذایی، خطر حملات و سکته قلبی را تا حد زیادی افزایش می دهد.

 

8- تاثیر بر ریه ها: هر چه نوشابه بیشتری بنوشید احتمال ابتلای شما به آسم یا بیماری انسدادی مزمن ریه بیشتر می شود.

اگر حین نماز وضو باطل شود!

احکام
سوال: اگر شخصی قادر به نگه داشتن وضو نیست و در وسط نماز وضوی او باطل می شود حکم این مسئله چیست؟

اگر انسان مرضى دارد که بول او قطره قطره مى‏ریزد یا نمى‏تواند از بیرون آمدنِ غائط یا باد معده خوددارى کند؛ یا از اول وقت نماز تا آخر وقت به مقدار وضو گرفتن و نماز خواندن مهلت پیدا مى‏کند و یا نمی کند.

در صورت اول:

باید نماز را در وقتى که مهلت پیدا مى‏کند بخواند و اگر مهلت او به مقدار کارهاى واجب نماز است، باید در وقتى که مهلت دارد فقط کارهاى واجب نماز را به جا آورد و کارهاى مستحبّ آن مانند اذان و اقامه و قنوت را ترک نماید.

اما در صورت دوم:

اگر در بین نماز چند دفعه بول از او خارج مى‏شود، وضوى اوّل کافى است، ولى چنانچه در بین نماز چند مرتبه غائط یا باد معده از او خارج مى‏شود اگر نتواند هیچ مقدار از نماز را با وضو بخواند، مى‏تواند چند نماز را با یک وضو بخواند، مگر اختیاراً بول یا غائط کند یا چیز دیگرى که وضو را باطل مى‏کند پیش آید[1].

کسى که غائط پى در پى از او خارج مى‏شود، براى به جا وردن سجده و تشهّد فراموش شده و نماز احتیاط که باید بعد از نماز انجام داد در صورتى که نها را بعد از نماز فوراً به جا بیاورد، وضو گرفتن لازم نیست

اما اگر بتواند مقدارى از نماز را با وضو بخواند، اگر بخواهد بعد از هر دفعه وضو بگیرد سخت نیست، باید ظرف آبى پهلوى خود بگذارد و هر وقت غائط از او خارج شد وضو بگیرد و بقیه نماز را بخواند[2]، اما اگر وضو گرفتن بعد از هر دفعه براى او سخت است، باید براى هر نماز یک وضو بگیرد[3].

کسى که غائط پى در پى از او خارج مى‏شود، براى به جا آوردن سجده و تشهّد فراموش شده و نماز احتیاط که باید بعد از نماز انجام داد در صورتى که آنها را بعد از نماز فوراً به جا بیاورد، وضو گرفتن لازم نیست[4].

تذکر:

این جواب بر اساس فتوای امام خمینی (ره) تنظیم شده است.

 

پی نوشتها:

[1] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص: 183، مسأله 309 و 310.

[2] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص 181، مسأله 306، مسأله 307 و مسأله 311.

[3] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص 182، مسأله 308 .

[4] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏1، ص: 184، مسأله 312.

بخشش بزرگ خدا به پیامبر

قران

93- سوره ضحی (صبح‏گاه)

نود و سومین سوره‏ی قرآن، سوره‏ی «ضحی» است. این سوره 11 آیه و 40 کلمه دارد و یازدهمین سوره‏ی قرآن است که در شهر مکه بر پیامبر (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) نازل شده است. خدای بزرگ در آغاز این سوره به روشنایی روز سوگند می‏خورد. نام این سوره از همین آیه گرفته شده است.

محتوای سوره

«ابن عباس» که یکی از یاران پیامبر‏(صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) است گفته: «زمانی که پیامبر (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) در شهر مکه زندگی می‏کردند، پانزده روز گذشت و بر پیامبر (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) وحی نازل نشد. پیامبر (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) از این مساله ناراحت بودند. مشرکان مکه پیامبر (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) را مسخره می‏کردند و می‏گفتند: «پروردگار محمد (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) او را راها کرده و با او دشمن شده است. اگر محمد (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) راست می‏گوید و از طرف خدا آمده است، باید همیشه بر او وحی نازل شود.» در این هنگام جبرئیل آمد، این سوره را آورد و به سخنان آنها پاسخ گفت.

این سوره با دو سوگند آغاز می‏شود. سپس به پیامبر (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) بشارت می‏دهد که خدا تو را هرگز رها نساخته است. بعد به پیامبر (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) نوید می‏دهد که خداوند آنقدر به او می‏بخشد که راضی و خشنود شود.

در آیات پایانی سوره، خداوند زندگی گذشته‏ی پیامبر (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) را به یادش می‏آورد و به آن حضرت می‏گوید که خداوند همیشه به او مهربانی کرده و در لحظه‏های سخت زندگی از او پشتیبانی کرده است. به همین جهت در سه آیه‏ی آخر به پیامبر (صلی‏الله وعلیه وآله وسلم) دستور می‏دهد که به شکرانه‏ی این نعمت‏های بزرگ خداوند، با یتیمان و مستمندان مهربان باشد و به مردم بگوید که خداوند چه نعمت‏های بزرگی به او داده است.

 

با قرآن آشنا شویم

گل

سوره‌ی «اعلی» (برتر)

هشتاد و هفتمین سوره‌‌ی قرآن مجید، سوره‌ی «اعلی» است. این سوره 19 آیه  و 72 کلمه دارد و هشتمین سوره‌ی قرآن است که در شهر مکه بر پیامبران نازل شده است.

هر کس سوره‌ی اعلی را بخواند، به عدد هر حرفی که خداوند بر ابراهیم (ع)، موسی (ع) و محمد (ص) نازل کرده است ده ثواب به او می‌دهد

اولین آیه‌ی این سوره می‌گوید: «به نام پروردگار بلند مرتبه‌ات، تسبیح‌گوی!» نام این سوره نیز از همین آیه گرفته شده است. در قرآن هفت سوره وجود دارد که با واژه‌ی «تسبیح گفتن» آغاز می‌شود. دانشمندان علوم قرآنی به این سوره‌ها «مسبّحات» می‌گویند. این سوره، آخرین سوره از مسبّحات هفت‌گانه است.

محتوای سوره:

آیه‌های این سوره دارای دو بخش است: در بخش اول، از آیه‌ی1 تا آیه‌ی 9، با پیامبر (ص) سخن می‌گوید. در این آیه‌ها خداوند هفت صفت ویژگی‌ خودش را می‌شمارد و به پیامبرش می‌گوید که پروردگار را تسبیح کند.

در بخش دوم که از آیه‌ی 10 شروع می‌شود و تا پایان سوره ادامه می‌یابد، در باره‌ی مومنان و کافران سخن می‌گوید و به صورت مختصر علّت خوش‌بختی و بدبختی این دو گروه را توضیح می‌دهد. سپس در پایان می‌گوید: «این مطالب تنها در قرآن نیامده، بلکه در کتاب‌های پیشین همانند کتاب ابراهیم (ع) و موسی (ع) نیز وجود داشته است.»

ثواب خواندن:

پیامبراسلام (ص) فرموده‌اند: « هر کس سوره‌ی اعلی را بخواند، به عدد هر حرفی که خداوند بر ابراهیم (ع)، موسی (ع) و محمد (ص) نازل کرده است ده ثواب به او می‌دهد.» امام صادق (ع) نیز فرموده‌اند: «کسی که سوره‌ی اعلی را در نمازهای واجب یا مستحب خود بخواند، روز قیامت به او گفته می‌شود از هر کدام از درهای بهشت که می‌خواهی وارد آن شو.»

از آیه‌ی1 تا آیه‌ی 9، با پیامبر (ص) سخن می‌گوید. در این آیه‌ها خداوند هفت صفت ویژگی‌ خودش را می‌شمارد و به پیامبرش می‌گوید که پروردگار را تسبیح کند.

امام علی (ع) نیز فرموده‌اند: «این سوره محبوب پیامبر خدا (ص) بود و حضرت محمد (ص) آن را خیلی دوست می‌داشت.»

یکی از یاران حضرت علی (ع) گفته است: «بیست شب پشت‌سر حضرت علی (ع) نماز خواندم و حضرت علی (ع) هرشب این سوره را می‌خواند. روزی نیز فرمود: «اگر می‌دانستید این سوره چقدر برکت دارد، روزی ده بار آن را می‌خواندید. هر کس آن را بخواند مثل اینکه کتاب‌های آسمانی موسی(ع) و ابراهیم(ع) را خوانده‌است.»

سوره ی «نصر» (یاری دهنده)

وداع خداوند و جبرئیل با پیامبر(ص)

یکصد و دهمین سوره ی قرآن مجید، سوره ی «نصر» است. این سوره 3 آیه و 19 کلمه دارد و یکصد و چهاردهمین (آخرین) سوره ی قرآن است که در شهر مدینه بر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شده است. نام این سوره از اولین آیه ی آن گرفته شده است. این سوره دو نام دیگر نیز دارد: «اذا جاء» و «تودیع» (وداع کردن)؛ زیرا با نازل شدن این سوره خداوند و جبرئیل با پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) وداع و خداحافظی کرده و وحی قرآن پایان یافته است و نیز درگذشت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نزدیک شده است.

محتوای سوره

همان طور که خواندید این سوره در شهر مدینه و در سال های آخر عمر پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) نازل شده است. خداوند در این سوره مژده ی بزرگی به پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) می دهد. آن مژده  این است که پیروزی خیلی بزرگی برای پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) پیش می آید و به دنبال آن مردم گروه گروه مسلمان می شوند. خداوند برای شکرگزاری این نعمت بزرگ به پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) دستور می دهد که خداوند را حمد و سپاس بگوید و از او بخشش بخواهد.

در دوره ی زندگی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)، مسلمانان پیروزی های بزرگی به دست آوردند؛ امّا پیروزی بزرگی که به دنبال آن همه ی مردم مسلمان شدند، همان «فتح مکّه» است. آخر خیلی از عرب ها فکر می کردند اگر پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) توانست شهر مکه را فتح کند دلیل این است که او بر حق است و از طرف خدا پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) شده است؛ زیرا اگر بر حق نباشد، خدا نمی گذارد که مکّه را فتح کند. همان طور که لشگر بزرگ «ابرهه» را نابود کرد.

گروهی از دانشمندان گفته اند: «این سوره بعد از «صلح حدیبیه» در سال ششم هجرت و دو سال قبل از فتح شهر مکه نازل شده است.»

همان طور که خواندید نام دیگر این سوره «تودیع» است. در روایتی گفته شده است وقتی این سوره نازل شد پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) آن را برای یاران خود تلاوت کرد و آن ها خیلی خوشحال شدند؛ ولی «عباس» عموی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) وقتی آن را شنید گریه کرد. پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: «چرا گریه می کنی؟» او گفت: «گمان کنم خبر درگذشت شما در این سوره به ما داده شده است.»  پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: «همین طور است که تو می گویی.»

دانشمندان گفته اند: «گرچه در این سوره خبر شادی بخش فتح و پیروزی آمده است، این که همه ی مردم مسلمان می شوند، معنایش این است که پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) کار خودش را به خوبی انجا داده و وظیفه ی او تمام شده است. معلوم است که مسلمانان باید منتظر رفتن او از این دنیا باشند.»

ثواب خواندن

وداع خداوند و جبرئیل با پیامبر(ص)

پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) فرموده اند: « کسی که این سوره را بخواند مانند این است که در فتح مکه همراه پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) بوده است.»

 

امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده اند: «کسی که این سوره را در نماز مستحبی یا نماز واجب بخواند خداوند او را بر تمام دشمنانش پیروز می کند و در روز قیامت خداوند نامه ای به او می دهد که این نامه با او سخن می گوید. خداوند از داخل قبر این نامه را به او داده است. این نامه، برگه ی آزادی او از آتش جهنم است.»


سوره ی «نصر» (یاری دهنده)


وداع خداوند و جبرئیل با پیامبر(ص)

یکصد و دهمین سوره ی قرآن مجید، سوره ی «نصر» است. این سوره 3 آیه و 19 کلمه دارد و یکصد و چهاردهمین (آخرین) سوره ی قرآن است که در شهر مدینه بر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شده است. نام این سوره از اولین آیه ی آن گرفته شده است. این سوره دو نام دیگر نیز دارد: «اذا جاء» و «تودیع» (وداع کردن)؛ زیرا با نازل شدن این سوره خداوند و جبرئیل با پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) وداع و خداحافظی کرده و وحی قرآن پایان یافته است و نیز درگذشت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) نزدیک شده است.

محتوای سوره

همان طور که خواندید این سوره در شهر مدینه و در سال های آخر عمر پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) نازل شده است. خداوند در این سوره مژده ی بزرگی به پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) می دهد. آن مژده  این است که پیروزی خیلی بزرگی برای پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) پیش می آید و به دنبال آن مردم گروه گروه مسلمان می شوند. خداوند برای شکرگزاری این نعمت بزرگ به پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) دستور می دهد که خداوند را حمد و سپاس بگوید و از او بخشش بخواهد.

در دوره ی زندگی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)، مسلمانان پیروزی های بزرگی به دست آوردند؛ امّا پیروزی بزرگی که به دنبال آن همه ی مردم مسلمان شدند، همان «فتح مکّه» است. آخر خیلی از عرب ها فکر می کردند اگر پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) توانست شهر مکه را فتح کند دلیل این است که او بر حق است و از طرف خدا پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) شده است؛ زیرا اگر بر حق نباشد، خدا نمی گذارد که مکّه را فتح کند. همان طور که لشگر بزرگ «ابرهه» را نابود کرد.

گروهی از دانشمندان گفته اند: «این سوره بعد از «صلح حدیبیه» در سال ششم هجرت و دو سال قبل از فتح شهر مکه نازل شده است.»

همان طور که خواندید نام دیگر این سوره «تودیع» است. در روایتی گفته شده است وقتی این سوره نازل شد پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) آن را برای یاران خود تلاوت کرد و آن ها خیلی خوشحال شدند؛ ولی «عباس» عموی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) وقتی آن را شنید گریه کرد. پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: «چرا گریه می کنی؟» او گفت: «گمان کنم خبر درگذشت شما در این سوره به ما داده شده است.»  پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: «همین طور است که تو می گویی.»

دانشمندان گفته اند: «گرچه در این سوره خبر شادی بخش فتح و پیروزی آمده است، این که همه ی مردم مسلمان می شوند، معنایش این است که پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) کار خودش را به خوبی انجا داده و وظیفه ی او تمام شده است. معلوم است که مسلمانان باید منتظر رفتن او از این دنیا باشند.»

ثواب خواندن

وداع خداوند و جبرئیل با پیامبر(ص)

پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) فرموده اند: « کسی که این سوره را بخواند مانند این است که در فتح مکه همراه پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) بوده است.»

 

امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده اند: «کسی که این سوره را در نماز مستحبی یا نماز واجب بخواند خداوند او را بر تمام دشمنانش پیروز می کند و در روز قیامت خداوند نامه ای به او می دهد که این نامه با او سخن می گوید. خداوند از داخل قبر این نامه را به او داده است. این نامه، برگه ی آزادی او از آتش جهنم است.»


واى بر هر بدگوى عیبجویى

خانه خدا

صد و چهارمین سوره قرآن

سوره هُمَزَه در مکه نازل شده و دارای 8 آیه است. کلمه همزه به معنی عیبجو و طعنه زن است.

این سوره بعد از سوره قیامت در مکه نازل شده‌است.

این سوره مربوط به آغاز دعوت پیامبر و دوران درگیری با اشراف است.

افرادی چون ابیّ بن خلف اخنس بن شریق،جمیل بن عامر،ولید بن مغیره وعاص بن وائل به رسول خدا ((صلی الله)) تهمت زدند وبدگویی می‌کردند وسعی داشتند تا شخصیت حضرت رسول را از بین ببرند. در اینجا بود که خداوند سوره همزه رانازل کرد.

در این سوره از کسانی که تمام تلاش خود را متوجه جمع مال کرده و به ثروت‌های جمع شده خود مغرورند، از دیگران عیجبوئی کرده و با اشاره چشم و سایر اعضاء مسخره‌شان می‌کنند؛ صحبت می‌کند. و در پایان سوره از سرنوشت آنها در جهنم سخن می‌گوید.

 در حدیثی از پیامبر اسلام آمده‌است:

 هرکس این سوره را تلاوت کند به عدد هر یک از کسانی که محمد و یارانش را استهزا کردند ده حسنه به او داده می‌شود. 

• و در حدیثی از امام صادق آمده:

 هرکس آن را در نماز فریضه‌ای بخواند فقر از او دور می‌شود، روزی به او رو می‌آورد، و مرگهای زشت و بد از او قطع می‌گردد. 

 

سوره مبارکه همزه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَیْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ (1)

الَّذِی جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ (2)

یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ (3)

كَلَّا لَیُنبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ (4)

وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ (5)

نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ (6)

الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ (7)

إِنَّهَا عَلَیْهِم مُّؤْصَدَةٌ (8)

فِی عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ (9)

ترجمه سوره مبارکه همزه

به نام اللّه رحمتگر مهربان

واى بر هر بدگوى عیبجویى (1)

كه مالى گرد آورد و برشمردش (2)

پندارد كه مالش او را جاوید كرده (3)

 ولى نه قطعا در آتش خردكننده فرو افكنده خواهد شد (4)

و تو چه دانى كه آن آتش خردكننده چیست (5)

خانه خدا

 آتش افروخته خدا[یى] است (6)

 [آتشى] كه به دلها مى‏رسد (7)

و [آتشى كه] در ستونهایى دراز آنان را در میان فرامى‏گیرد (8)

 در ستونهای كشیده و طولانی! (9)

 

انگشتر امام علی (ع)

 انگشتر امام علی

روزی مردی نیازمند  وارد مسجد مسلمانان شد .و از مسلمانان تقاضای کمک کرد اما کسی به او توجهی نکرد. مرد نیازمند دستش را به سمت آسمان بلند کرد و گفت خدایا شاهد باش در مسجد رسول تو ازمسلمانان تقاضایی کردم ولی کسی به من پاسخ نداد .حضرت علی علیه السلام در حال نماز بود و در آن وقت به رکوع رفته بود .وقتی شکایت مرد نیازمند را شنید دستش را به طرف او دراز کرد و به او اشاره کرد تا انگشترش را بردارد .نیازمند جلو آمد و انگشتر حضرت علی علیه السلام را از دستش درآورد وبا خود برد .

پیامبرخدا نیز درحالیکه نماز می خواند صحنه را مشاهده فرمود .طولی نکشید که جبرئیل نازل شد و این آیه را برای پیامبر آورد . إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (مائده،آیه 55):

 انگشتر امام علی

بدانیدکه ولی شما (فرمانده شما) فقط خدا و پیامبر او و كسانى هستند كه ایمان آورده‏اند؛ آنها كه نماز را به پا مى‏دارند و در حالى كه در ركوع نماز هستند،زکات میدهند.

خبر آیه ی بالا و زکات دادن امام علی علیه السلام توی شهر مدینه پیچید .

دانستنی های سوره‌ی هود

 سوره‌ی هود

هود(ع)نام پیامبرى است كه بر قبیله عاد مبعوث گردیده است. هود نام یازدهمین سوره قرآن مجید است كه در آن داستان قوم هود به صورت مشروح ذكر شده است.قوم هود در اثر عدم قبول دعوت حضرت هود(ع) و سر آمدن مهلت الهى، دچارعذاب الهى شدند و از بین رفتند. این سوره مكى است و 123 آیه دارد.

هود چهل و نهمین سوره ای است که بر پیامبر(ص) نازل شد و بعضی از مفسران زمان نزول این سوره را در اواخر سال هایی می دانند که پیامبر ص در مکه به سر می بردند، یعنی بعد از مرگ ابوطالب و خدیجه و طبیعتاً در یکی از سخت ترین دوران های زندگی پیامبر ص که فشار دشمن و تبلیغات خشن و زهرآگینش بیش از هر زمان دیگر احساس می شد. به همین خاطر در ابتدای این سوره تعبیراتی که جنبه ی دلداری و تسلی نسبت به پیامبر ص و مومنان دارد دیده می شود. قسمت عمده آیات سوره را سرگذشت پیامبران پیشین مخصوصاً نوح که با وجود نفرات کم بر دشمنان پیروز شد تشکیل می دهد. بیان این سرگذشت ها هم وسیله آرامش خاطر برای پیامبر ص و مومنان در برابر آن انبوه دشمنان بوده و هم درس عبرتی برای مخالفان نیرومندشان.

 

فضیلت سوره

معلم بزرگ انسانها حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله) فرموده‌اند: هركس سوره هود را تلاوت نماید، خداوند درروز قیامت به تعداد كسانی كه هود را تصدیق ویا تكذیب كرده‌اند به او پاداش عطا می‌فرماید. وی در مقام شهداء قرار می‌گیرد: و به حسابش آسان رسیدگی می‌شود.( تفسیر جامع ج3 ص 248)

پنجمین اختر آسمان ولایت، امام محمدباقر علیه السلام فرمودند: كسی كه سوره هود را در هر جمعه بخواند، حق تعالی او را در قیامت در زمره پیغمبران مبعوث می‌گرداند ودر قیامت گناهی از او ظاهر نخواهد شد.( بحارالنوار 92/278 – 279 باب 36 / روایت 1و2 به نقل از ثواب الاعمال وتفسیر عیلشی)

روزی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به حضرت علی علیه السلام فرمود: من از خداوند خواسته‌ام كه تو را وزیر،‌ خلیفه و جانشین من قرار دهد. خداوند این خواسته‌ام را اجابت فرمود و وحی نمود كه من علی علیه السلام را خلیفه و وصی تو نمودم. هنگامی‌كه این سخن به گوش بعضی از مخالفان رسید از روی عداوت ودشمنی گفتند:‌ به خدا سوگند، مقداری خرما در این مشك خشكیده از آنچه محمد از خدای خود خواسته بهتر است. چرا از خداوند نخواست فرشته‌ای برای یاری او بر دشمنان بفرستد ویا گنجی كه او را از فقر نجات دهد؟ (تفسیر نمونه وتفسیر جامع شان نزول آیه 12 سوره هود)

 در این هنگام آیه‌ی دوازدهم سوره ی هود بر رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم  نازل شد.

 ((فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا یُوحَى إِلَیْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن یَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ وَكِیلٌ))

پس شاید تو به خاطر آن كه می‌گویند: چرا بر او گنجی نازل نشده ویافرشته‌ای همراه اونیامده، برخی از آن چه را كه به سویت وحی می‌شود رها كنی وسینه‌ات از ابلاغ آن تنگ شود! جزاین نیست كه تو بیم دهنده‌ای هستی وخدا بر همه چیز ناظر ونگهبان است»

شأن نزول آیه‏ی شریفه‏ی: " یا ایها الرسول بلغ.. ."


علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام

پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله پس از انجام مناسک حج، با جمعیت همراه خود، به سمت مدینه حرکت کردند.  در باز گشت در روز «هجدهم ذی‏الحجة»  چون به غدیر رسیدند  فرشته‏ی وحی از جانب خداوند این آیه‏ی شریف را آورد: « یا اَیٌّها الرَّسُولَ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلیکَ مِنْ رَبِّکِ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّه یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ...».

ای رسول من، آنچه از خدا بر تو نازل شد به خلق برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکرده‏ای، و خدا تو را از شر آزار مردمان محفوظ خواهد داشت.

 

از آیه‏ی شریفه‏ی فوق چنین برمی‏آید که:

1- از جانب خداوند موضوع جدید و بسیار حائز اهمیت، به مردم ابلاغ می‏شود.

2- پیامبر برای اولین بار در ابلاغ وحی به مردم دچار نگرانی می‏شود، چنانچه خداوند می‏فرماید: ما تو را از شر مردم محفوظ خواهیم کرد.

3- این حکم الهی کامل کننده‏ی دین و رسالت رسول خدا می‏باشد.

آنچه مسلم است، پیامبر برای جان خود، خوف و هراسی ندارد، بلکه وی نگران حفظ و تداوم اسلام می‏باشد. چنین انتظار می‏رفت که اگر پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله این حکم الهی را ابلاغ می‏کرد، جمعیت همراه وی دست به شورش و عکس‏العمل شدید زنند، چنانچه بنیان دین را به خطر اندازد و در جامعه‏ی مسلمین اختلاف و هرج و مرج حاکم شود.

از امام محمد باقر علیه‏السلام روایت شده است: رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله عازم زیارت کعبه بود، جبرئیل بر او نازل شد و از جانب خداوند متعال سلام کرد و گفت: "خداوند می‏فرماید که من پیامبری را از پیامبران گذشته قبض روح نکردم، مگر پس از کمال دین و اتمام حجت و برای تو دو موضوع باقی مانده است که می‏باید آن را به مردم ابلاغ کنی، یکی حکم حج ودیگری موضوع خلافت و ولایت است".

رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله چون نسبت به قوم خود، خصوصاً از منافقین امت و تفرقه و ارتداد آنان در اندیشه بود و از دشمنی و نارضایتی جمعی نسبت به حضرت علی علیه‏السلام آگاه بود،  انجام دادن این امر الهی را به تأخیر انداخت تا اینکه در غدیر خم برای سومین بار، جبرئیل بر او نازل شد و تأکید حق تعالی را بر آن حضرت، در نصب علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام به خلافت ابلاغ کرد.

براء عازب گوید: در بازگشت از حجةالوداع چون به غدیرخم رسیدیم، رسول خدا  نماز را با همه‏ی همراهان به جای آوردند.  پس از فراغت از نماز، رسول خدا خطبه‏ی خطیر خود را که فصل نوینی در تاریخ اسلام گشود، با حمد و ثنای پروردگار شروع کرد.

روایت است که سخنان پیامبر بیش از چهار ساعت به طول انجامید، و در واقع پیامبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله کارنامه‏ی بیست و سه ساله‏ی خود را برای مردم شرح دادند. لزوم گرایش به «قرآن و عترت» را برای رهبری و سعادت خلایق پس از خود توصیه نمود و فرمود: «همانا این دو چیز گرانبها را که در میان شما می‏گذارم، خداوند مرا آگاه فرمود

که این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، پس بنگرید که چگونه بعد از من با آنان رفتار می‏کنید».

سپس دست علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام را در کنارش ایستاده بود گرفت و تا آنجا بالا برد که سفیدی زیر بغلهایش نمودار گردید و همه‏ی افراد او را شناختند و فرمود: «یا ایها الناس اولستُ اولی بالمۆمنین من انفسهم به قالوا: بلی، قال: اَوَ لیس ازواجی امهاتُهُم؟ قالوا: بلی یا رسول‏الله، فمن کنت مولاه، فعلیٌ مولاه، اللهم وال من والاه و عادِ مَنْ عاداه».

ای مردم آیا من از خود مۆمنان به آنها سزاوارتر نیستم؟ گفتند، آری، فرمود: آیا همسران من، مادران شما نیستند، گفتند آری، پس هر کس که من مولای اویم، علی مولای اوست. خدایا دوست بدار هر کس که او را دوست می‏دارد و دشمن بدار دشمن او را.

از ابوسعید خُدری، صحابی معروف نقل شده، هنوز مردم متفرق نشده بودند که این آیه‏ی شریفه نازل شد: «... اَلْیومَ اَکْمَلتُ لَکُمْ دینَکُمْ و اَتَممتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمْ الاِسْلامَ دیناً...».

 امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام کردم و بهترین آئین را که اسلام است برایتان برگزیدم.

پیش از نزول این آیه، رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود: ای گروه مۆمنین از امر پروردگار متعال اطاعت کنید و ولایت علی بن ابی‏طالب علیه‏السلام را بپذیرید و به کلمه‏ی «امیرالمۆمنین» او را بخوانید و با او به عنوان مقام خلافت بیعت کنید.

سپس مردم هجوم آوردند و او را تبریک و تهنیت گفته و با وی بیعت کردند و به امر پیامبر زنان مسلمانان که همراه آنان بودند به علی علیه‏السلام مبارک گفتند.

بازی‌های کامپیوتری

بازی با کامپیوتر

علی از مدرسه برگشت و سریع ناهارش را خورد و نشست پشت کامپیوتر تا بازی جدیدی را که از دوستش گرفته بود نصب کند. بعد از آن غرق بازی شد و زمان را فراموش کرد. او علاقه ی زیادی به این بازی ها داشت و همیشه همه چی را فراموش می کرد.

با صدای زنگ آیفون علی به خودش آمد ساعت 6 غروب بود و او نزدیک 4 ساعت بی وقفه پشت کامپیوتر نشسته بود. در را باز کرد، پدرش بود. پدر با دیدن علی سرش را تکان داد و گفت: باز که چشم هایت قرمز شده، حتماً بازم داشتی بازی می کردی؟

علی سرش را پایین انداخت و با خجالت گفت: بله! علی از پدرش خجالت کشید چون چندین بار به پدرش قول داده بود که از کامپیوترش درست استفاده کند.

علی به اتاقش رفت و کامپیوترش را خاموش کرد. بعد به آشپزخانه رفت و یک چایی برای پدرش ریخت. مادر علی خانه نبود او به شهرستان به دیدن پدر و مادرش رفته بود.

علی خیلی تکلیف داشت که باید انجام می داد. اما او خیلی خسته بود و نمی توانست تمرکز کند. وقتی علی داشت تکلیف ریاضی اش را می نوشت خوابش برد و تکالیفش نیمه کاره ماند.

فردا علی آماده شد که به مدرسه برود اما کمی استرس داشت چون تمام تکالیفش را نصفه نیمه کاره انجام داده بود.

زنگ اول ریاضی داشت. معلم از علی خواست که مسئله ها را حل کند ولی علی آن ها را بلد نبود. معلم از علی خواست تا دفترش را بیاورد و متوجه شد که علی مسئله ها را حل نکرده معلم ریاضی به نشانه ی تاسف سرش را تکان داد و گفت: علی! چرا چند وقتیه تکالیفت را انجام نمی دهی. اگر این طوری پیش بری حتماً امتحاناتت را خراب می کنی.

علی در همه ی درس هایش افت کرده بود. یک روز مشاور مدرسه از او خواست تا به اتاقش برود. او از علی پرسید: علی! چرا به تکالیفت اهمیت نمی دهی. علی گفت: من اصلاً وقت نمی کنم آن ها را انجام بدهم. مشاور: می شه ازت بخواهم بهم بگی وقتی به خانه می ری چه کارهایی انجام می دی تا شاید اینجوری بتونیم اشکال کار را پیدا کنیم و با هم یک برنامه ریزی خوب بکنیم. علی گفت: اول ناهار می خورم بعد می رم سراغ کامپیوترم تا کمی بازی کنم، اما نمی دونم چی می شه که ساعت ها می گذره. بعد که می خوام تکالیفم رو بنویسم آ نقدر خسته ام که نمی تونم.

بعد مشاور لبخندی زد و گفت: عزیزم بهتر نیست وقتی می ری خونه کمی استراحت کنی و بعد تکالیفت رو انجام بدی و زمان استراحتت سراغ بازی بری. البته حتماً باید برای خودت وقت بذاری مثلاً نیم ساعت هر روز. تا اینجوری به همه ی کارهات برسی.

علی گفت: من همیشه می خوام کم بازی کنم اما نمی دونم چرا نمی شه؟

مشاور: تو باید اول به خودت قول بدهی و بعد یک ساعت را کوک کنی تا بهت خبر بده که زمان بازی تمام شده و تو کارهای مهم تری هم داری. این روش را امتحان کن و نتیجه را به من خبر بده.

اون روز علی وقتی به خانه آمد تمام کارهایی را که مشاورش به او پیشنهاد داد انجام داد. فردا صبح وقتی بیدار شد برای رفتن به مدرسه استرس نداشت چون تمام تکالیفش را انجام داده بود.

یک پیشنهاد جالب

یشنهاد

قبل از این که امتحانات شروع شود مشکل همیشگی من این بود که چطوری موقع درس خواندن از قسمت های مهم یادداشت بردارم و وقتی می خواهم مرور کنم این نکته ها در دسترس باشند. حالا سال ها از آن روزها می گذرد و روش های مختلفی برای یادداشت برداری و مرور درس ابداع شده است ولی ما این جا نمی خواهیم این روش ها را به شما یاد بدهیم بلکه یک کار جالب را به شما پیشنهاد می کنیم!

اگر کاغذ بزرگ سفید در خانه دارید حالا موقع استفاده از آن است. حتی کاغذ رنگی یا کاغذ الگو خیاطی هم برای این کار مناسب است کاغذ ها را از طرفی که استفاده شده است به همدیگر بچسبانید طوری که یک کاغذ بزرگ اندازه ی یک دیوار بشود.

 می توانید این کاغذ بزرگ را به دیوار اتاق بچسبانید حالا شما یک تخته ی سفید خیلی بزرگ روی دیوار دارید که می شود نکته های مهم را روی آن نوشت و هر موقع که وارد اتاق می شوید این نکته ها جلوی چشم شما هستند و به راحتی می توانید آن ها را بخوانید. بهتر است که با ماژیک های رنگی بنویسید مثلاً ریاضی (قرمز) تاریخ (سبز) و ... تا یادداشت های شما از یک متری هم راحت خوانده شوند.

تخته را می توانید به چند قسمت تقسیم کنید مثلاً درس ریاضی در سمت راست پایین باشد و علوم در قسمت بالا سمت چپ از فضاهای سفید دیگر هم برای درس های دیگر. عنوان درس ها را با ماژیک بزرگ بالای هر قسمت بنویسید براساس اولویت و مهم بودن نکته ها می توانید از ستاره یا رنگ های مختلف استفاده کنید.

اگر دیوار اتاق جای مناسبی نیست می شود پشت در جای خوبی برای این کار است. اگر شیشه های پنجره اتاق مات است و در جایی ست که همسایه ها نمی بینند با ماژیکی که جوهر آن به راحتی پاک می شود نکته های مهم را یادداشت کنید.

دانه‌های باران

باران

خشکسالی در سرزمین «طوس» بیداد می کرد. روزهای سوزان و بی رحم سپری می شد و قطره‏ی بارانی از آسمان نمی‏چکید. تنها امید مردم، خانه امام رضا (ع) بود.

روزی امام به مردم گفت:« همه شما سه روز روزه بگیرید تا پس از آن، با هم نماز باران بخوانیم.»

سه روز بعد، وقتی خورشید بالا آمد، مردم پشت سر امام از شهر بیرون رفتند. امام در جلوی جمعیت به نماز ایستاد. پس از نماز امام دستانش را رو به آسمان بی ابر برد و گفت:« ای پروردگار مهربان! باران سودمند رحمت خود را بر مردم نازل بگردان!»

ناگهان ابر های تیره سر تا سر آسمان را پوشاند. چند لحظه بعد، صدای غرش رعد وبرق در همه ی دشت پیچید.

باران، زمین‏های تشنه را سیراب کرد و چشمان مردم از شوق، غرق در اشک شد.

 

باران

خشکسالی در سرزمین «طوس» بیداد می کرد. روزهای سوزان و بی رحم سپری می شد و قطره‏ی بارانی از آسمان نمی‏چکید. تنها امید مردم، خانه امام رضا (ع) بود.

روزی امام به مردم گفت:« همه شما سه روز روزه بگیرید تا پس از آن، با هم نماز باران بخوانیم.»

سه روز بعد، وقتی خورشید بالا آمد، مردم پشت سر امام از شهر بیرون رفتند. امام در جلوی جمعیت به نماز ایستاد. پس از نماز امام دستانش را رو به آسمان بی ابر برد و گفت:« ای پروردگار مهربان! باران سودمند رحمت خود را بر مردم نازل بگردان!»

ناگهان ابر های تیره سر تا سر آسمان را پوشاند. چند لحظه بعد، صدای غرش رعد وبرق در همه ی دشت پیچید.

باران، زمین‏های تشنه را سیراب کرد و چشمان مردم از شوق، غرق در اشک شد.

 

عملی که ثوابش در قرآن ذکر نشده!


مناجات با خداوند مهربان انسان را از غفلت و تکبر نجات داده و او را به سمت محبوب خویش حرکت می دهد و اگر این راز و نیاز در دل شب باشد، آثار و فواید آن چندین برابر خواهد شد.


عبادت

در روایات و احادیث وارد شده از ائمه اطهار (علیهم السلام) و نیز در مواعظ و نصایح اخلاقی و عرفانی عرفا و بزرگان دین، بر خواندن نماز شب و شب زنده داری و مداومت بر آن تاکید فراوان شده است.

در این مطلب به بیان مواعظ اخلاقی از میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(ره) پیرامون شب زنده داری می پردازیم تا عاملی باشد جهت تشویق ما به خواندن نماز شب!

امام صادق علیه‌السلام در حدیثی گران‌بها فرموده‌اند: فضیلت نماز شب نزد خداوند متعال چنان زیاد است که میزان ثواب و پاداش آن را در قرآن ذکر نفرموده‌اند.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:

هر کـار نـیکی که بـنـده می‌کند، در قــرآن برایش ثوابی ذکر شده است مگر نماز شب که از بس نزد خدا پر اهمیت است ثواب آن را معلوم نکرده است و فرموده است:

ما مِن عَمَلٍ حَسَنٍ یَعمَلُهُ العَبدُ إلاّ ولَهُ ثَوابٌ فی القرآنِ إلاّ صلاةَ اللیلِ؛ فإنَّ اللّه‌َ لَم یُبَیِّنْ ثَوابَها لِعَظیمِ خَطَرِها عندَهُ، فقالَ: «تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفا وَطَمَعَا وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ فلا تَعْلَمُ نَفسٌ ما أُخْفِیَ لَهُم مِن قُرَّةِ أعْیُنٍ جَزاءً بِما كانوا یَكْسِبُونَ : پهلوهایشان از بسترها جدا مى‏‌شود (در دل شب) با بیم و امید خداى خود را مى‏‌خوانند و از آنچه روزى آنها كردیم انفاق مى‏‌كنند و هیچ كس نمى‏‌داند به پاداش آنچه انجام داده‏‌اند چه چیزى براى آنان ذخیره ساخته‏‌ام، كه مایه روشنى چشم ایشان است .»(سوره سجده/آیه 16)(وسائل الشیعه، جلد 5، صفحه 281)

 

وقتی بسیار مبارک برای عبادت خدا

وقت سحر و نیمه شب، وقت بسیار مبارکی است، وقت تهجّد و عبادت خدا است. وقت انس گرفتن با محبوب حقیقی در خلوت شب است. وقتی است که پیشوایان معصوم اسلام (سلام الله علیهم) مسلمانان را به بیداری و تهجّد در آن ترغیب می‌نمودند، وقتی است که علمای بزرگ و صالحان روزگار همیشه در آن وقت از خواب برمی‌خاستند و در پیشگاه حضرت حق به نماز خواندن و تلاوت قرآن و استغفار می‌پرداختند و حل مشکلات زندگی و قضای حوایج مهم خود را در این ساعت از ذات مقّدس حق تعالی می‌خواستند و به مقصود می‌رسیدند.

کارهای ارزشمند و عظیم چنان است که حقیقت آنها به سادگی قابل درک نیست، در عین حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگیزتر است

خداوند در دو جای قرآن، کسانی را که در سحرگاهان به استغفار می‌پردازند و از خداوند کریم و رحیم بخشایش گناهان خود را می‌خواهند مورد تمجید قرار داده است. (وقت سحر، آخرین قسمت از یک ششم شب می باشد. هر چند وقت نماز شب از نصف شب به بعد آغاز می‌شود و تا طلوع فجر ادامه پیدا می‌کند، ولی هر چه به طلوع فجر نزدیکتر باشد، ثواب بیشتری دارد).

در روایات آمده است که خداوند متعالی، هنگام سحر درهای آسمانها را می‌گوشاید و مقرّبان به درگاه خداوند آیند و تسبیح و تهلیل و تکبیر گویند و نغمات ذکر ایشان عالم قدس را بگیرد و در این ساعت است که خداوند هر حاجتی از او خواسته شود اجابت می‌کند و وقت انتشار برکات بر زمین است و آنگاه که نسیم سحر از مطلع خویش عاشق وار نفس سرد برآرد، آن ساعت درهای بهشت باز شود و آن باد سحرگاهی با آن لطافت و راحت و لذت از جانب بهشت عَدَن روان باشد.

از داود پیغمبر پرسیدند: کدام وقت شب فضیلت بیشتر دارد؟ گفت: ندانم لیکن دانم که وقت سحر، عرش مجید به جنبش درآید.

محمد مصطفی (صلی الله و علیه وآله) را فرمان آمد که ای محمد: مقام شفاعت در قیامت مقامی بزرگوار و مقامی محمود و تو را مسلم است و راهش این است که به شب برخیزی و نماز کنی. ای محمد، اگر خشنودی ما خواهی، روز را به رسالت بگذران و اگر «مقام محمود» خواهی، شب را به عبادت گذران و نماز شب کن.

از این آیه برمی‌آید که نماز شب بر پیامبر واجب بوده است و این بخاطر نتیجه‌ای است که به دنبال دارد. یعنی خدا او را به مقام محمود مبعوث می‌کند.

مقام محمود، مقام بسیار برجسته‌ای است که ستایش همگان را بر می‌انگیزد. از این رو در روایات آمده که همان مقام «شفاعت كبرى» است ؛ زیرا همه خلایق بخاطر آنکه پیامبر بزرگترین شفیع در عالم آخرت است، او را حمد می‌کند. اما نماز شب برای همه مفید است.

استغفار و عذرخواهی

و نیز گفته‌اند که اول شب، منادی ندا کند که پرستندگان خدا برخیزید و عبادت کنید. نیمه شب ندا کند: ای مطیعان برخیزید و خدا را یاد کنید و هنگام سحر ندا کند:

آمرزش خواهان کجایند که استغفار کنند؟

پس خوشا به حال کسانی که به وقت سحر استغفار کنند و شراب مهر به جام عشق در آن وقت بنوشند که خداوند فرموده: محبوب ترین مردم نزد من کسانی هستند که هنگام سحر از من آمرزش خواهند.

انسان، با تداوم نماز شب و تهجّد و عبادت های شبانه، می‌تواند به مقامی از کمال و صفای نفس و قرب به خدا برسد که چشم و گوش و دست خدایی پیدا کند (جز حق نبیند، جز حق نشنود و جز حق، عمل نکند) و به آنجا برسد که هر دعایی کند، مستجاب گردد.

تهجّد عبارت است از شب زنده‌داری و به ذکر و مناجات و استغفار پرداختن و مۆاخذه نفس.

کسانی که در مقامات علمی و معنوی و دینی به جایی رسیده‌اند، از سحر خیزها بوده‌اند. در سحر، آمادگی فکری و روحی و امکان ارتباط با خدا بیشتر است.

                                     هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ *** از یمن دعای شب و ورد سحری بود

مرا در این ظلمات آن که رهنمایی کرد نیاز نیم شب و درس صبحگاهی بود رو به خواب که حافظ به بارگاه قبول زد ورد نیمه شب و درس صبحگاهی بود.

چرا پاداش عظیم نماز شب مخفی نگاه داشته شده است؟ این سۆال را به سه شکل می‌توان پاسخ داد:

1. کارهای ارزشمند و عظیم چنان است که حقیقت آنها به سادگی قابل درک نیست، در عین حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگیزتر است.

2. قرّة‌العین و چشم روشنی، آن قدر بزرگ و گسترده است که دانش انسان از رسیدن به تمام خصوصیات آن ناتوان است.

3. چون «نماز شب» مخفیانه و دور از چشم دیگران انجام می‌گیرد، پاداش آن نیز پنهان و دور از چشم مردمان است.

امام صادق علیه‌السلام در حدیثی گران‌بها فرموده‌اند: فضیلت نماز شب نزد خداوند متعال چنان زیاد است که میزان ثواب و پاداش آن را در قرآن ذکر نفرموده‌اند

طریقه ای آسانی برای نماز شب

نماز شب 11 رکعت است که می شود آن را به صورت خلاصه و آسان، و یا مقداری مفصل تر و همراه با دعاهای ماثوره و قرائت قرآن خواند.

اما طریق آسان آن عبارت است از اینکه:

انسان حدود نیم ساعت به اذان صبح مانده از خواب بیدار شود و بعد از وضو، چهار تا دو رکعتی مثل نماز صبح به نیت نافله شب بخواند یعنی در هر رکعت بعد از حمد یک بار قل هو الله احد یا یکی از سوره های کوچک را بخواند. که در مجموع 8 رکعت می شود.

بعد دو رکعت به نیت نماز شفع بخواند که در رکعت اول بعد از حمد سوره قل اعوذ برب الناس و در رکعت دوم بعد از حمد سوره قل اعوذ برب الفلق را بخواند و نماز را تمام کند

بعد هم یک رکعت به نام نماز وتر است که بعد از حمد یک مرتبه قل هو الله احد یا بهتر است سه مرتبه قل هو الله احد و یک مرتبه قل اعوذ برب الفلق و یک مرتبه قل اعوذ برب الناس را بخواند و بعد قنوت بگیرد و 7 مرتبه بگوید:

((هذا مـَقامُ العائـِذِ بِکَ مِنَ الـنـّار))

و سپس با دست چپ قنوت بگیرد و به دست راست تسبیح بگیرد و 70 مرتبه بگوید:

((استغفر الله ربی و اتوب الیه)) یا ((استغفر الله و اتوب الــیه))

سپس 300 مرتبه بگوید الــعفو

که اگر یک تسبیح صد دانه به دست بگیرد و هر دانه تسبیح را سه بار بگوید الــعفــو با یک دور تسبیح 300 مرتبه الـعــفو تمام می شود و در مجموع 300 مرتبه الــعفــو را در 3 دقیقه می شود گفت.

محمد مصطفی (صلی الله و علیه وآله) را فرمان آمد که ای محمد: مقام شفاعت در قیامت مقامی بزرگوار و مقامی محمود و تو را مسلم است و راهش این است که به شب برخیزی و نماز کنی. ای محمد، اگر خشنودی ما خواهی، روز را به رسالت بگذران و اگر «مقام محمود» خواهی، شب را به عبادت گذران و نماز شب کن

بعد هم برای 40 نفر مومن دعا و استغفار کند مثلا بگوید اللهم اغفر ابی، یا فارسی بگوید خدایا پدرم را بیامرز، مادرم را بیامرز، فلانی را بیامرز و ..... افراد زنده و مرده در اینجا فرقی ندارند، برای زنده ها هم صحیح است استغفار کند و در پایان بگوید:

((رَبَّ اغفـِرلی و ارحَمنی و تــُب عَلی إنَکَ أنتَ التـٌوابُ الغَفــُورُ الـَّرحیم))

سپس به رکوع و سجده برود و نماز را تمام کند و بعد از آن تسبیح حضرت زهرا (علیه السلام) را انجام دهد. و همچنین آیت الکرسی رو بخواند.

اگر انصاف به خرج دهیم باید حتما همه ما حداقل این روش آسان و راحت نماز شب را ترک نکنیم و خودمان را در زمره متهجدان و عابدان و نماز شب خوانان قرار بدهیم.

اما اگر ما تصمیم جدی بگیریم خداوند هم کمک خواهد کرد، زیرا که خداوند نماز شب را خیلی دوست دارد و به دنبال بهانه است تا مسلملنان و خاصه شیعیان علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به بهشت ببرد، بیایید ما این بهانه را درست کنیم تا خداوند ما را در زمره نماز شب خوانان واقعی و عابدان و زاهدان و متهجدان حقیقی قرار دهد.

خوب هر مقدار که از وقت باقی مانده تا اذان صبح مشغول قرائت قرآن شود که ثواب زیادی دارد و خداوند متعال در سوره مزمل پیامبر (صلی الله و علیه وآله) را مکلف می کند که مشغول ترتیل قرآن شود که همان قرائت همراه با تامل و تفکر در آیات قرآن است که توضیح بیشترش در بخش نماز شب از دیدگاه قرآن آمده است.

همچنین خواندن مناجات خمس عشره بسیار ثواب دارد.

بحث‌های بیهوده را رها کنید


خدایی که قدرت دارد ذرات پراکنده خاک انسانها را در قیامت از نقاط مختلف جهان جمع‌آوری کند، به آسانی می‌تواند یاران مهدی را در یک روز و یک ساعت برای افروختن نخستین جرقه‌های انقلاب به منظور تاسیس حکومت عدل الهی و پایان دادن به ظلم و ستم، جمع نماید.


سکوت

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیها فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (بقره ـ 148)

و برای هر کس قبله‌ای است که به آن سوی رو می‌کند. (بنا بر این دربارهء جهتِ قبله گفتگو نکنید و به جای آن) در نیکی‌ها و اعمال خیر بر یکدیگر سبقت جویید. (و بدانید) هر جا که باشید، خداوند همه شما را (در محشر) حاضر می‌کند، همانا خداوند بر هر کاری تواناست.

برای کلمهِ «وجْهَةٌ» دو معناست: قبله و طریقه. اگر این کلمه را همانند اکثر مفسّران به معنای قبله بگیریم، معنای آیه همان است که ترجمه کرده‌ایم. امّا اگر کلمهِ «وجْهَةٌ» را به معنای طریقه و شیوه بگیریم، معنای آیه این است: برای هر انسان یا گروهی، راه و طریقی است که به سوی همان راه کشیده می‌شود و هر کس راهی را سپری می‌کند. و این معنا نظیر آیه ی 84 سوره ی اسراء است که فرمود:

«كُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ» بعضى مفسّران، مراد از «َهو» در «هو مُوَلِّیها» را خدا دانسته‌اند که در این صورت معنای آیه چنین می‌شود: هر کس قبله‌ای دارد که خداوند آن را تعیین کرده است.

 

نکته آیه:

سبقت در کار خیر، ارزش آن را افزایش می‌دهد. در قرآن با واژه‌های «سارِعُوا»، «سابِقُوا» وَاسْتَبِقُوا» در مورد کار خیر بکار رفته است. و در ستایش انبیا می‌فرماید: «یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ» (انبیا، 90) آنها در نیکی‌ها، شتاب و سرعت می‌گیرند.

 

هر امتی قبله‌ای دارد

این آیه در حقیقت پاسخی به قوم یهود است که دیدیم سر و صدای زیادی پیرامون موضوع تغییر قبله به راه انداخته بودند.

در طول تاریخ انبیاء قبله‌های مختلفی بوده، و تغییر آن چیز عجیبی نیست، قبله همانند اصول دین نیست که تغییرناپذیر باشد، و یا همچون امور تکوینی که تخلف در آن میسر نشود، بنابراین زیاد درباره قبله گفتگو نکنید و به جای آن " در اعمال خیر و نیکیها بر یکدیگر سبقت جویید."

در عوض اینکه تمام وقت خود را صرف گفتگو در این مساله فرعی کنید به سراغ خوبیها و پاکی ها بروید که میدان وسیع و گسترده‌ای دارد و در آن از یکدیگر پیشی گیرید، زیرا معیار ارزش وجودی شما عمل پاک و نیک شما است.

در روایات متعددی که از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) به ما رسیده جمله"ایْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً" به اصحاب حضرت مهدی (علیه السلام) تفسیر شده است

این مضمون درست شبیه چیزی است که در آیه 177 همین سوره آمده است:                       

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ:" نیکوکاری این نیست که صورتتان را به طرف شرق و غرب کنید، بلکه به این است که ایمان به خدا و روز جزا و فرشتگان و پیامبران داشته باشید (و با الهام از ایمان راسخ اعمال صالح انجام دهید) .

شما اگر می‌خواهید" اسلام" یا " مسلمانان" را بیازمائید با این برنامه‌ها بیازمائید نه با مساله تغییر قبله.

سپس به عنوان یک هشدار به خرده‌گیران، و تشویق نیکوکاران می‌فرماید: " هر جا باشید خداوند همه شما را حاضر خواهد کرد" در آن دادگاه بزرگ رستاخیز که صحنه نهایی پاداش و کیفر است.

چنین نیست که عده‌ای مشغول انجام بهترین کارها باشند و گروهی دیگر جز سمپاشی و تخریب و اخلال کار دیگری نکنند، و با هم یکسان باشند و حساب و کتاب و جزائی در کار نباشد، مسلم بدانید چنان روزی در پیش است و به همه حسابها رسیدگی می‌شود.

و از آنجا که ممکن است برای بعضی این جمله عجیب باشد که چگونه خداوند ذرات خاک های پراکنده انسانها را هر جا که باشد جمع‌آوری می‌کند و لباس حیات نوینی بر آنها می‌پوشاند؟ بلافاصله می‌گوید:" و خداوند بر هر کاری قدرت دارد" (اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ).

در حقیقت این جمله در پایان آیه به منزله دلیل است برای جمله قبل از" ایْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً ".

یار
آن روز که یاران مهدی (علیه السلام) جمع می‌شوند

در روایات متعددی که از ائمه اهل بیت (علیهم السلام) به ما رسیده جمله " ایْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً " به اصحاب حضرت مهدی (علیه السلام) تفسیر شده است.

از جمله در کتاب " روضه کافی" از " امام باقر" علیه السلام می‌خوانیم که بعد از ذکر این جمله فرمود:

" منظور اصحاب امام قائم علیه السلامند که سیصد و سیزده نفرند، به خدا سوگند منظور از" امة معدودة" آنها هستند، به خدا سوگند در یک ساعت همگی جمع می‌شوند همچون پاره‌های ابر پائیزی که بر اثر تند باد، جمع و متراکم می‌گردد"! (نور الثقلین جلد 1 صفحه 139)

از امام" علی بن موسی" الرضا علیه السلام نیز نقل شده: به خدا سوگند هنگامی که مهدی علیه السلام قیام کند تمام پیروان ما را از تمام شهرها گرد او جمع می‌کند. (مجمع البیان ذیل آیه مورد بحث)

سبقت در کار خیر، ارزش آن را افزایش می‌دهد. در قرآن با واژه‌های «سارِعُوا»، «سابِقُوا» وَاسْتَبِقُوا» در مورد کار خیر بکار رفته است. و در ستایش انبیا می‌فرماید: «یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ» آنها در نیکی‌ها، شتاب و سرعت می‌گیرند

و در برخی روایات ذیل این آیه آمده: در زمان ظهور امام زمان علیه السلام علاقمندان آن حضرت، از اطراف و اکناف جهان یک جا در حضور ایشان جمع خواهند شد. (تفسیر نور الثقلین، ج 1 ص 139)

بدون شک این تفسیر از مفاهیم" بطون" آیه است، چرا که می‌دانیم طبق روایات، آیات قرآن گاه معانی متعددی دارد که یک معنی ظاهر و همگانی عمومی است، و دیگری معنی درونی و به اصطلاح بطن آیه است، که جز پیامبر ص و امامان ع و کسانی که خدا بخواهد، از آن آگاه نیستند.

به تعبیر دیگر: در حقیقت این روایات اشاره به آن است، خدایی که قدرت دارد ذرات پراکنده خاک انسانها را در قیامت از نقاط مختلف جهان جمع‌آوری کند، به آسانی می‌تواند یاران مهدی را در یک روز و یک ساعت برای افروختن نخستین جرقه‌های انقلاب به منظور تاسیس حکومت عدل الهی و پایان دادن به ظلم و ستم، جمع نماید.

 

پیام‌های آیه:

1 ـ هر امّتی قبله‌ای داشته و مسئله قبله، مخصوص مسلمانان نیست. ِ «كُلٍّ وِجْهَةٌ»

2 ـ بحث‌های بیهوده را رها کنید و توجّه و عنایت شما به انجام کارهای خیر باشد. «َاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ»

3 ـ به جای رقابت و سبقت در امور مادّی، باید در کارهای خیر از دیگران سبقت گرفت. َ «اسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ»

4 ـ روز قیامت، خداوند همه را یک جا جمع خواهد کرد و این نمونه‌ای از مظهر قدرت الهی است. َ «أْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعاً»

باورهای خطرناک و اشتباه برای موفقیت


کلمه موفقیت چه کلمه ای است که  حتی با شنیدن نام آن نیز احساس خوبی به همه ما دست می دهد، این کلمه تنها چند حرف نیست، بلکه هدفی است برای میلیون ها انسان که هر روز و شب در جستجوی آن خود را به آب و آتش می زنند و لحظه شیرین رسیدن به ایستگاه موفقیت را از یاد خود بیرون نمی برند.


ثروت

سوال اساسی اینجاست که چرا فقط درصد کمی از افراد به موفقیت می رسند و بسیاری  از انسان ها برای همیشه فقط در آرزوی رسیدن به موفقیت به سر می برند و خبری از موفقیت در زندگی آنها نیست؟

قبل از اینکه به پاسخ این سوال بپردازیم، توجه به این نکته لازم است که موفقیت یعنی رسیدن به اهداف خود هم در دنیا و هم در آخرت و کسانی که تنها به یک هدف اکتفا می کنند، را نمی توان انسان های موفقی دانست، برای مثال انسانی را در نظر بگیرید که از لحاظ اقتصادی به اوج موفقیت و خوشبختی رسیده است، ولی از ثروتش در راه ایجاد مراکز فساد و فحشاء و کمک به ظالمان و ستمگران استفاده می کند که جز آتش و عذاب در آخرت چیزی به انتظار او ننشسته است.

مسلم است که نه می توان چنین انسانی را فردی موفق قلمداد کرد و نه می توان آن را به عنوان الگویی برای دیگر افراد به جامعه معرفی کرد، پس آنچه یک انسان موفق را موفق می کند، موفقیت هم در دنیا و هم در آخرت است.

حال برگردیم به سوالی که در آغاز مطرح کردیم که چرا فقط درصد کمی از افراد به موفقیت می رسند؟

پاسخ کوتاه و مختصری که می توان به این سوال داد، این است که بسیاری از افراد برای رسیدن به موفقیت راه را اشتباه می روند و به جای رسیدن به شهر موفقیت سر از شهر حیرانی و گمراهی در می آورند که در این نوشته به برخی از مهمترین اشتباهات افراد در رسیدن به شهر موفقیت اشاره می کنیم:

موفقیت در ثروت

بسیاری از افراد با اینکه می دانند که خداوند:

(إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ: خداست كه خود روزى‏بخشِ نیرومندِ استوار است.)(الذاریات:  58)

اما با این حال برای بدست آوردن ثروت دست به دامن شیطان می شوند و به توصیه های او گوش فرا می دهد و مسلم است که شیطان نمی تواند آنها را به ثروت واقعی و سودمند برساند و تنها کاری که شیطان با آنها می کند این است که:

(الشَّیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ: شیطان شما را از تهیدستى بیم مى‏دهد و شما را به زشتى وامى‏دارد) (البقرة:  268)

كسب موفقیت در ثروت و زندگی و ازدواج مرهون شناخت ما از شرائط و ویژگی های رسیدن به آنها است و با خالی بودن شناخت در جاده موفقیت راه زندگی ما به ناكجا آباد منتهی می شود

موفقیت در زندگی

همه انسان ها در زندگی به دنبال یار و یاوری هستند که در سختی ها و مشکلات بتوانند در کنار آنها بایستد و دست آنها را بگیرد و آنها را تنها نگذارد. حال سوال این است که واقعا چه کسی می تواند بهترین یار و یاور برای انسان ها باشد:

(بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرینَ: آرى، خدا مولاى شماست، و او بهترین یارى‏دهندگان است.(آل‏عمران: 150)

اما برای بدست آوردن این موفقیت بزرگ نیز بعضی از افراد به بیراهه می روند، آنها به جای اینکه خداوند را در تمام لحظات زندگی یار و یاور خود قرار دهند:

(وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ: و غیر از خدا [ىِ یگانه‏] خدایانى به پرستش گرفتند، تا مگر یارى شوند.)(یس: 74)

اما این افراد نه تنها نمی توانند دیگران را یاری کنند بلکه توان یاری رساندن به خود را نیز ندارند:

(وَ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَسْتَطیعُونَ نَصْرَكُمْ وَ لا أَنْفُسَهُمْ یَنْصُرُون: و كسانى را كه به جاى او مى‏خوانید، نمى‏توانند شما را یارى كنند و نه خویشتن را یارى دهند.)(الأعراف: 197)

موفقیت در ازدواج

یكی دیگر از ابعاد مهم موفقیت كه همه افراد به نحوی در جستجوی آن هستند، تجربه یك ازدواج موفق و در نتیجه رسیدن به خوشبختی و سعادت است.

ازدواج موفق كه به زعم بسیاری از كارشناسان می تواند نقش بسزایی در رسیدن افراد به اوج داشته باشد ، شرائط متعددی دارد كه باید آنها را به خوبی رعایت كرد.

یكی از آن شرایط، ملاك های شما در انتخاب شریك زندگی آینده شماست، ملاك هایی كه به منزله پایه و ستون زندگی محسوب می شوند و اگر این پایه ها درست روی هم چیده نشود دیوار زندگی شما تا ثریا كج می رود و هر آینه ممكن است فرو بریزد.

ازدواج

پس اگر می خواهید یك زندگی استوار و پابرجا برای خود فراهم كنید ابتدا باید شناخت درستی از ملاك های مهم برای انتخاب شریك زندگی خود داشته باشید چرا كه برخی از افراد تنها ملاكی كه برای ازدواج در ذهن خود دارند ملاك زیبایی است و با شروع زندگی متوجه خواهند شد كه زیبایی به تنهایی نمی تواند زندگی انها را پابرجا و استوار كند و در نتیجه با اختلافات زیادی كه در طول زمان به وجود می آید زندگی آنها با شكست مواجه می شود.

هر چند كه ملاك زیبایی را نمی توان نادیده گرفت اما این ملاك در كنار ملاك های دیگر ارزش پیدا می كند و به تنهایی هیچ ارزشی نخواهد داشت.

آیات الهی برای موفقیت در مسئله ازدواج ملاك هایی را بیان می كنند كه با فراهم كردن آنها به شما این اطمینان داده می شود كه زندگی سرشار از عشق و محبتی در انتظار شما خواهد بود ملاك هایی كه خداوند متعال آنها را در سوره تحریم به همه كسانی كه در جستجوی موفقیت در ازدواج هستند توصیه می كند:

(عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَیْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُۆْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَیِّباتٍ وَ أَبْكاراً : اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما: مسلمان، مۆمن، فرمانبر، توبه‏كار، عابد، روزه‏دار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد.) (التحریم:  5)

هر چند این ویژگی ها برای همسران پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بیان شده است اما مى تواند الگوئى براى همه مسلمانان به هنگام انتخاب همسر باشد.

واقعا چه کسی می تواند بهترین یار و یاور برای انسان ها باشد: (بَلِ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ خَیْرُ النَّاصِرینَ: آرى، خدا مولاى شماست، و او بهترین یارى‏دهندگان است

ویژگی هایی از قبیل:

1) اسلام

2) ایمان، یعنى اعتقادى که در اعماق قلب انسان نفوذ کند زیرا انسان بی ایمان، باوری به رفتارهای اخلاقی و دور از شئونات زناشویی نخواهد داشت و چون به قیامت و حساب و کتاب عقیده ندارد ممکن است به شوهر خیانت کند و با دیگری جمع شود. 

3) قنوت: یعنى تواضع و اطاعت از همسر: چون زنی که در برابر شوهر تسلیم است می تواند زندگی خوبی را فراهم آورد؛ زیرا در هر مجموعه ای یکی می بایست رهبر و دیگری فرمانبر باشد وگرنه همواره تضاد رفتاری پیش خواهد آمد و هر کسی راهی را می رود که مخالف دیگری است و در نتیجه آرامش از خانه و زندگی سلب می شود. دوشیزه بودن از ملاک های همسر برتر و نیکو است.

4) توبه: یعنى اگر کار خلافى از او سر زند در اشتباه خود اصرار نورزد، و از در عذرخواهى درآید.

5) عبادت خداوند، عبادتى که روح و جان او را بسازد، و پاک و پاکیزه کند.

6) روزه داری که خود بر نوع است:

(1 روزه حقیقى: که به معنى دوری از خوردن و آشامیدن است

2) روزه حکمى: که به معنى نگهدارى اعضاى بدن از گناهان است، و منظور از روزه در اینجا معنى دوم است (مفردات راغب)

خلاصه كلام آنكه كسب موفقیت در ثروت و زندگی و ازدواج مرهون شناخت ما از شرائط و ویژگی های رسیدن به آنها است و با خالی بودن شناخت در جاده موفقیت راه زندگی ما به ناكجا آباد منتهی می شود.

استعمار با معنای قرآنی؛ یکی از مقدس‌ترین واژه‌ها


خداوند انسان را خلیفه خود در روی زمین قرار داد و به او گفت زمین را با مدیریت خود آباد کند؛ اگر کسی این‌ها را نداشته باشد که خداوند او را خلیفه خود نمی‌کند.


علم
قرآن تمدن‌ساز است/ جامعه قرآنی؛ نیازمند مدیرانی مدبر

آیات 37 تا 40 سوره فاطر اشاره به اوضاع قیامت دارد و یکی از خصوصیات قیامت این است که قیامت ظرف تکامل علم است ولی به هیچ وجه ظرف تکامل عمل نیست. یعنی انسان نمی‌تواند کاری بکند که آن عمل و فعل باعث کامل شدن او در قیامت شود.

 

علم انسان در قیامت کامل می‌شود

در قیامت انسان حق را می‌فهمد یعنی علم او کامل می‌شود «رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا؛ پروردگارا دیدیم و شنیدیم» اما نمی‌تواند ایمان بیاورد به همین خاطر در ادامه این آیه انسان می‌گوید: «فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا؛ ما را بازگردان تا کار شایسته کنیم». چون اگر انسان در آخرت کاری انجام دهد یا ایمان بیاورد، عمل صالح انجام دهد نظام حاکم بر آنجا نظام شریعت می‌شود، اگر جایی تکلیف باشد دین است، دستور است، رسالت است و تازه این می‌شود دنیا؛ این همه مختص دنیاست و تفاوت آخرت و دنیا در همین مسئله است.

علت تکامل علمی در آخرت این است که بین علم و نفس فاصله نیست و زمانی که علم حاصل شود و برهان و دلیل کافی ارائه شود انسان نمی‌تواند نفهمد؛ چرا که فهم در اختیار و اراده انسان نیست. از همین رو کسانی که وارد قیامت شده‌اند چون علم شهودی به قیامت و برزخ پیدا کرده‌اند و همه چیز را دیده‌اند عالم به قیامت و معاد شده‌اند و به همین علت است که درخواست بازگشت برای انجام عمل صالح می‌کنند؛ اما بین نفس و ایمان فاصله است و آن فاصله اراده است و می‌توانیم بگویم کاری که صد در صد حق است قبول نداریم یا ایمان نمی‌آوریم مانند آنچه برای فرعون اتفاق افتاد. فرعون فهمیده بود علم داشت که کار موسی معجزه است اما ایمان نیاورد.

استعمار از مقدس‌ترین واژه‌های قرآنی است اما وقتی به دست ستمکاران افتاد از پلیدترین واژه‌ها شد. استعمار قرآنی یعنی خداوند زمان و زمین را به مطالب علمی مزین کرد، انسان را به نیروی تدبیر مجهز کرد و انسان را در زمین آورد و از انسان به جد خواست که زمین را آباد کنند و هیچ احتیاجی به دیگران نداشته باشند و هر جا نفس می‌کشند روزی همان جاست

آخرت محل انجام عمل صالح نیست

بنابراین آخرت محل ثواب و عقاب نیست و اینکه در آیه ده سوره یونس خصوصیات بهشتیان را اینگونه بیان می‌کند «دَعْوَاهُمْ فِیهَا سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلاَمٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ؛ نیایش آنان در آنجا سبحانک اللهم [خدایا تو پاک و منزهى] و درودشان در آنجا سلام است و پایان نیایش آنان این است که الحمد لله رب العالمین [ستایش ویژه پروردگار جهانیان است]» منظور انجام این برای اخذ ثواب بیشتر و تکامل عملی نیست. هر کسی این افعال را در دنیا انجام دهد ثواب دارد اما در آخرت اهل بهشت این کارها را انجام می‌دهند بدون اینکه ثواب ببرند.

 

آثار اعمال نیک در آخرت باعث اعتلای درجه انسان می‌شود

اگر چه قیامت جای تکامل عملی برای خود افراد نیست و افراد نمی‌توانند با انجام اعمال صالح باعث ارتقای درجات‌شان شوند اما اگر آثار عمل آنها در دنیا باقی مانده باشد باعث تکامل و ارتقای انسان می‌شود. این همان مطلبی است که خداوند در آیه 12 سوره یاسین به آن اشاره کرده است «نکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ؛ آنچه را از پیش فرستاده‏اند با آثار [و اعمال]شان درج مى‏کنیم».

قرآن

پس اگر کسی در دنیا عمل صالحی انجام دهد مثلا مدرسه‌ای بسازد، بیمارستانی بسازد، مسجدی بسازد، سدی بسازد و هر عمل خیر دیگری انجام دهد که باعث خدمت به خلق و استفاده دیگران باشد و یا حتی فکری را پایه‌گذاری کند که باعث هدایت انسان‌ها شود جزء آثار عمل دنیاییش شمرده می‌شود و حتی اگر خودش از دنیا رفته باشد باعث ارتقای درجه‌اش می‌شود.

خداوند در آیه 39 این سوره می‌فرماید «هُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلَائِفَ فِی الْأَرْضِ» که انسان را جانشین خود قرار داده است. خداوند کل زمین را مسخر کرد قدرت تدبیر را نیز به انسان داد و انسان را مظهر مدیریت که مختص ذات اقدس اله است، قرار داد و در نتیجه آن از انسان به جد خواست که زمین را آباد کند. این امر مطابق همان چیزی است که خداوند در آیه 61 سوره هود فرموده است «هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا»

 

استعمار با معنای قرآنی؛ یکی از مقدس‌ترین واژه‌ها

استعمار از مقدس‌ترین واژه‌های قرآنی است اما وقتی به دست ستمکاران افتاد از پلیدترین واژه‌ها شد. استعمار قرآنی یعنی خداوند زمان و زمین را به مطالب علمی مزین کرد، انسان را به نیروی تدبیر مجهز کرد و انسان را در زمین آورد و از انسان به جد خواست که زمین را آباد کنند و هیچ احتیاجی به دیگران نداشته باشند و هر جا نفس می‌کشند روزی همان جاست.

بنابراین اگر این آیات قرآنی به درستی در جامعه پیاده می‌شد تحریم و امثال تحریم افسانه بود. اگر جامعه ما قرآنی بود و اگر همه موازین و دستورات قرآن در جامعه به خوبی پیاده می‌شد ما دیگر به هیچ کس و هیچ چیز نیازمند نبودیم.

اینکه گفته می‌شود قرآن تمدن می‌آورد و تمدن ما در تدین ماست همین است یعنی خداوند همه چیز را به انسان داد و انسان را خلیفه قرار داد و به او گفت زمین را آباد کنید و آقای خودتان باشد

تفاوت معنای استعمار قرآنی و استعمار ستمگران

تفاوت استعمار قرآنی و استعمار منحوث این است که در استعمار قرآنی همه چیز برای خداوند است و خداوند همه امکانات را آفرید و همه هوش واستعداد را به انسان داد و برای اینکه انسان روی پای خودش باشد و محتاج کسی نباشد از او خواست تا برای خودش کار کند تا زمین را آباد کند؛ اما استعمار ستمگران یعنی اینکه زمین و زمان مال شما همه چیز برای شما و تمام امکانات برای شما اما برای ما کار کنید.

 

انتقاد از واردات محصولات کشاورزی به کشور

علوفه که انرژی هسته‌ای نیست کشور ما هزاران هکتارش همسایه دیوار به دیوار دریا است و تصفیه کردن آب و کاشت علوفه نه کود می‌خواهد و نه سم و نه چیز دیگر اینها عرضه می‌خواهد، مدیریت می‌خواهد. بنابراین وارد کردن علوفه از ترکیه با این گرانی ارز چه معنایی دارد.

اینکه گفته می‌شود قرآن تمدن می‌آورد و تمدن ما در تدین ماست همین است یعنی خداوند همه چیز را به انسان داد و انسان را خلیفه قرار داد و به او گفت زمین را آباد کنید و آقای خودتان باشد. جامعه قرآنی یعنی همین را خوب بفهمد و خوب عمل کند. خداوند فرمود شما مدیریت دارید من شما را مدیر کردم. اگر کسی این‌ها را نداشته باشد که خداوند او را خلیفه خود نمی‌کند. مدیریت در جامعه اسلامی وجود دارد؛ چرا که همه این مدیریت‌ها را در طول زمان در دفاع مقدس در جامعه در تمام پیشرفت‌های علمی دیده‌ایم.

علل موثر در بروز ناهنجاری های اخلاقی

مشکلات شخصیتی با طعم بلوغ

گاهی در برخی افراد ناهنجاری های اخلاقی مشاهده می کنیم. اخلاق و شخصیت رابطه تنگاتنگی دارد. شخصیت آدمی عبارت است از «مجموع فعالیت های روانی، احساسات، افکار، عواطف و رفتار و کردار او که نمودار و ترجمان آن فعالیت ها هستند.»(1)از ویژگی های مهم انسان «تحول و تطور پذیری» و «قابلیت شکل گیری های گوناگون شخصیت است»(2)انسان به گونه ای آفریده شده است که می تواند با آگاهی و آزادی در محدوده ای نسبتاً گسترده راه خود را بر گزیند و در همان راه منتخب خود، «شخصیت» و هویت فکری، اخلاقی و فرهنگی خویش را شکل بخشد. حال باید دید دلایل بروز و ظهور این ناهنجاریهای اخلاقی چیست؟


 

علل بروز ناهنجاری های اخلاقی در خارج از خانواده

1) تهاجم فرهنگی

استعمارگران، اكنون به این نتیجه رسیده‏اند كه بهترین راه نفوذ در سایر كشورها، نفوذ در فرهنگ آنان و استحاله‏ی درونی آن است. آنان می‏خواهند ارزش‏های مورد پسند خود را ارزش‏های مترقی جلوه دهند و جایگزین معیارهای بومی و فطری ملت‏ها سازند و، از این طریق، بدون هیچ دغدغه‏ای به آینده‏ی منافع خود در این كشورها مطمئن باشند. فرهنگ مهاجم، ابتدا سعی در آن دارد تا ایمان نسل نو را به فرهنگ و معتقدات سست سوق دهد. در مرحله بعد خلأ آرمانی و فرهنگی موجود را با جلوه های پر زرق و برق پر کند و نسلی وابسته به بیگانه تربیت کند. نمونه های تاریخی نشان می دهد که تهاجم فرهنگی، پدیده ای نو و منحصر به عصر و نسل ما نیست، رد پای آن را می توان در نقطه نقطه تاریخ پر فراز و نشیب اسلام مشاهده کرد. حتی در سایر ادیان آسمانی می توان ردّ پای تهاجم فرهنگی را موشکافانه جستجو کرد.(3) اساسا "تهاجم فرهنگی" در مقایسه با تهاجم نظامی یا اقتصادی، دارای ویژگی‏های منحصر به فردی است. تهاجم فرهنگی معمولاً نامرئی و نامحسوس است؛ دراز مدت و دیرپاست؛ ریشه‏ای و عمیق است؛ همه‏جانبه است؛ حساب شده و دارای برنامه و ابزارهای گسترده است؛ گسترده و فراگیر است؛ كارساز و خطرزاست. علاوه بر این‏ها، "تهاجم فرهنگی" همانند كار فرهنگی، یك كار آرام و بی‏سر و صداست و قربانیان آن بیش‏تر قشر جوان هستند.

هرگاه جامعه به بیکاری و واردات سوق پیدا کند، ریشه های فساد و ناهنجاری هم یکی یکی پیدا می شود. کار، مایه سازندگی و بیکاری، اصل و اساس تخریب زندگی است. بیکاری عامل مهمی در بروز اختلالات روانی و رفتار های پرخاش گرانه است. وقتی شخص در جامعه احساس بی هویتی کرد و از سوی دیگر توان تأمین نیازهای اولیه اش را نداشت به کار خلاف کشیده می شود

2) معاشرت و دوست یابی

در متون دینی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل است که فرمودند: المرءُ علی دین خلیله؛(4) هر کس به دین دوستش است. مقصود این است که اگر شما با کسی دوست بشوید، دین او را هم پذیرفته اید. هم چنین مقدار مانع می تواند عامل اصلی بروز اخلاق و رفتار های غیر انسانی شود. مثل ظلم و تعدّی، روی آوردن به خدایان دروغین، پیروی از خرافات و...، بنابر این معاشرت عامل مهمی است که نباید افراد و خانواده ها آن را دست کم بگیرند.

3) اشتغال

هرگاه جامعه به بیکاری و واردات سوق پیدا کند، ریشه های فساد و ناهنجاری هم یکی یکی پیدا می شود. کار، مایه سازندگی و بیکاری، اصل و اساس تخریب زندگی است. بیکاری عامل مهمی در بروز اختلالات روانی و رفتار های پرخاش گرانه است. وقتی شخص در جامعه احساس بی هویتی کرد و از سوی دیگر توان تأمین نیازهای اولیه اش را نداشت به کار خلاف کشیده می شود. حدیث معروفی از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)است که فرمود: ملعون من القی کلّه علی الناس؛(5) کسی که سنگینی (زندگی) خود را به دیگری بیندازد، ملعون است. در جای دیگر از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)نقل است که هر گاه کسی را می دیدند که شغل و حرفه ای ندارد می فرمود: «از چشمم افتاد».(6)

بیکاری

4) نوع و شکل حکومت

به قول معروف: الناس علی دین ملوکهم.(7) مردم بر اساس اندیشه و دین حاکمیت، رفتار می کنند. نظام سرمایه داری، انسان ها را به سوی سود طلبی و سنجش بر اساس اقتصاد سوق می دهد و نظام کمونیستی، مردم را به سوی بیگاری کشیدن، استثمار، نظام صهیونیست مردم را به خشونت و تجاوز و نظام بعث عراق (صدام) نیز به سوی ظلم و خون ریزی و ارعاب و سایر نظام ها هر کدام به نوعی در تخریب افراد نقش دارند. امّا نظامی که قرآن آن را ترسیم کرده است بدین قرار است: حکومت صلحاء با اقامه نماز و زکات و امر به معروف و نهی از منکر است، الذین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاه.(8) افراد صالح وقتی به حاکمیت می رسند، اقامه نماز می کنند. سمبل یک زندگی ایده آل پرستش معبود است.

حکومت اسلامی، مردم را به سوی اخلاق نیک دعوت و از هر گونه تبعیض و ضد ارزش منع می کند، این شیوه باعث می شود تا مردم در سایه آرامش و رأفت اسلامی زندگی خوبی داشته باشند.

5) محیط عمومی و افراد جامعه

محیط خواه محیط آموزشی باشد یا محیط کار و یا محیط زندگی، تأثیر فراوانی در کردار و رفتار انسان ها می گذارد. تعامل با افراد کم سواد، بزه کار و دارای سوء پیشینه، معتاد، بیکار، و ماجرا جو همواره مشکل ساز بوده است.

محیط خواه محیط آموزشی باشد یا محیط کار و یا محیط زندگی، تأثیر فراوانی در کردار و رفتار انسان ها می گذارد. تعامل با افراد کم سواد، بزه کار و دارای سوء پیشینه، معتاد، بیکار، و ماجرا جو همواره مشکل ساز بوده است

6) فقر و ناداری

فقر نقطه مقابل غنا و بی نیازی است. در لا به لای سخنان بزرگان دین فقر را بزرگترین عامل انحراف دین قلمداد کرده اند: «کاد الفقر ان یکون کفرا»(9) نزدیک است که فقر به کفر گرائیده شود. یعنی تا مرز کفر چیزی به اندازه فقر نزدیک تر نیست. کسی که توان اداره خود و زندگی اش را ندارد برای تأمین گرسنگی اش ممکن است تمام ارزش های انسانی را زیر پا گذاشته و به هر کاری دست بزند. فقر در زندگی راه رسیدن به معنویات را نیز مسدود می کند. از آدم گرسنه و برهنه توقع عبادت و پایبندی به اصول اخلاق را نمی توان داشت اگر ابتدایی ترین نیازهای بشر تأمین نشود، فرصتی برای آموزش و اخلاق بدست نمی آید.

7) نداشتن الگوی اخلاقی و مربّی مورد اعتماد

ساختار نظام اخلاقی و تربیتی اسلام به گونه ای ترسیم شده است که در آن الگوی تربیتی نیز پیش بینی شده است.نقش رهبری جامعه اسلامی از سوی خداوند بر عهده امامان معصوم گذاشته است. از آن جا که امام، برنامه ریزی زندگی انسان را به عهده دارد با کنار گذاشتن وی، مشکلات عدیده ای از جمله رفتار های غیر شرعی بروز خواهد کرد. امام کسی است که با تأسی به قرآن، در هر عصر وظایف عمده مردم را بیان می کند.

 

کلام آخر

به طور کلی بروز ناهنجاری های اخلاقی ناشی از علل مختلفی است از قبیل: نداشتن الگوی اخلاقی و مربّی مورد اعتماد،فقر، محیط عمومی و افراد جامعه، تهاجم فرهنگی، معاشرت و دوست یابی،اشتغال و....

 

پی نوشت ها:

1ـ فلسفه تعلیم و تربیت، ج 1، ص 510.

2ـ همان، ص 506.

3ـ شرفی، محمد رضا، پیشنهاد های تربیتی، ص 163 ـ 165.

4ـ طوسی، الامالی، ص 518.

5ـ بحار الانوار، ج 74، ص 140

6ـ همان، ج 100، ص 9.

7ـ عجلونی، کشف الخفا، ج 2، ص 311.

8ـ حج / 41.

9ـ بحار الانوار ، ج 27، ص 247.

ادب در دنیای کوچک تر ها


یک کودک بی ادب به یک بزرگسال بی ادب تبدیل می شود و بزرگسالانی که مودب نیستند در مسائلی مانند شغل، ازدواج و دوست یابی با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد.


ادب در کودکان

فکر می‌کردم فرزندانم رفتار درستی دارند تا این‌که مادربزرگم که همیشه الگوی خانواده است، چند ماه قبل برای شام پیش ما آمد و من جلوی چشمان او شاهد رفتارهای بد آنها بودم.  پسر 6 ساله‌ام تقریبا روی میز لم داده بود و دختر 3 ساله‌ام مدام وسط حرف دیگران می‌پرید و فرزند یک ساله‌ام همه چیز را به اطراف می‌ریخت. تا دیر نشده باید کاری برای این رفتارها انجام می‌دادم اما من دقیقا نمی‌دانستم از چه سنی باید شروع کنم. آیا کودک پیش دبستانی من به اندازه کافی بزرگ شده که بیاموزد باید صبر کند تا نوبت حرف زدنش بشود؟ آیا من می‌توانم انتظار داشته باشم فرزند 3 ساله‌ام مدام با غذایش بازی نکند؟

اگر در آموختن ادب به کودک خود اهمال کرده باشید باید یک موضوع مهم را بدانید: هیچکس دوست ندارد با چنین کودکانی نشست و برخاست کند!

 

یک کودک بی ادب به یک بزرگسال بی ادب تبدیل می شود و بزرگسالانی که مودب نیستند در مسائلی مانند شغل، ازدواج و دوست یابی با مشکلات زیادی مواجه خواهند شد.

 

راهنمای پیش رو سن مناسب هر رفتار را به شما توضیح می‌دهد:

یک تا 2 سال

حدود 18 ماهگی کودک درمی‌یابد که چند تایید اجتماعی وجود دارد. حالا وقت آن است که به کودک کمک کنید درباره احساسات و نگرانی‌های دیگران فکر کند.

سلام و خداحافظی را یاد دهید: قبل از آنکه شروع به صحبت کند به او بیاموزید با دست سلام و خداحافظی کند. این اولین قدم در آموزش معاشرت با دیگران است. یک کار دیگر این است که هر روز صبح به او «صبح به خیر» بگویید.

 

مادامی که در حال خوردن هستید بنشینید: به جای این‌که به کودک اجازه دهید کل خانه را با میوه‌‌ای که آبش همین‌جور می‌چکد قدم بزند به او یاد دهید تا زمانی که در حال خوردن است در صندلی‌اش بنشیند. در این سن کودکان توجه کمی به زمان دارند اما 10 تا 15 دقیقه ماندن در صندلی به آنها درس بزرگی می‌دهد. بنابراین شما هم باید مادامی که غذا می‌خورید پشت میز بنشینید. اگر او غذایش را پرت می‌کرد به او اجازه دهید بداند که این موضوع تبعاتی دارد. «فکر می‌کنم دیگه گرسنه نیستی اگر یه بار دیگه غذات را پرت کنی دیگر از خوراکی خوشمزه خبری نیست.»

 

از کلمات اعجاب‌انگیز استفاده کنید: فرزند شما تا زمانی که کمی بزرگتر شود به طور کامل معنی «خواهش می‌کنم» و «متشکرم» را نمی‌آموزد اما از حالا این عادت را به او بدهید. می‌توانید از راه‌های بامزه استفاده کنید. برای «خواهش می‌کنم» دست‌های‌تان را روی قلب‌تان به صورت دایره‌وار بکشید. برای «متشکرم» دست‌های‌تان را روی لب‌های‌تان بگذارید و به سمت فردی که می‌خواهید از او تشکر کنید دراز کنید.

صرف اینکه بگویید تشکر کن کافی نیست؛ بنابراین: باید کودکتان را به کلمات مناسب مجهز کنید. کلمه هایی مانند ممنونم، سپاسگذارم، متشکرم و… را در مقابل او استفاده کنید تا کودک موارد استفاده از این کلمه ها را یاد بگیرد

3 تا 4 سال

این اولین دوره آموزش رفتارهای مودبانه به بچه‌هایی است که می‌خواهند ادای بزرگ‌ترها را دربیاورند.

معاشرت‌های ساده را دنبال کنید: تا 3 سالگی کودک باید قادر به خوردن با قاشق و چنگال باشد. حالا زمان اجرای اصول اولیه‌ است: «از دستمال استفاده کن نه از آستینت»، «با دهان پر صحبت نکن»، «درست بنشین.» هر بار روی یکی دو رفتار تمرکز کنید و به این ترتیب او راحت‌تر به رفتارها عادت می‌کند. پلیس بازی درنیاورید و مدام سر فرزندتان داد نزنید.

 

آداب تشکر کردن: کودک باید یاد بگیرد که وقتی کسی چیزی به او می دهد یا کاری برایش انجام می دهد باید از آن فرد تشکر کند.صرف اینکه بگویید تشکر کن کافی نیست؛ بنابراین: باید کودکتان را به کلمات مناسب مجهز کنید. کلمه هایی مانند ممنونم، سپاسگذارم، متشکرم و… را در مقابل او استفاده کنید تا کودک موارد استفاده از این کلمه ها را یاد بگیرد.

 

کلمات مودبانه را زیاد کنید: با کودک خود کار کنید و از جملات بیشتری استفاده کنید مثلا این‌که «میشه یه خواهشی بکنم!» وقتی یادش رفت به او یک فرصت دیگر بدهید. به این ترتیب او فرصت دارد خودش را اصلاح کند. همچنین می‌توانید تمام انواع معذرت‌خواهی را به او یاد دهید و وقتی به مهمانی می‌رود از میزبان و بچه‌هایی که با او همبازی شدند، تشکر کند.

اجازه گرفتن

آداب درخواست کردن: وقتی کودکتان به مهمان شما می گویید: «کتاب را بده»، صرف اینکه او را دعوا کنید با بزرگتر خود مودب باشد، چیزی را عوض نمی کند.

او باید بداند که برای مودب بودن باید چه کار کند.بنابراین جمله مناسب را به او بیاموزید. عزیزم بگو «لطفا کتاب را بدهید.»

 

اجازه گرفتن: بچه ها از همان کودکی باید بیاموزند که برای ورود به حریم خصوصی دیگران حتما باید در بزنند و برای ورود اجازه بگیرند. همچنین کودک باید بیاموزد که برای دست زدن به وسایل دیگران حتما اجازه بگیرد و اگر به او اجازه داده نشد، دست نزند.

 

 

 مهربان باشید: این به این معناست که فقط از کلمات محبت‌آمیز استفاده نکنید، بلکه با کودک صحبت کنید و به او یاد دهید در برخورد با دیگران چه کار کند. بنابراین خود به خود کلماتی را که باید استفاده کند، پیدا می‌کند.

 

5 تا 6 سال

این قبیل بچه‌ها دوست دارند مدام رفتار خوب‌شان را به رخ بکشند اما نمی‌توانند برای مدت طولانی این کار را انجام دهند آنها وقتی که تحت فشارند دیگر تحمل‌شان را از دست می‌دهند.

براساس سن‌تان  رفتار کنید: زمانی که با آنها صحبت می‌کنید یا جواب‌شان را می‌دهید یادتان باشد که شما بزرگسال هستید و باید براساس سن‌تان رفتار کنید. این از جمله مهارت‌های اجتماعی بنیادینی است که کودک باید بیاموزد اما حتی بچه‌های با اعتماد به نفس هم چندان مشخص و واضح حرف نمی‌زنند.

 

وسط حرف نپرید: خبر خوب این که بچه‌های 6-5 ساله بالاخره آموخته‌اند که صبر کنند تا نوبت صحبت کردن‌شان برسد. حالا اگر بعضی وقت‌ها یادشان می‌رود می‌توانید برای آنها کلمات رمز یا نشانه‌هایی در نظر بگیرید تا هر زمان لازم بود به او یادآوری کنید. وقتی با صبوری تحمل کرد و حرف نزد خیلی سریع به او توجه کنید. یادتان باشد کودکان در این سن بیشتر از 5 دقیقه نمی‌توانند صبر کنند.

 

رفتارهای بیشتری را با او تمرین کنید: بچه ها در این سن خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند بنابراین می‌توانید از این راه رفتارهای مودبانه بیشتری را با او تمرین کنید.

به کودک قول دهید اگر برای چند روز پشت سر هم رفتار مناسبی انجام داد یک روز را تعطیل اعلام می‌کنید. او می‌تواند روی میز لم دهد یا با دهان پر صحبت کند یا حتی با دستش غذا بخورد. به این ترتیب او می‌فهمد که داشتن ادب چقدر مهم است

7 تا 8 سال

بچه‌های بزرگ‌تر ظرفیت درک احساسات دیگران را دارند

مسخره کردن ممنوع

اگر می خواهید کودکتان دیگران را مسخره نکند, خودتان هم باید عادت کنید در مورد ظاهر دیگران قضاوت نکنید. صحبت کردن در مورد بزرگ بودن بینی فلان خانم، بزرگ بودن شکم فلان آقا و خندیدن به سر کچل یکی دیگر این الگو را به کودک می دهد که با تمسخر دیگران تفریح کند و بخندد. خودتان هم باید الگوی خوبی باشید.

مهارت جواب دادن تلفن

از آنجا که این روزها بیشتر از موبایل استفاده می‌شود شاید بچه‌ها کمتر با آداب تلفن صحبت کردن آشنا باشند. باید به او یاد دهید وقتی تلفن را برمی‌دارد سلام کند و اگر شما نمی‌توانستید جواب دهید به او یاد دهید بگوید «ببخشید به مادرم بگم کی زنگ زده بود؟» یا «ببخشید میتونین پیغام بذارین؟»

 

بازی‌هایی که می‌توانید انجام دهید

کارت جایزه: لیستی از رفتارهای خوب را در یک جدول تهیه کنید. انداختن دستمال سفره روی پا، استفاده کردن از قاشق و چنگال، با دهان بسته غذا خوردن، با دهان پر صحبت نکردن. وقتی کودک یکی از این رفتارها را هنگام خوردن شام انجام داد به او یک کارت بدهید. هر چه تعداد این کارت‌ها بیشتر شد، جایزه می‌گیرد.

 

شام راحت: به کودک قول دهید اگر برای چند روز پشت سر هم رفتار مناسبی انجام داد یک روز را تعطیل اعلام می‌کنید. او می‌تواند روی میز لم دهد یا با دهان پر صحبت کند یا حتی با دستش غذا بخورد. به این ترتیب او می‌فهمد که داشتن ادب چقدر مهم است.

بازی خیالی

مهمانی خیالی: یک بار میز را برای یک شام خیالی با وسایل پلاستیکی اسباب بازی بچینید. چراغ ها را خاموش کنید و روی میز شمع بگذارید و یک مهمانی خیالی ترتیب دهید. بچه‌ها از این کار خوششان می‌آید.

 

تشکر کردن را تمرین کنید: بچه‌ها همیشه کادوهایی برای تولد یا عیدی از والدین و دوستان می‌گیرند. هدیه هرچه که باشد نباید اگر و اما داشته باشد. به او یاد دهید همان لحظه تشکر کند و آن را به روز یا هفته بعد موکول نکنید. هرچه زودتر بهتر. به فرزندتان کمک کنید یک پیغام تشکر بنویسد و آن را با نقاشی تزئین کند. وسایل خانه را بردارید و کادو کنید و به فرزندتان بگویید که آنها را باز کند و درباره آنها هر چیزی که به ذهنش می‌رسد بگوید. چیزی مثل اینکه «مرسی برای این بسته دستمال کاغذی. این رنگ مورد علاقه من است.»

 

استرس را زیر پایتان له کنید!


هر انسانی در طول زندگی خود، استرس را تجربه می‌کند و چنین به‌نظر می‌رسد که این مقوله، جزو لاینفک زندگی امروزی شده و به ندرت می‌توان از آن دوری کرد.

استرس و اضطراب

استرس مفهومی است آشنا، مانند عشق، نفرت، گرسنگی و موفقیت که کاربردی روزمره داشته و به زبان رانده می‌شود و برای بقا و تطابق دادن با تغییرات زندگی، امری آشنا به حساب می‌آید. استرس، امروزه به‌دلیل پیشرفت‌ها و تغییراتی که در زندگی پیش آمده، با بیماری‌ها و اختلالات گوناگونی در ارتباط است که زندگی میلیون‌ها انسان را به مخاطره می‌اندازد. وقتی صحبت از استرس می‌شود باید موضوعی را یادآور شویم که استرس در همه حال، موجب پریشانی و تهدید نمی‌شود و گاهی نیز، عاملی مناسب برای مقابله شناخته می‌شود.استرس می‌تواند خوب، بد یا تهدید‌کننده باشد. هنگامی که از افراد خواسته می‌شود تا استرس را تعریف کنند، اغلب به جنبه بد آن اشاره دارند در حالی که می‌تواند جنبه خوب نیز داشته باشد و بسیاری از افراد استرس خوب را نیز تجربه کرده‌اند. برای استرس معانی گوناگونی تعریف شده‌است که به‌طور کلی می‌توان آن را از دست دادن کنترل و نبود آرامش معنی کرد.

در نظر افراد مختلف، پریشانی یا همان استرس می‌تواند باعث سردرد ، دل‌درد و سرماخوردگی‌های متعدد و دردهای کمر و گردن و ایجاد مشکلاتی در روابط زناشویی شود. گاهی اوقات نیز می‌تواند یک حالت تهدید‌کننده برای فرد باشد که ممکن است موجب حملات قلبی ، سرطان ، اضطراب ، افسردگی و ... و حتی مرگ شود. نمونه بارز آن در مورد افرادی است که به تماشای مسابقات فوتبال می‌نشینند و به‌دلیل علاقه وافر و غیرواقعی که به تیم خود ابراز می‌دارند طی مسابقه هیجان و استرس زیادی به آنها وارد شده، عوارض و اختلالاتی مانند حمله قلبی را تجربه می‌کنند.

استرس رابطه‌ای است فشارزا بین شخص و محیط که فرد از کنار آمدن با آن احساس ناتوانی و ناراحتی می‌کند و درصورت عدم‌کنترل به مشکلات روانی و عاطفی مبتلا می‌شود. هر فردی استرس را به گونه‌ خاص خودتجربه می‌کند. مثلاً فردی که برای نخستین بار می‌خواهد چتربازی کند ممکن است ترس بر او غلبه کند و نتواند بپرد ولی یک چترباز ماهر بدون نگرانی و پریشانی، از پریدن لذت خواهد برد و این مسئله برای او لذتبخش خواهد بود. در هنگام بروز این عارضه، علائم جسمانی، ذهنی، رفتاری و هیجانی زیادی دیده می‌شود که البته امکان دارد این علائم مربوط به عوامل دیگری نیز باشد. به‌طور مثال یکی از علائم جسمانی رایج، سرد شدن دست‌هاست که می‌تواند به‌دلیل سردی هوا نیز باشد و یا فرد دارای بیماری کم‌خونی بوده که منجر به جریان خون ضعیف در دست‌ها شده باشد.

بعضی افرا برای کاهش تنش خود از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند. این روش ها اگرچه ممکن است به طور موقت به نظر برسد استرس را کاهش می دهد، تکیه به آن باعث تضعیف بدن و افزایش سطح کلی استرس می شود

نشانه‌های شایع استرس

دل‌درد ، حالت تهوع ، تردید ، ناتوانی در گرفتن اطلاعات جدید ، عدم‌دقت و توجه ، بی‌خوابی ، بدبینی ، پرخوری ، ناخن جویدن ، غفلت در مورد وضعیت ظاهری ، با سرعت رانندگی کردن ، کناره‌گیری کردن از رفت ‌و آمد با دیگران ، ترس ، افسردگی و...

 

استرس را تحت کنترل درآورید

برای مواجهه با استرس یا برای اجتناب از آن در قدم اول چه کاری می توانید انجام دهید؟ اکثر روش های مفید مواجهه با استرس به شما می آموزند چگونه استرس به وجود آمده در چالش ها (خوب یا بد) را مدیریت کنید. مهارت های مدیریت استرس زمانی کارساز خواهد بود که آنها را به طور منظم به کار ببرید نه فقط زمانی که با استرس مواجه می شوید. آگاهی از مهارت های مدیریت استرس و به کارگیری آنها در شرایط نسبتا آرام ، به شما کمک خواهد کرد در موقعیت های چالش زایی که برایتان رخ می دهد واکنش مناسب تری نشان دهید.

 

در ادامه ، راهکارهایی برای به کنترل درآوردن استرس به شما معرفی می شود: 

واقع نگر باشید: تلاش نکنید که کامل باشید و از دیگران نیز انتظار کامل بودن نداشته باشید زیرا این انتظار سطح استرس شما را افزایش می دهد. اگر در کاری نیاز به کمک دارید، آن را درخواست کنید. 

خواب شبانه خوبی داشته باشید: داشتن خواب کافی ذهن و بدن شما را در بهترین حالت حفظ می کند و به بهترین شکل شما را برای مقابله با هر عامل استرس آور منفی تجهیز می کند. از آنجایی که در طول نوجوانی ساعت خواب بیولوژیک تغییر می کند، بسیاری از نوجوانان ترجیح می دهند شب هنگام کمی دیرتر بخوابند و در صبح نیز کمی دیرتر از خواب بیدار شوند. اما اگر شما دیرتر بخوابید و هنوز نیاز باشد که صبح زود را به مدرسه بروید، ممکن است خواب کافی مورد نیاز خود را دریافت نکرده باشید. 

استرس و اضطراب

بیاموزید که خود را آرام کنید: پادزهر طبیعی بدن در مواجهه با استرس، تن آرامی نامیده می شود. تن آرامی با اضطراب مقابله می کند و در شما احساس آرامش و بهزیستی برقرار می سازد. علاوه بر تمرین تن آرامی ، فعالیت های لذت بخش مثل مطالعه یک کتاب الهام بخش، زمان گذاشتن برای تفریح یا بودن با دوستان و یک حمام آرام بخش، تاثیر قابل توجهی در آرامش شما خواهد داشت. 

با بدن خود به خوبی رفتار کنید: انجام تمرینات ورزشی منظم می تواند در مدیریت استرس به شما کمک کند (البته نه تمرینات افراطی یا اجباری). هم چنین تغذیه مناسب برای کمک به بدن در تامین سوخت مورد نیاز جهت داشتن کارکرد عالی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در شرایط پراسترس بدن بیش از هر چیز به ویتامین ها و مواد معدنی نیاز دارد.

 

بعضی افرا برای کاهش تنش خود از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند. این روش ها اگرچه ممکن است به طور موقت به نظر برسد استرس را کاهش می دهد، تکیه به آن باعث تضعیف بدن و افزایش سطح کلی استرس می شود. 

جریان افکار خود را تماشا کنید: افکار و عقاید شما در نوع نگاهتان به دنیا تاثیر می گذارد. آیا فنجان شما تا نیمه پر است یا تا نیمه خالی است؟ مقدار بهینه ای از خوش بینی به شما کمک می کند بهترین واکنش را در موقعیت های پراسترس داشته باشید. 

مشکلات کوچک را حل کنید: آموختن حل مشکلات روزمره به شما احساس کنترل می دهد. در حالی که اجتناب از آنها در شما احساس نداشتن کنترل و در نتیجه استرس بیشتر ایجاد می کند. مهارت های خود را برای بررسی دقیق یک مسئله ، شکل دادن انتخاب ها و به کار بردن یک عمل برای راه حل ارتقا بخشید. احساس توانایی برای حل مشکلات کوچک در شما احساس اطمینان درونی ایجاد می کند و با اعتماد به نفس بیشتری در موقعیت های استرس آور از خود واکنش نشان می دهید. 

خودتان را مقاوم کنید: تا حالا توجه کرده اید که بعضی افراد به سرعت با موقعیت های استرس آور سازگار می شوند و اقدامات لازم را انجام می دهند. آنها تحت تاثیر هیجان ناشی از استرس قرار نمی گیرند و قادرند مشکلات را همان زمان که رخ می دهند، هدایت کنند.

 

اگر شما هم می خواهید خودتان را مقاوم سازید می توانید نگرش ها و رفتارهای زیر را در خود تقویت کنید: 

* تغییر را به عنوان یک رویداد چالش برانگیز و یک بخش طبیعی زندگی بدانید. 

* بدانید که مشکلات موقتی و قابل حل هستند. 

* اعتقاد داشته باشید که اگر برای دستیابی به اهدافتان تلاش کنید، موفق خواهید شد. 

* برای حل مشکلات اقدامی انجام دهید. 

* روابط خود را با خانواده و دوستان قوی تر کنید. 

* یک سیستم حمایتی داشته باشید و تقاضای کمک کنید. 

* به طور منظم در فعالیت های شاد و آرام بخش شرکت کنید. 

 

بیاموزید که چالش ها را به عنوان فرصت و استرس ها را موقتی بدانید. تمرین کنید به جای گله و شکایت ، مسائل را حل کنید. اهدافی برای خود در نظر بگیرید و پیشرفت خود را پیگیری کنید. زمانی را برای تن آرامی بگذارید. خوش بین باشید. به خود اعتماد کنید. اجازه بدهید استرس های کوچک، انگیزه بخش شما در جهت رسیدن به اهدافتان باشند.

 

دو فوت کوزه گری


برای یک خانه داری موفق ،باید کمی خلاقیت به خرج دهید و کاربردهای متفاوت لوازم موجود در خانه را بدانید ،ما به شما کمک خواهیم کرد.

پنبه

از پنبه بجز استفاده‌های معمولی که همگان می‌شناسند می‌توان در امور دیگری بخصوص برای خانه‌داری استفاده کرد.

 

اگر قصد دارید اطلاعات کدبانوگری خود را افزایش دهید، این استفاده‌ها را در ادامه مطلب بخوانید.

_خوشبو کننده محیط : یک تکه پنبه را به ادکلن مورد علاقه خود آغشته کنید و آن را داخل کیسه جارو برقی بگذارید. با روشن شدن جارو برقی رایحه خوش به آرامی کل فضای اتاق را پر خواهد کرد.

 

_بوگیر یخچال: بعضی وقت‌ها مواد غذایی بوی نامطبوعی در یخچال ایجاد می‌کنند. کافی است یک تکه پنبه توپی را به وانیل آغشته کرده و روی یکی از طبقات یخچال قرار دهید. پنبه به عنوان دئودورانت عمل کرده، یخچال بوی خوش و تازه‌ای خواهد گرفت.

 

از بین بردن کپک: دسترسی به تمام قسمت‌های حمام کار آسانی نیست. معمولا کپک در همه جا به خصوص اطراف وسایل و بین کاشی‌ها رشد می‌کنند. برای از بین بردن آن‌ها نیازی به تمیز کردن تک تک کاشی‌ها نیست. یک پنبه توپی را با مایع سفید کننده خیس و در جاهای خارج از دسترس و بالا قرار دهید. بگذارید چند ساعت باقی بماند تا متوجه تاثیر معجزه‌آسای آن شوید. با برداشتن پنبه‌ها متوجه موفقیت کار خواهید شد. قسمت مورد نظر را با آب گرم بشویید.

 

آلومینیم

تکه‌های کوچک فویل‌ را دور نیندازید

کاغذهای آلومینیومی‌ در آشپزخانه، کاربرد‌های فراوانی دارند. خیلی‌ها فکر می‌کنند که هر بار باید ورقه‌های تمیز و تانخورده آلومینیوم را فقط برای پوشاندن مواد غذایی به کار ببرند اما این گونه نیست زیرا کاغذهای آلومینیومی‌ بسادگی در آشپزخانه شما بازیافت می‌شوند. فقط باید دقت کنید و آن‌ها را بعد از مصرف دور نیندازید.

 

برای استفاده مجدد از کاغذهای آلومینیومی‌ چند پیشنهاد داریم که با کمک آن‌ها می‌توانید در پول و انرژی صرفه‌جویی کنید و علاوه بر این در حفظ منابع طبیعی و محیط زیست کوشا باشید. 

 

 

تیز کردن چاقو‌ها: کاغذ آلومینیومی‌ استفاده شده را تا کنید؛ به طوری که به صورت شش تا هشت لایه روی هم قرار گیرند. سپس با چاقوهای کند و فرسوده این لایه‌های کاغذ آلومینیومی ‌را برش بزنید تا تیز‌تر شوند. برای چاقوهای باغبانی هم می‌توانید از این روش استفاده کنید اما باید از چند لایه آلومینیومی ‌بیشتری استفاده کنید چون این چاقو‌ها سنگین‌تر هستند. 

 

شستن برای استفاده دوباره : اگر برای پوشاندن مواد غذایی یا قبل از قرار دادن غذا‌ها در فر از کاغذ آلومینیومی ‌استفاده می‌کنید هیچ اشکالی ندارد که ان‌ها را دوباره بشویید، صاف کنید و برای مصارف دیگر کنار بگذارید. خیلی از خانم‌های اقتصادی این روش را به کار می‌برند و ضمن کم کردن حجم زباله‌ها به بازیافت مواد کمک می‌کنند. 

البته در این زمینه یک هشدار وجود دارد. یادتان باشد که اگر از کاغذ‌های بازیافت برای نگهداری از مواد خام مانند گوشت و مرغ استفاده می‌کنید آن‌ها را برای سایر مواد غذایی به کار نبرید و بهتر است این ورقه‌ها به ظرف زباله‌های خشک منتقل شوند چون ممکن است باکتری‌ها و سایر عوامل بیماری‌زای موجود در گوشت و مرغ خام به خوبی شسته نشوند و از این راه سایر مواد غذایی را آلوده کنند. 

 

حفظ شکل کفش‌ها و چکمه‌ها: تکه‌های کاغذ آلومینیومی‌ را در دست تان مچاله کنید تا به شکل گلوله‌های توپی‌شکل در آیند. سپس آن‌ها را داخل کفش و چکمه‌ها قرار دهید تا شکلشان حفظ شود. استفاده از این ترفند زمانی به درد می‌خورد که فصل استفاده از کفش و چکمه‌ها گذشته و می‌خواهید آن‌ها را داخل کمد بگذارید. در این صورت بعد از گذشت چند ماه ظاهر کفش‌ها چروکیده نمی‌شود و شکل اولیه‌شان را حفظ می‌کنند. 

اگر می‌خواهید می‌زی را در سطح ناهمواری قرار دهید برای هم سطح شدن پایه‌ها از کاغذهای آلومینیوم تا شده استفاده کنید. آن‌ها را زیر پایه‌ها قرار دهید تا پایه‌های به ظاهر کوتاه‌تر، بلند شوند

خلاقیت در نقاشی ساختمان: در صورتی که کمی ‌جسارت دارید و دلتان می‌خواهد روی دیوار بافت تازه‌ای خلق کنید کاغذ‌های مچاله شده آلومینیومی‌ اینجا هم به دردتان می‌خورد. آن‌ها را داخل رنگ فرو ببرید و بعد شکل و بافت دلخواه‌تان را ایجاد کنید. علاوه بر این می‌توانید دستگیره‌های در را با این کاغذ‌های استفاده شده بپوشانید تا رنگی نشوند. 

 

ساخت قیم برای گیاهان: اگر می‌بینید که گیاه آپارتمانی، گل‌های فصلی یا سبزیجات کاشته شده مانند گوجه فرنگی ضعیف هستند و نمی‌توانند خودشان را صاف نگه دارند، با کمک کاغذ‌های آلومینیوم برایشان قیم بسازید تا ساقه‌ها تکیه‌گاه خوبی داشته باشند. 

 

جانشین سیم ظروفشویی: هر وقت به سیم ظرفشویی دسترسی نداشتید برای تمیز کردن کف قابلمه‌ها و همین‌طور سیخ‌های کباب می‌توانید به سراغ کاغذ آلومینیومی‌ بروید. در این صورت لازم نیست که قبل از مصرف دوباره حتما آن‌ها را شسته و تمیز کرده باشید. 

 

تراز کردن پایه‌ها : اگر می‌خواهید می‌زی را در سطح ناهمواری قرار دهید برای هم سطح شدن پایه‌ها از کاغذهای آلومینیوم تا شده استفاده کنید. آن‌ها را زیر پایه‌ها قرار دهید تا پایه‌های به ظاهر کوتاه‌تر، بلند شوند.