ماجرای آب دور قبر حضرت عباس (ع)


ماجرای آب دور قبر حضرت عباس (ع)

و این است اجر تشنه‌ماندن او بر لب فرات به احترام تشنگی برادر …

چشمه آب زلالی که صدها سال است گرداگرد قبر اصلی حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در زیر حرم مطهرش در کربلا طواف می‌کند . این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است. ویژگی دوم آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آقا ابوالفضل(ع) است آب از دیواره دور قبر به داخل نفوذ نمی‌کند.

شیخ عباس 74 ساله، که 36 سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا توضیحاتی داده است .

وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از 400 سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

اما یک فرد از خدا بی‌خبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می‌خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می‌آید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیا نشد. اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشم‌های کور شده را شفا می‌داد . از 50 سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد می‌شود.

وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است. وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.

آیه‌ای که امام حسین(ع) در مخالفت بیعت با یزید خواند!




واى بر تو اى مروان! از من دور شو; زیرا تو پلید و ناپاکى و ما اهل بیت طهارت و پاکى هستیم که خداوند درباره آنان این آیه را بر پیغمبرش نازل فرمود: خداوند اراده فرموده که پلیدى را از شما خانواده دور سازد و شما را به صورت کامل پاک گرداند.


امام حسین

حاکم مدینه، حضرت امام حسین (علیه السلام) را احضار کرد و از آن حضرت خواست که با یزید بیعت کند. حضرت جواب مثبت ندادند و تعلّل کردند. مروان حکم از حاکم مدینه خواست که در همین جلسه از آن حضرت بیعت بگیرد! در این هنگام امام حسین (علیه السلام) رو به مروان کرده، فرمودند:

«ویلک یا مروان، الیک عنّى فانّک رجس و انّا اهل بیت الطّهارة الذین انزل الله فیهم على نبیّه(صلى الله علیه وآله وسلم): إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا; واى بر تو اى مروان! از من دور شو; زیرا تو پلید و ناپاکى و ما اهل بیت طهارت و پاکى هستیم که خداوند درباره آنان این آیه را بر پیغمبرش نازل فرمود: خداوند اراده فرموده که پلیدى را از شما خانواده دور سازد و شما را به صورت کامل پاک گرداند.»

مروان از شنیدن این منطق قوی و نیرومند و مستند به قرآن کریم، سر به زیر افکند و چیزی نگفت. (الفتوح، ج 5، ص 17; موسوعة کلمات الحسین، ص 285.)

آری، آن مظهر شهامت با این کلام کوبنده و مستند به آیه کریمه قرآنی پایگاه رفیع و بی نظیر خود را آشکار کرد و یکسره، مروان و حاکم مدینه را از پذیرش بیعت، نومید گردانید و با تعبیر «رجس» درباره مروان و مخاطب گردانیدن او با این خطاب و یاد کردن از خود و خاندان مقدّس خویش با عنوان اهل بیت طهارت با تمسّک به آیه تطهیر، فضاحت مروان ـ که دست نشانده دستگاه جنایتکار معاویه و یزید بود ـ و نیز رسوایی خودِ یزید را اثبات کرد و زبان آلوده مروان و همفکرانش را بست.

 

فضیلت خاندان پیامبر به روایت قرآن کریم

إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا ;(احزاب (33) آیه 33) خداوند می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و شما را به طور کامل پاک گرداند

در روایات فریقین وارد شده که بعد از نزول این آیه، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) تا مدتی (چهل روز، هفت ماه، هشت ماه و نه ماه در روایات ذکر شده است.) به هنگام فرا رسیدن وقت هر نماز به درِ خانه حضرت فاطمه آمده، می فرمودند: «سلام بر شما اهل بیت، رحمت خدا بر شما، وقت نماز است و بعد تلاوت مى کردند: إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»

این آیه کریمه یکی از آیاتی است که در بیان شأن و جایگاه رفیع خاندان پیغمبر فرود آمده، بلکه بزرگ ترین فضیلت آنان به شمار می رود ، زیرا ؛ اوّلا آیه کریمه با کلمه «إنّما» که از اداة حصر است آغاز می شود; یعنی تنها اراده پروردگار، این است و سپس با لفظ «عَنکم» که برای خطاب است خاندان مکرّم پیامبر را معیّن می کند و دنبال آن، از آن بزرگواران با عنوان افتخارآمیز (=اهل بیت) یاد کرده و آنان را مشخّص تر می سازد و با ذکر این کلمه، حصر دیگری را افاده کرده که آن «اذهاب رجس»، منحصر به شما اهل بیت است و بالاخره مطلب را به دو صورت ادا می کند:

الف) «لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْس» که لازمه از بین بردن رجس و پلیدی، طهارت و پاکیزگی است;

ب) «وَ یُطَهِّرَکُم» که به طهارت آنان تصریح کرده است.

افزون بر آن، تعبیر دوّم را با مفعول مطلق یعنی «تَطْهِیرًا» تأکید فرموده است.

و چون کسانی که در زیر ردای رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) گرد آمده بودند، حضرت امیرالمۆمنین و حضرت فاطمه و دو سبط پیامبر، حسن و حسین (علیهما السلام) بودند، به ناچار، آیه به آنان اختصاص دارد و دیگران مانند همسران پیامبر از آن بهره ای ندارند; چنان که روایات بسیاری از طریق شیعه و سنّی دلالت دارد که آیه هنگام جمع شدن همین پنج نفر در زیر ردا، نازل گردید.(کافی، ج 1، ص 294; الخصال، ص 403; کفایة‌الاثر، ص 65; مسند احمد، ج 1، ص 331; ج 3، ص 259; صحیح‌مسلم، ج 7، ص 130)

و در روایات فریقین وارد شده که بعد از نزول این آیه، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) تا مدتی(چهل روز، هفت ماه، هشت ماه و نه ماه در روایات ذکر شده است.) به هنگام فرا رسیدن وقت هر نماز به درِ خانه حضرت فاطمه آمده، می فرمودند: «سلام بر شما اهل بیت، رحمت خدا بر شما، وقت نماز است و بعد تلاوت مى کردند: إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا.»

ازاین رو حضرت سیّدالشهدا (علیه السلام) برای بیان قداست مقام و رفعت شأن و منزلت آسمانی خود به این آیه کریمه تمسّک نموده اند و بدین ترتیب خودداری خود را از بیعت ننگین با یزید بن معاویه به آیه شریفه تطهیر مستند کرده اند.


کربلا در نگاه دیگران


امام حسین (ع)

ماجرای حماسه ی عاشورا و آنچه که در واقعه ی کربلا گذشت نه تنها در بین مسلمانان دارای جایگاه ویژه ای است بلکه بسیاری از مسیحیان و اندیشمندان غربی هم از واقعه ی عاشورا به عنوان جریانی مهم و تأثیرگذار در پایداری اسلام یاد می کنند. در کربلا امام حسین (ع) برای پاسداری از دین از هرچه که داشتند گذشتند.

 

نظرات برخی از اندیشمندان را در رابطه با واقعه ی عاشورا می خوانیم:

جرج جرداق" نویسنده و محقق مسیحی":

فرق على (ع) با معاویه این است كه اصحاب معاویه فریفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى یاران امام على (ع) فریفته اخلاق و فضیلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پدیدار بود كه وقتى یزید مردم را تشویق به قتل امام حسین (ع) و مامور به خونریزى مى‏كرد، یاران یزید مى‏گفتند: «كم تهب لنا؛ یعنى چقدر و چه مبلغ مى‏دهى تا او را بكشیم‏» اما انصار امام حسین (ع) به او مى‏گفتند: «یا حسین نموت معك؛ ما با تو هستیم و با تو مى‏میریم .» از جمله حبیب این پیر حافظ قرآن به امام حسین (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شویم، سوزانده شویم و پراكنده شویم و سپس جمع شویم و از نو زنده شویم، باز مى‏خواهیم در ركاب تو جنگ كنیم و كشته شویم .

 

توماس كارْلایْل " فیلسوف و مورخ انگلیسی":

 بهترین درسی كه از تراژدی كربلا می گیریم، این است كه حسین(ع) و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه فراوانی تعداد در جایی كه حق با باطل روبرو می شود طور دیگری است و پیروزی حسین(ع) با وجود اقلّیتی كه داشت، باعث شگفتی من است.

 

واشنگتن ایروینگ " مورخ مشهور آمریكایی":

 برای امام حسین(ع) ممكن بود كه زندگی خود را با تسلیم شدن اراده ی یزید نجات بخشد، لیكن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد كه او یزید را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیّه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشك، روح حسین(ع) فناناپذیر است.

 

توماس ماساریك " مورخ انگلیسی":

گر چه كشیشان ما هم از ذكر مصائب مسیح مردم را متأثر می سازند، ولی آن شور و هیجانی كه در پیروان حسین(ع) یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد كه مصائب مسیح در برابر مصائب حسین(ع) مانند پركاهی است در مقابل یك كوه عظیم پیكر.

 

سلام بر حضرت رباب

علی اصغر

بانو رباب همسر امام حسین علیه السلام و مادر علی اصغر است. او بسیار به امام حسین علاقه داشت. امام نیز علاقه ی زیادی به او داشت و گاهی به خاطر دوست داشتن او شعر می گفت.

رباب در کربلا حضور داشت و دوست صمیمی حضرت زینب بود. بود. بعد از جنگ کربلا، او هم جزء اسرای کربلا بود. بعد از تمام شدن اسارت بانو رباب یکسال در کنار مزار اباعبدالله الحسین ماند و همیشه گریه می کرد و زیارت می خواند. او با این کارهایش به مردم دیگر می فهماند که چقدر امام حسین علیه السلام مظلوم است...

در این مدت زیر سقف نمی رفت و همچنان زیر آفتاب به عزاداری می پرداخت.

بعد از یکسال به مدینه بازگشت برخی هم می گویند بعد از یکسال از غم و اندوه جان داد و به دیدار امام شتافت.

سلام بر آن بانوی مهربانی که رنج اسارت او را از امام دور نکرد.

سلام بر آن بانوی با وفایی که آفتاب صورتش را سوزاند.

سلام بر آن مادر مهربانی که شیر برای طفل شیرخواره اش نداشت.

سلام بر آن بانوی غمدیده ای که کودکش را به خدا هدیه کرد.

سلام بر بانوی صبور کربلا  و غمخوار زینب کبری

سلام بر همسر امام و بر مادر علی اصغر

سلام بر رباب ...

سلام بر رباب

معنی بیعت رو میدونی؟



امام حسین

علی رضا، مشغول مطالعه یک کتاب خوب و تاریخی درباره امام حسین علیه السلام بود. در یک صفحه از کتاب نوشته شده بود: چون امام حسین علیه السلام با یزید بیعت نکردند، دشمنان او را شهید کردند».

 کلمه بیعت برای علی رضا آشنا نبود. به همین دلیل، از پدرش معنای بیعت را پرسید. بابای علی رضا گفت: "ببین پسرم! بیعت یعنی این که کسی حاضر به همکاری با کس دیگری باشد و برای این همکاری، با او پیمان ببندد. یزید می خواست رهبر مسلمانان شود و برای این کار، لازم بود تا مردم او را قبول کنند و با او پیمان و قول همکاری بدهند.

امام حسین علیه السلام که رهبر واقعی مسلمانان بود، چون می دانست یزید آدم بد و فاسدی است، حاضر به همکاری نشد و با یزید بیعت نکرد. یزید هم که می دانست مخالفت امام حسین علیه السلام به ضرر او تمام می شود، با امام جنگید و ایشان را شهید کرد، ولی برنده واقعی جنگ امام حسین علیه السلام بود؛ چون با این کار، باعث شد تا دین اسلام همیشه زنده و با نشاط باقی بماند.

 این مبارزه در روز دهم ماه محرم اتفاق افتاد و به همین دلیل، روز عاشورا، یعنی روز دهم، در دنیا معروف شد؛ چون روز مبارزه خوبی و بدی و روزی بود که امام حسین علیه السلام راه نجات از دشمنان را به همه ی مردم یاد داد.

 

یاریگر حق


ثارالله

ای حسین ای  کشته ی دین و نماز

بنده ی پاک خدای  بی نیاز

ای حسین ای سرو آزاد جهان

دشمن ظلم همه غارتگران

ای حسین ای بنده ی پاک خدا

بهر قرآن کرده ای جان را فدا

تو حسینی،جدّ تو پیغمبر است

بر قلوب مۆمنان او رهبر است

خواستی تا دین حق یاری کنی

بهرحفظ دین حق کاری کنی

ظالمان گفتند با ما یارشو

با یزید و کافران همکارشو

دست رد بر سینه ی آنان زدی

دوربودی از گناهان و بدی

در نبردی نابرابر با سپاه کافران

جان خود کردی فدا ای جانِ جان

تو شهیدی زنده ای پاینده ای

تا ابد در خاطر ما زنده ای

 

امام سجاد (ع) پیام آور قیام عاشورا


کربلا

قافله حسینى را پس از عاشورا به سوى كوفه آوردند و براى آنان در كنار شهر، خیمه زدند. خاندان امام حسین(علیه السلام ) را - كه اكنون اسیران حكومت اموى شناخته مى شدند - در آن خیمه ها جا دادند. جارچیان حكومت ، در شهر كوفیان را فرا مى خوانند تا از اسیران جنگى خویش دیدار كنند!

على بن الحسین علیه السلام  از خیمه ها خارج مى شود. روایت گر آن صحنه مى گوید: على بن الحسین علیه السلام  با اشاره از مردم خواست تا قدرى آرام شوند. همه آرام شدند. امام برجاى ایستاد، سخنش را با ستایش پروردگار آغاز كرد و بر پیامبر اسلام (ص) درود فرستاد و سپس چنین فرمود:

هان اى مردم ! آن كه مرا مى شناسد، سخنى با او ندارم ولى آن كس كه مرا نمى شناسد، بداند كه من على بن الحسین فرزند همان حسین هستم كه در كنار رود فرات ، با كینه و عناد، سر مقدسش را از بدن جدا كردند بى این كه جرمى داشته باشد و حقى داشته باشند!

من فرزند كسى هستم كه حریم او را حرمت ننهادند، آرامش او را ربودند، اموالش را به غارت بردند و خاندانش را به اسارت گرفتند. من فرزند اویم كه دشمنان انبوه محاصره اش كردند و در تنهایى و بى یاورى - بى آن كه كسى را داشته باشد تا به یاریش برخیزد و محاصره دشمن را براى او بشكافد - به شهادتش رساندند. و البته این گونه شهادت، - شهادت در اوج مظلومیت و حقانیت - افتخار ماست !

اى كوفیان!

شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید نامه هایى را كه براى پدرم نوشتید! نامه هاى سراسر خدعه و نیرنگتان را! در نامه هایتان با او عهد و پیمان بستید و با او بیعت كردید! ولى او را كشتید، به جنگ كشاندید و تنهایش گذاشتید!

واى بر شما! از آنچه براى آخرت خویش تدارك دیده اید! چه زشت و ناروا، اندیشیدید و برنامه ریختید!

پیامبر اكرم(ص) را با كدام رو و با كدام چشم نگاه خواهید كرد.

او به شما خواهد گفت : شما خاندان مراكشتید، حرمتم را شكستید، بنابراین از امت من نخواهید بود.

سخنان امام سجاد (علیه السلام ) كه به اینجا انجامید، صداى كوفیان به گریه بلند شد، وجدان هاى خفته براى چندمین بار بیدار شدند. كوفیان به ملامت و سرزنش خویش پرداختند! امام سجاد (ع) به سخنان ادامه داد و فرمود:

خداى رحمت كند كسى را كه : رهنمودهاى مرا بپذیرد و سفارش هاى مرا كه در راستاى رضاى الهى و درباره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) اوست رعایت كند چه این كه رسول خدا براى ما الگویى شایسته بود.

ادامه دارد...

آثار نماز و پاداش نمازگزاران



جلب رحمت خداطلب یاری از نماز

آرامشبازداشتن از فحشا و منكر

همراهی خدا با نمازگزارانولایت نمازگزاران

هدایت برای نمازگزارانانذار برای نمازگزاران

رستگاری برای نمازگزارانپاداش

امان در سایه ی نماز

جلب رحمت خداخداوند در سوره ی نور می فرماید: وَ اقیمُواالصَّلاةَ وَ اتواالزَّكاة وَ اَطیعُواالرَّسوُلَ لعَلكُمْ ترْحَمُونَ. (نور/ 56) " و نماز را بر پا دارید و زكات بدهید و رسول را اطاعت كنید تا مشمول رحمت شوید."

خداوند در این آیه اولین شرط برای داخل شدن در رحمت را برپایی نماز برمی شمارد.

طلب یاری از نمازوَاستعینُوا بِالصَّبْرِ والصَّلاةِ وَ اِنَّها لكبیرِةٌ اِلاّ عَلی الخاشِعینَ. (بقره/ 45) " و از صبر و نماز یاری بجویید و این كار جز از برای خاشعان گران است."

كلمه استعانت به معنای طلب كمك است و این هنگامی است كه انسان به تنهایی نمی تواند مشكلی را به دلخواه حل كند. چرا كه در حقیقت یاوری جز خدای یگانه وجود ندارد. این دو، بهترین وسایل برای پیروزی هستند.چون صبر هر بلایی را هر چند عظیم، كوچك و ناچیز می كند و نماز كه التجاء به خدا است، ایمان را در درون زنده ساخته و به آدمی می فهماند كه به جایی تكیه دارد كه انهدام ناپذیر است و به ریسمانی دست زده كه پاره شدنی نیست و به این ترتیب با ایجاد پایگاه درونی و تكیه گاه برونی كه برای پیروزی برمشكلات لازم است، راه غلبه برگرفتاریها آسانتر می شود و نیز می فرماید: یا اَیُّها الَّذینَ آمَنُوااسْتعینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلوةِ اِنَ الله مَعَ الصّابِرینَ. (بقره/ 153) " ای كسانی كه ایمان آورده اید از صبر و نماز استعانت جوئید كه خدا با صابرین است."

در این آیه نیز برای پیروزی بر مشكلات به یاری جستن از یكی از بزرگترین ملكات (صبر) و یكی از بزرگترین عبادات (نماز) دعوت می كند.

آرامشخداوند در سوره رعد فقط یاد خدا را آرام بخش دلها می داند: اَلا بِذكرِ اللهِ تطمَئِنُّ القلوبُ (رعد/ 28) "آگاه باشید كه تنها یاد خدا آرامش بخش دلهاست. در سوره ی طه، هنگام اولین وحی به موسی(ع) می فرماید: … وَاَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْری (طه / 14) "… و نماز را برای یاد من به پادار." و این گونه نماز را از مظاهر یاد خود برمی شمارد. حال چرا در دل چنین كسانی ترس و غم جای داشته باشد. اِنَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ وَ اَقامُواالصَّلاةَ وَ اتُواالزَّكاةََ لَهُمْ اجْرُهُمْ عِنْدَ رَبّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ. (بقره/ 277) "كسانی كه ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز برپا داشتند و زكات را پرداختند اجرشان نزد پروردگارشان است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند."

برای مردم با ایمانی كه با نماز یاد خدا را زنده نگه می دارند و با پرداخت زكات از بروز اختلاف طبقاتی جلوگیری می كنند، آرامشی است كه دیگران از دركش عاجزند و پاداشی كه فقط نزد پروردگار است.

بازداشتن از فحشا و منكر… وَ اَقِمِ الصَّلاةَ اِنَّ الصُّلاةَ تنهی عَنِ الفحشاءِ وَالمُنكَرِ وَ لَذِكرُاللهِ اَكْبَرُ واللهُ یَعلمُ ما تصنعُون.(عنكبوت/45 ) "… و نماز را برپا دار كه نماز انسان را از زشتی ها و منكرات باز می دارد و ذكر خدا بزرگتر است و خدا به هر چه كنید آگاه است."

طبیعت نماز از آنجا كه انسان را به یاد نیرومندترین عامل بازدارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد می اندازد، دارای اثر بازدارندگی از فحشا و منكر است. نماز، كسی را كه به انواع وسایل هوسرانی مجهز و پایه های حكومت غرایز طغیانگر در كانون وجودش مستحكم و پابرجاست و برای آنها مرزی نمی شناسد، كنتر ل می كند. در هر روز پنج بار ادای نماز كردن، صبح بعد از برخاستن از خواب (كه انسان از همه چیز غافل است)، وسط روز (هنگامی كه غرق در زندگی مادی است)، در پایان روز و آغاز شب، می تواند جامعه ای صالح ایجاد نماید. نمازی كه برای انجام آن از ابتدا، انسان خود را از هرگونه آلودگی پاك كرده و حرام و غضب را از خود دور می سازد و با حمد، تسبیح، تكبیر و سلام بر بندگان صالح خدا، خدا، مقام اولیاء، درجات مردان خدا، عذاب الهی، كیفر خطاكاران، حسابهای دقیق و بی اشتباه روز رستاخیز را به یاد می آورد و با قیام در مقابل خدا، او را از هر چیز برتر و بالاتر می شمرد و با یاد نعمتهایش او را سپاس می گوید و از او صراط مستقیم را می طلبد، بدون شك انسان را متوجه جهان معنوی كرده و در درونش جنبشی به سوی حق و پاكی پیدا می شود و او را از خودخواهی و دنیاپرستی باز می دارد و با تواضع در مقابل ذات لایزال الهی، عشق به جاه و مقام، كنار می رود. نمازگزار با توجه به معانی آیاتی كه در نماز می خواند، قهراً از مواعظش پند گرفته، به امر و فرمانش تن داده و خود را از گناهان باز می دارد. مسلماً ذكری كه متضمن یاد خدا و خشوع در برابر او و تلاوت قرآن (كه بر وعده ثواب، عذاب و هدایت مشتمل است) می باشد با گناهان سازش ندارد.البته میزان اثر نماز به درجه خلوص نمازگزار بستگی دارد و این كه چه مقدار موانع را از بین برده باشد. بدیهی است هر چه موانع بر سر راه ارتباط انسان با خدا كمتر باشد، اثر آن بیشتر و بر عكس هر چه موانع بیشتر باشد، اثر نماز كمتر است. چرا كه بازدارندگی از گناه، اثر طبیعی نماز است.

اِنَّ الاِنسانَ خلِقَ هَلوعاً. اِذا مَسَّهُ الشرُّ جَزُوعاً. وَ اِذا مَسهُ الخَیْرٌ مَنوعاً. اِلاّ المُصَلینَ. الَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ دائِمُون.(معارج/ 19 تا 23) "انسان، حریص و كم طاقت آفریده شده – هنگامی كه بدی به او رسد بی تابی می كند. و هنگامی كه خوبی به او رسد مانع دیگران می شود. مگر نماز گزاران. آنها كه نماز را مرتباً به جا می آورند."

انسان، حریص و كم طاقت و خودخواه است. در بدیها بی تابی می كند و خوبیها را منحصراً برای خود می خواهد؛ مگر نمازگزاران كه نمازشان و ارتباطشان با خالق یكتا، آنها را از هر فحشاء و منكری باز می دارد:وَالَّذینَ هُمْ عَلی صَلاتِهِمْ یُحافِظونَ. (معارج / 34) " و آنها كه بر نماز مواظبت دارند."

نمازگزارانی كه نماز را با حفظ ظاهر آن (آداب، شرایط، اركان و خصوصیات آن) و حفظ روح آن (حضور قلب) به طور دائم می خوانند.

همراهی خدا با نمازگزاران"وَ لقَدَ اَخذاللهُ میثاقَ بَنی اِسْرائیلَ وَ بَعَثنا مِنهُمْ اثنیْ عَشَرَ نقیباً وَ قالَ اللهُ اِنّی مَعَكُمْ لَئِنْ اَقَمتمُ الصَّلاةَ. (مائده / 12) " و خدا از بنی اسرائیل پیمان گرفت و از آنها دوازده رهبر و سرپرست برانگیختیم و خداوند گفت من با شما هستم اگر نماز را بر پا دارید… ."

در این آیه حمایت و همراهی خدا از بنی اسرائیل را مشروط به شروطی می كند كه اولین آنها بر پاداشتن نماز است. یعنی تا وقتی كه نماز را برپا دارند مشمول حمایت خداوند می شوند و ترك نماز، ترك هدایت خداوند را در پی دارد. این معنا می تواند شامل تمام نمازگزاران و تاركان نماز نیز باشد.

ولایت نمازگزاران" اِنَّما وَلیُّكمُ اللهُ و رسولهُ والَذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ و یُوتونَ الزَّكاةَ و هُمْ راكِعونَ." (مائده/ 55) "سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آورده اند و نماز را برپا می دارند و در حال ركوع، زكات می پردازند."

سرپرستی و رهبری جامعه ی اسلام از آن خدا و پیامبر اوست و نیز از آنِ مؤمنینی كه برای خدا و اتصال به سرچشمه ی فیوضات الهی، نماز را بر پا می دارند و هنگام ركوع زكات می دهند.

هدایت برای نمازگزاران"اِنَّما یَعْمُرُ مَسجدَاللهِ مَنْ امَنَ بِاللهِ الیوم الاخِرِ و اَقامَ الصَّلاةَ و اتی الزَّكاةَ و لم یَخْشَ اِلاّ اللهَ فَعَسی اُولئكَ اَنْ یِكونُوا مِنَ الْمُهتدینَ." (توبه / 18) "مساجد الهی را تنها كسی آباد می كند كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، ممكن است چنین گروهی هدایت یابند."

هدایت ممكن است برای گروهی باشد كه علاوه بر ایمان به خدا و روز قیامت، اهل اقامه نماز و پرداخت زكات و خشیت از خدا باشند. ایمانی كه فقط ادعا نباشد بلكه در عمل ثابت شود و فقط چنین كسانی برای عمران مساجد محق هستند.

انذار برای نمازگزاران"… اِنَّما تنذِرالَذینَ یَخشونَ رَبَّهمْ بالغیبِ و اَقامواالصَّلاةَ و منْ تزكی فَانّما یَتزكی لِنفسه و الی الله المصیرُ." (فاطر / 18) " … تو فقط كسانی را انذار می كنی كه از پروردگار خود در پنهانی می ترسند و نماز را برپا می دارند و هر كس پاكی پیشه كند نتیجه ی آن به خودش باز می گردد و بازگشت به سوی خداست."

ای پیامبر انذارهای تو نسبت به مكذّبان تو محقق نمی شود. زیرا كه دلهایشان مُهر شده است و سخن الهی تنها در دلهای آماده اثر می گذارد و تا در دلی خوف خدا نباشد و در نهان و آشكار، مراقبت یك نیروی معنوی را بر خود احساس نكند و با انجام نماز كه قلب را زنده می كند و به یاد خدا می دارد، به آن كمك نرساند؛ این آمادگی حاصل نخواهد شد. آنها كه روح و قلبشان مملو از خشیت و ترس آمیخته با عظمت خداست و با برپایی نماز، عملاً او را عبادت و پرستش می كنند.

رستگاری برای نمازگزاران" قَدْ اَفلحَ منْ تزكی. وَ ذَكرَ اسْمَ رَبِّه فَصَّلی. (اعلی/ 14 و 15) " مسلماً رستگار می شود كسی كه خود را تزكیه كند – و نام پروردگارش را به یاد آورد و نماز بخواند."

در این آیات سه چیز را عامل رستگاری می داند، تزكیه، ذكر نام خداوند و سپس به جا آوردن نماز. در اینجا پس از ذكر نام خداوند، بجا آوردن نماز را ذكر می كند. زیرا نمازگزار تا به یاد خدا نباشد و نور ایمان در دلش پرتوافكن نشود به نماز نمی ایستد. به علاوه، نمازی ارزشمند است كه توأم با ذكر و یاد او باشد.

پاداش"رِجالٌ لا تلهیهم تِجارةٌ ولابَیعٌ عن ذِكراللهِ و اَقامِ الصَّلاةِ و ایتاءِ الزَّكاةِ یخافونَ یَوماً تتقلبُ فیه القلوبُ والابْصارُ.  لِیجزیهمُ اللهُ اَحسنَ ما عملوا و یزیدهُمْ مِنْ  فَضله …"(نور/ 37 و 38) " مردانی كه هیچ كسب و تجارتی آنان را از یاد خدا غافل نگرداند و نماز به پا دارند و زكات بدهند  و از روزی كه دلها و دیده ها در آن روز حیران و مضطرب است، ترسان و هراسانند – تا خدا در مقابل بهترین اعمال ایشان جزاء و ثواب عطاء فرماید و از فضل و احسان خویش بر آنها بیفزاید…"

 و نیز می فرماید: " لكنِ الراسخُونَ فِی العلمِ منهمْ والْمؤمنونَ یُؤمنونَ بما اُنزلَ اِلیكَ و ما اُنزلَ من قبلكَ والْمقیمینَ الصَّلاةَ والْمؤتونَ الزَّكاةَ والمؤمنونَ باللهِ والیومِ الاخرِ اُولئكَ سَنؤتیهم اجراً عظیماً." (نساء / 162) "اما آنهایی كه علم در دلهایشان رسوخ یافته و ایمان دارند به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان می آورند و نماز را برپا می دارند و زكات می دهند و به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند به زودی به آنان پاداش عظیمی خواهیم داد". پاداش عظیم و افزون كه از فضل خدا بر آن افزوده می شود؛ برای مؤمنان به خدا و رسولش و آنچه بر او نازل شده و ترسان از روز قیامت است كه علاوه بر آن، نماز را نیز اقامه كرده و زكات می پردازند.

امان در سایه ی نماز" فَاذا نسلخَ الأشهُرُ الحُرُمُ فَاقتلواالْمُشركینَ حیثٌ و جَدْتُّموهمْ و خُذوهمْ واحصُروهمْ وَاقعُدوا لهم كلَّ مَرْصدِ فَانْ تابُوا و اَقامُواالصَّلاةَ و اتواالزَّكاةَ فَخَلوا سبیلهمْ اِنَّ الله غفورٌ رحیمٌ." (توبه/ 5) " هنگامی كه ماههای حرام پایان گرفت مشركان را هر كجا بیابید به قتل برسانید و آنها را اسیر سازید و محاصره كنید و در هر كمین گاه بر سر راه آنها بنشینید، هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند آنها را رها سازید بدرستی كه خداوند آمرزنده و مهربان است.

نماز، علاوه بر این كه برای مؤمنان نمازگزار آثار فراوانی دارد، برای مشركان نیز مأمن امنی به شمار می رود؛ اگر توبه كنند و نماز را به پا دارند. زیرا نماز از روشنترین مظاهر عبادت خدا و نشانی از توبه حقیقی است. هر گاه چنین كنند، نه تنها از قتل و اسارت در امانند، بلكه برادر دینی مسلمانان نیز به شمار می آیند. " فانْ تابوا و اَقامواالصَّلاة واتواالزَّكاةَ فَاِخوانكمْ فِی الدّینِ و نفصلُ الایاتِ لِقومِ یعلمونَ." (توبه/ 11) " پس هر گاه توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند برادر دینی شما هستند و ما آیات خود را برای جمعیتی كه می دانند شرح می دهیم."

هر گاه چنین كنند نه تنها از نظر احترام و محبت هیچ تفاوتی با سایر مسلمانان ندارند، بلكه با آنان در حقوقی كه اسلام آن را معتبر دانسته مساوی خواهند بود.

این بود بیان اجمالی از آثار و نتایج اقامه نماز برای نمازگزاران. بدیهی است كه اثرات نماز به میزان اخلاص، معرفت و توجه به آن بستگی دارد و هر كس به هر درجه ای از آن معرفت نائل شود، حقیقت نماز را به همان میزان درك می كند.

بارالها!

به حق محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین توفیق درك حقیقت نماز را به ما عطا بفرما.

برای نتیجه بهتر، این گونه دعا کنیم!




دعا کردن را می‌توان بزرگ‌ترین سلاح انسان در هنگامه سختی دانست که به وسیله آن ، جان خویشتن را به نیرویی مافوق تمام قدرت‌ها مرتبط ساخته و از او می‌خواهد زمام امورش را در دست گرفته و به سرمنزل مقصود رهنمون سازد. لکن باید توجه داشت که شیوه دعا کردن نیز بسیار مهم است و داشتن ادب در این زمان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.


دعا

به طور کلی ادب به معنای «هیئت زیبا و پسندیده‌ای است که طبع و سلیقه هر مۆمنی، سزاوار می‌داند هر عملی را مطابق آن انجام دهد»

بهترین راه برای دستیابی به این هیئت زیبا بهره‌گیری از الگوهای تربیتی است و پیامبران بهترین اسوه برای انسان‌ها در صحیح زندگی کردن می‌باشند.

 

حضرت نوح (علیه السلام)

یکی از آدابی که حضرت نوح (علیه السلام) در محاوره با قوم خود رعایت می‌فرمودند، ادب ثنای الهی بود که یکی از مصادیق تبلیغ عملی به شمار می‌رود.

خداوند متعال محاوره میان حضرت نوح (علیه السلام) و قومش را چنین حکایت می‌کند: «قَالُواْ یَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ

قَالَ إِنَّمَا یَأْتِیكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ

وَلاَ یَنفَعُكُمْ نُصْحِی إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللّهُ یُرِیدُ أَن یُغْوِیَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ »[1]

حضرت نوح (علیه السلام) در این گفت و گو، بلا و عذابی را که مردم گمان می‌کردند به دست حضرت است، از خود نفی کرده و به پروردگار خویش نسبت می‌دهد و با واگذاری این مسئله به مشیت الهی و بزرگ دانستن خدا ، ادب را به نهایت رسانید.

حضرت، با نشان دادن فقر مطلق در بندگان و مخلوقات، برای مخاطبان خود ثابت کرد که او در تمام برنامه‌هایش، الگوی وابستگی به حضرت حق است.

از جمله آداب حضرت، ادبی است که خدای متعال آن را در داستان حضرت نوح (علیه السلام) با فرزندش نقل می‌کند: «وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِی مِنْ أَهْلِی وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِینَ»[2]

رعایت ادب در این گفتار، به این است که حضرت، تنها واقعیتی که در ذهن داشت، بیان کرد.

ظاهر گفتار این است که می‌خواهد فرزندش از غرق شدن نجات یابد ، اما با تدبر در آیات این داستان، کشف می‌شود که حقیقت امر، چیزی فراتر از ظاهر است.

خداوند کسانی را که عذاب برایشان قطعی است ـ مانند همسر نوح (علیه السلام) ـ برای او مشخص کرده است اما فرزند او در سوار شدن به کشتی مخالفت امر پدر می‌کند. معلوم نیست که او به دعوت پدر کفر ورزیده باشد. گویا نوح (علیه السلام) درباره فرزندش به تردید افتاده است و به همین جهت سۆال خود را با تردید مطرح کرد.

سرلوحه راه و رسم زندگی در مکتب حضرت عیسی (علیه السلام) عبادت و بندگی خداست. حضرت در گفتگویی با خداوند متعال که در سوره انعام آیات 117 و 118 گزارش شده است ادب کامل را به نمایش می‌گذارد

این ادبی پسندیده است که بنده از آنچه می‌داند تجاوز نکند. چیزهایی که مصلحت و مفسده آن معلوم نیست، از مولای خود نخواهد.

 

حضرت ابراهیم (علیه السلام)

دعاهایی که حضرت ابراهیم (علیه السلام) در آخر عمر خود کرده، قرآن مجید در آیات 36 تا 41 سوره ابراهیم گزارش داده است. ادبی که ایشان در این دعاها به کار برده، این است که در بیان حوائج خود، اهداف شروع خود را به گونه‌ای ادا می‌کند که هر کس می‌تواند از آن پی ببرد که حضرت تا چه اندازه به رحمت پروردگارش امید داشته است.

به عنوان مثال، پس از اینکه عرض می‌کند: «من و فرزندانم را از اینکه پرستش بت‌ها کنیم، دور بدار»، عرض خود را این‌گونه بیان می‌کند: «پروردگارا! به درستی که آن‌ها بسیاری از مردم را گمراه کردند».

بیان این هدف در دعای حضرت، بیانگر این نکته است که در انتظار تعلیم و فرمان حضرت حق است و خود را موظف می‌داند تا منتظر دستور باشد و آمادگی خود را برای هدفی که خدا می‌خواهد، اعلام نماید.

ادب دیگری که حضرت ابراهیم (علیه السلام) در کلام خود رعایت کرده، این است که در بیان هر حاجتی که مطرح می‌کند، اسمی از اسمای حسنای الهی را از قبیل «غفور»، «رحیم» و «سمیع الدعا» می‌آورد. اسم شریف «رب» را نیز در تمامی حوائج، تکرار کرده است؛ زیرا ربوبیت خدا واسطه ارتباط بنده با خدای خود و فتح باب در هر دعاست.

صلوات خاصه حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام
حضرت موسی (علیه السلام)

قرآن در موارد متعددی از حضرت موسی (علیه السلام) یاد کرده است. زمانی که حضرت در مصر، مرد قبطی را با ضربه‌ای کشت به درگاه خدا چنین عرض کرد: «قَالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ».[3]

ادب بنده اقتضا می‌کند در مقام بندگی، به نقص کار خود بیشتر توجه داشته باشد، گرچه کارش مجاز باشد.

یکی از آداب درخواست از خداوند این است که بنده فقط عرض حال کند و کلماتی به زبان نیاورد که از آن برداشت شود در صدد است خداوند را به روند اجابت درخواست رهنمون کند.

به همین دلیل حضرت پس از آنکه از مصر بیرون آمد و وارد مدائن شد به درگاه خداوند کریم ابراز حاجت کرد و به خواسته خود چشم دوخت و عرضه داشت: «... رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ».[4]

تشخیص الگوی برآوردن خواسته من به عهده توست. وظیفه من ابراز حالتی است که در درون من ایجاد شده است. من بیش از این نمی‌گویم تا شائبه بی‌ادبی استشمام نشود.

 

حضرت عیسی (علیه السلام)

سرلوحه راه و رسم زندگی در مکتب حضرت عیسی (علیه السلام) عبادت و بندگی خداست.

حضرت در گفتگویی با خداوند متعال که در سوره انعام آیات 117 و 118 گزارش شده است ادب کامل را به نمایش می‌گذارد.

حضرت عیسی در این کلام، رعایت ادب را از اینجا آغاز کرده:

1 ـ خدای متعال را از آنچه لایق ساحت اقدس او نیست منزه دانست، قبل از آنکه خود را از آنچه به او نسبت داده‌اند ، مبرا داند.

یکی از آدابی که حضرت نوح (علیه السلام) در محاوره با قوم خود رعایت می‌فرمودند، ادب ثنای الهی بود که یکی از مصادیق تبلیغ عملی به شمار می‌رود

2 ـ حضرت به جای آنکه بگوید من چنین نیستم، می‌گوید من کوچک‌تر از آنم که کسی درباره‌ام توهم کند که چنین حرفی را زده‌ام تا نیازمند به انکار باشد.

3 ـ با این سخن که ؛ مگر می‌شود کسی چیزی بگوید و از محدوده علم خدا، که به جمیع غیب محیط است، بیرون باشد، حضرت خدای جل و علا را بزرگ می‌شمرد. از این رو می‌گوید: اگر من چنین سخنی را گفته بودم قبل از همه، خدا نسبت به آن آگاه بود.

4 ـ حضرت می‌گوید من فرمانبردار محض خدایم آنچه امر فرموده انجام دادم و آن، شعار عبودیت حق بود.

 

نتیجه‌گیری

پس از بررسی آیات قرآن می‌توان موارد زیر را به عنوان آداب انبیاء در هنگام خواندن خدا شمارش نمود:

1 ـ حضرت حق را با عنوان «رب» مخاطب قرار داده و خواسته خود را بیان کنیم.

2 ـ انسان تنها نعمت‌های حقیقی را از خدا در خواست نماید.

3 ـ انسان تنها واقعیتی را که در ذهن دارد بیان کند. چیزی را که نمی‌داند مصلحت او در آن هست یا نه، تقاضا نکند.

4 ـ گرچه همه امور به دست خداست، اما کارها و حالت‌هایی همانند بیماری و فقر که برای انسان مطلوب نیست، به خود نسبت داده و کارهای مطلوب را به خداوند.

5 ـ از اسمای حسنای الهی متناسب با حاجتی که از خدا می‌خواهیم استفاده کنیم.

 

پی نوشت ها:

[1]. «گفتند: اى نوح، واقعاً با ما جدال كردى و بسیار [هم‏] جدال كردى. پس اگر از راستگویانى آنچه را [از عذاب خدا] به ما وعده مى‏دهى براى ما بیاور.*گفت: تنها خداست كه اگر بخواهد، آن را براى شما مى‏آورد و شما عاجز كننده [او] نخواهید بود.*و اگر بخواهم شما را اندرز دهم، در صورتى كه خدا بخواهد شما را بیراه گذارد، اندرز من شما را سودى نمى‏بخشد. او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانیده مى‏شوید». (هود/32 تا 34)

[2]. «و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت: پروردگارا، پسرم از كسان من است، و قطعاً وعده تو راست است و تو بهترین داورانى». (هود/45)

[3]. «گفت: پروردگارا، من بر خویشتن ستم كردم، مرا ببخش. پس خدا از او درگذشت كه وى آمرزنده مهربان است». (قصص/16)

[4]. «گفت: پروردگارا، من به هر خیرى كه سویم بفرستى سخت نیازمندم». (قصص/24)


 زندگی یك نابغه قرآنی


علی امینی


علی امینی به معنای واقعی از جمله اختران فروزنده‌ای است كه در آسمان پرستاره قرآن می‌درخشد و ناظران از مشاهده چنین ستاره پرفروغی به وجد می‌آیند. او را نابغه قرآنی نامیده‌اند و به حق چنین عنوان ارزشمندی برازنده اوست. خیلی دوست داشتنی است. چهره‌اش كودكانه، اما شعور و دانشش بزرگسالان را به حیرت وا می‌دارد. هر كجا كه می‌رود شگفتی‌ها را بر می‌انگیزد و موجب تحسین همگان می‌شود.


 

علی امینی

پدرش بهتر از هر كسی می‌تواند او را معرفی كند. حجت‌الاسلام امینی قبل از اینكه ازدواج كند برای داشتن فرزندی اینچنین، برنامه‌ریزی كرده بود. می‌دانست از ازدواج چه می‌خواهد؛ هدف او تربیت فرزندی بود كه به زودی مبلغی حقیقی برای قرآن شود و دین را آن‌گونه كه باید به جهانیان معرفی كند. از خدا این را می‌خواست و علی هم براستی تجسم اجابت دعای اوست. همسرش را با همین طرز تفكر و با دقت و بررسی بسیار انتخاب نمود و از همان آغاز او را با این هدف خود همراه ساخت. مادر علی هم بانویی فرهیخته و قرآنی است كه شاید مهمترین تأثیر را در تربیت قرآنی و دینی علی داشته است. چنانكه روزانه 12 تا 15 ساعت برای آموزش علی وقت می‌گذاشته تا اینكه او اینك و در این سن پایین به چنین سطحی از علم و آگاهی برسد و شعور و دركی مثال زدنی پیدا كند كه قابل مقایسه با كودكان هم سن و سالش نیست.

خودش می‌گوید طی مدتی كه حفظ قرآن و یادگیری مفاهیم آن را آغاز كرده است برنامه‌اش به این صورت بوده كه از ساعت 7 صبح تا 11 شب هر 45دقیقه مطالعه و حفظ كه می‌كرده، یك ربع هم به استراحت و بازی می‌پرداخته است!

به گفته پدر بزرگوارش، علی در شش سال نخست زندگی‌اش بیشتر وقت خود را صرف بازی و تفریح می‌كرد و در نظر گرفتن
علی امینی
این میزان از نشاط و بازی در این دوران برای او، تعمدی بود، چراكه خانواده برای پس از شش سالگی او برنامه كاملا جدی‌ای را در نظر گرفته بودند كه نیاز داشت تا میل او به بازی و سرگرمی در كودكی اغنا شده باشد. پدرش می‌گوید من نیمی از شهریه ناچیز طلبگی‌ام را برای علی اسباب بازی می‌خریدم و با او زیاد بازی می‌كردیم. در این دوران تنها برای ایجاد آمادگی اذكار و سوره‌های كوتاه و ساده‌ای را به او آموزش می‌دادیم و نیز روخوانی قرآن را هم پیش از شروع حفظ به او یاد دادیم .

 

و از زمان شیرخوارگی او روزانه 5 تا 6 ساعت نوای قرآن در خانه ما طنین‌انداز بود تا این زمینه برای علی فراهم شود و واقعا همین هم، محقق شد. گاه كه من قرآن می‌خواندم علی می‌پرسید این چیست؟ و من برایش توضیح می‌دادم كه این حرف‌های خداست و بسیار زیبا و شیرین است.

آنگاه پس از ورود او به شش سالگی حفظ قرآن را با او شروع كردیم. گرچه روند رشد او در این زمینه در آغاز بسیار كند پیش می‌رفت و در اوایل با تلاش فراوان روزانه یك تا دو كلمه حفظ می‌كرد اما  این موضوع باعث ناامیدی ما نشد و آموزش او را ادامه دادیم. آقای امینی می‌گوید در آن زمان ماشین حساب كوچكی داشتم با آن حساب می‌كردم كه اگر روند حفظ علی به همین ترتیب ادامه یابد 20 سال طول می‌كشد تا او كل قرآن را حفظ كند اما به لطف خدا استعداد او كم كم شكوفا شد و سرعت او به حدی رسید كه او در اواخر حفظ، روزانه 40 تا 45 سطر، حفظ می‌كرد.

گاه شده كه برای تنبیه او در موردی او را 24 ساعت از حفظ قرآن منع كرده‌ام یا وقتی 27 جزء را حفظ كرده بود، حفظ را تعطیل كردم تا ببینم آیا خودش به سوی قرآن باز می‌گردد یا خیر و دیدم كه او خودش جزء‌های 28 و 29 را حفظ كرد.

البته آموزش علی توسط پدر و مادرش از كیفیت ویژه‌ای برخوردار بود كه نتایج درخشانی را هم برایش به بار آورد. او حافظ
علی امینی
قرآن، هم به صورت ترتیبی و هم به صورت موضوعی استف، او همزمان با حفظ قرآن با ترجمه‌های گوناگونی كه از قرآن موجود است آشنا شده و آنگاه مفاهیم و تفاسیر قرآن را هم ذیل هر آیه‌ای یاد گرفته است. البته این كار با همت مادرش و در ابتدا به زبان كودكانه و ساده به او تفهیم می‌شده و به تدریج، كه او مفاهیم آیات را بهتر درك می‌كرده است مفاهیم پیچیده‌تری هم برایش شرح می‌شده است و امروز خودش قادر است مطالب تفاسیر را ارزیابی و مقایسه كند و از آنها برای سخنرانی‌هایی كه هر روز و شب برای او در نظر گرفته می‌شود استفاده كند.

خودش می‌گوید طی مدتی كه حفظ قرآن و یادگیری مفاهیم آن را آغاز كرده است برنامه‌اش به این صورت بوده كه از ساعت 7 صبح تا 11 شب هر 45دقیقه مطالعه و حفظ كه می‌كرده، یك ربع هم به استراحت و بازی می‌پرداخته است!

آنچه در مواجهه با این خانواده قرآنی بیش از هر چیز به ذهن متبادر می‌شود، اخلاصی است كه در این مسیر به كار گرفته‌اند و نوع تربیتی است كه علی را از این باور كه او تافته‌ای جدا بافته است و نبوغی دارد كه دیگران از آن بی‌بهره‌اند، دور كرده است و او مدام بر این امر تأكید می‌كند كه او مانند دیگر كودكان است و این قرآن است كه معجزه است و ذهن و جان او و هر كس را كه با آن انس بگیرد روشن می‌كند.

پدرش هم بر این امر تأكید دارد كه هر لحظه كه احساس كنم خسته است او را از مطالعه و یادگیری بازمی‌دارم حتی اگر خودش مایل نباشد ولی چیزی كه او را از دیگر كودكانی كه با آنها كار كرده‌ام متمایز كرده، شدت علاقه و انگیزه او برای یادگیری است حتی گاه شده كه برای تنبیه او در موردی او را 24 ساعت از حفظ قرآن منع كرده‌ام یا وقتی 27 جزء را حفظ كرده بود، حفظ را تعطیل كردم تا ببینم آیا خودش به سوی قرآن باز می‌گردد یا خیر و دیدم كه او خودش جزء‌های 28 و 29 را حفظ كرد.
علی امینی

علی فقط دو پایه اول و چهارم را به مدرسه رفت و سایر پایه‌ها را به صورت غیرحضوری در خانه و با آموزش پدر و مادرش و با معدل 20 گذراند. این شیوه به این دلیل بود كه سطح علمی او با كودكان هم سن و سالش بسیار متفاوت بود و او اذیت می‌شد چرا كه علی همزمان، دروس سنگین حوزه و آموزش‌های جدی منزل را می‌گذراند، ولی در مدرسه گاه ممكن بود معلم مجبور باشد مفاهیم ساده را برای سایر بچه‌ها چندین بار تكرار كند.

علی امروز دوره كارشناسی خود را در رشته علوم قرآن و حدیث پشت سر گذاشته و برای آزمون كارشناسی ارشد در این رشته اقدام كرده است و همزمان دروس حوزوی را هم می‌خواند. از زمانی كه برجستگی او در زمینه قرآن برای همگان آشكار شد برای اجرای صدها برنامه و سخنرانی در زمینه‌های قرآنی، اخلاقی، تفسیری، تربیتی و ... دعوت شده است. به كشورهای زیادی سفر كرده و به اجرای برنامه پرداخته است كه از جمله این كشورها لبنان سوریه، مالزی و عراق است كه حتی سخنرانی‌هایی نیز به زبان عربی داشته است كه تعجب همگان را برانگیخته است.

و در پایان:

آنچه در مواجهه با این خانواده قرآنی بیش از هر چیز به ذهن متبادر می‌شود، اخلاصی است كه در این مسیر به كار گرفته‌اند و نوع تربیتی است كه علی را از این باور كه او تافته‌ای جدا بافته است و نبوغی دارد كه دیگران از آن بی‌بهره‌اند، دور كرده است و او مدام بر این امر تأكید می‌كند كه او مانند دیگر كودكان است و این قرآن است كه معجزه است و ذهن و جان او و هر كس را كه با آن انس بگیرد روشن می‌كند.

  

جملاتی کوتاه در مورد امام حسین (ع)


جملاتی کوتاه و زیبا در مورد امام حسین (ع)، عاشورا و محرم

• راه حسین، کوتاهترین راه رسیدن به بهشت است.

• خون جاری عاشورا، تا ابدیت در رگ و ریشه آزادگی جاری است.

• حسین، میزان سنجش صداقت آدمی است و قبول ولایت حسین، براتِ آزادی انسان از جهنم پلیدیهاست.

• عاشورا، عاشقانه ای آرام در قلب واقعه کربلاست.

• حسین، زیباترین نامی است که در شناسنامه بشر نوشته اند.

عاشورا، صحنه نمایش فراگیر و فشرده تمامیت کارزار خوبی و بدی است.

• عاشورا، عرضه اثبات ظفرمندی انسان خداگونه بر سپاه ابلیس است.

• حسین، تفسیر بعثت، ترجمان نبوت و معنای امامت است.

• عاشورا، تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است.

جملات زیبا و شنیدنی در مورد امام حسین (ع) و عاشورا

عاشورا، شراره عشق حق است که بر جان عاشقان حسین فرو می ریزد.

• ای خدا! جوششِ چشمه های عاشورا را در قلب ما جاری کن، و دل های ما را از زلال مهرش سیراب گردان.

• محرم، ماه محرم شدن در پیشگاهِ خدا و مَحرم شدن، با حسینیان است.

• عاشورا، انفجاری از نور بود و تابشی از حق، که بر اندیشه ها تجسم کرد.

• عاشورا، قرارگاه عشق است و پناهگاه عاشقان. کیست که از این معبر عبور کند و قرار و پناه نگیرد؟

• عاشورا، تکلیف است و عاشورایی شدن عمل به تکلیف.

• هیچ نقطه ای در هویت هستی نیست که از حرکت و شعر و شعور عاشورایی خالی باشد.

عاشورا، از جاذبه ها دل کندن و به جذبه دوست رسیدن است.

• محرم، ماه تجدید حیات بشریت است.

• عاشورا یک نیم روز بیش نیست که در آن، شهادت به روشنی بر سر تکلیف خویش ایستاده است.

• شهادت، طرحِ کربلاست و اسارت، شرح آن!

• این شمعِ وجودِ حسین است که محفلِ محرم را پیوسته روشن نگاه می دارد.

• حسین، نام آورترین نام و نامدارترین سردار بر چکاد روشنی هاست.

• حسین، تندیس ایمان و عشق الهی است.

• عاشورا، مجمعِ عمومی حماسه سازان هستی است.

• حسین(علیه السلام) ، آرزوی جویندگان و آبروی یابندگان است.

• محرم، حریم حرم خدا و حرمت سنت حسین(علیه السلام) است.

• کربلا، عمیق ترین زخمی است که بر پیکر زمین نشسته، و رساترین فریادی است که در دهلیز تاریخ پیچیده است.

• نخل ها، از سنگینی داغ تبار علی(علیه السلام) خمیده اند.

• حسین(علیه السلام) ، حماسی ترین شاهنامه جهان است.

• عاشورا، بغضِ گریه را می شکند و جام سینه را از خون لبریز می کند.

• محرم، ماه آمیختگی با حسین و آموختگی از حسین است.

• محرم، تنها ماهی است که در تقویم ها با سرانگشت خونین ورق می خورد.

• تاسوعا، مقدمه جان‌فشانی و عاشورا، سرفصل دلباختگی در محضر حسین(علیه السلام) است.

• برای شناخت و معرفت حسین(علیه السلام) ، باید از مرزِ تاسوعا و عاشورا گذشت.

• حادثه عاشورا، کمر تاریخ را شکست و ماندگارترین باور را بر پهنه زمان نگاشت.

• در نهمین منزل از ماه عاشقی، سیل اشک را به میهمانی خون دلِ دهمین منزل فرا می خوانیم.

• کربلا چرا تشنه ای؟ این اشک زلال و شیرین نسل هاست که قطره قطره بر پهنای گونه دلت می بارد.

• محرم، سیاه پوش لحظه های عاشوراست.

• نام حسین(علیه السلام) را مشعل راهمان می کنیم تا در بیراهه های پرپیچ و خم گمراهی، گم نشویم.

• خون حسین(علیه السلام) و یارانش، قبله نمای کمال و سعادت است.

• امروز، درِ بوستان‏سراىِ عاشورا، با مقتل‏خوانىِ گریه گشوده مى‏شود؛ پس «اى اشک‏ها بریزید».

• آسمان نینوا، در محضر این همه خون، از وسعت آبىِ خویش شرمسار است.

• عاشورا، جاده‏اى پر عبور براى عاشقانه‏ هاى جگرسوزِ آب است.

سخن اهل بیت در مورد امام حسین(ع)


 
امام حسین

*پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله فرمود:

براى شهادت حسین علیه السلام ، حرارت و گرمایى در دلهاى مۆمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى شود .

 کتاب جامع احادیث الشیعه ، ج 12، ص 556

 

*پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

بى گمان حسین درى از درهاى بهشت است  .

منبع : کتاب احقاق الحق 9/202

 

*امام باقر ( علیه السلام ) فرموند:

اگر مردم می دانستند که چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین ( علیه السلام ) است از شوق زیارت میمردند .

منبع : کتاب ثواب الاعمال ، ص 319؛ به نقل از کتاب کامل الزیارات

 

*امام سجاد ( علیه السلام ) فرموند:

زمین کربلا ، در روز رستاخیز ، چون ستاره مرواریدى مى ‏درخشد و ندا مى ‏دهد که من زمین مقدس خدایم ، زمین پاک و مبارکى که پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

 کتاب ادب الطف ، ج 1، ص 236، به نقل از کتاب کامل الزیارات، ص 268.

 

*امام صادق (ع) فرموند:

 هر کس که خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى ‏اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏ اندازد.

 کتاب وسائل الشیعه ، ج 10 ص 388، بحار الانوار ، ج 98، ص76

 

*امام صادق علیه السلام فرمودند:

نفس کشیدن کسى که بخاطر مظلومیت ما محزون باشد ، ذکر و تسبیح است.

کتاب نفس المهموم شیخ عباس قمى (ره)

 

*حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

امام حسین علیه السلام دائماً به زوّار و گریه کنندگان و اقامه کنندگان عزایش نظر ( رحمت ) دارد.

 کتاب الکسیر العبادات به نقل از منتخب

از ماه محرم چه می‌دانید؟


ماه محرم

سال قمری، دوازده ماه دارد و برای هر ماهی یک نام گذاشته شده است. اولین ماه، ماه محرم است و چون در این ماه، مبارزه امام حسین علیه السلام بادشمنان خدا انجام شد و باعث شهادت این امام بزرگ و تعداد زیادی از فرزندان، بستگان و دوستان امام شده، مردم ما، هر ساله این ماه را به عزاداری و یادآوری خاطره آن زمان می پردازند و با این کار، هم یاد و نام امام حسین علیه السلام را زنده می کنند و هم به تمام مسلمانان درس های بزرگی را که امام حسین علیه السلام در کربلا داده بود، یادآوری می کنند.

آیا می دانید کربلا کجاست؟ کربلا، اکنون نام شهری در کشور عراق است. در زمان های گذشته، تعداد زیادی از مردم کوفه، یکی دیگر از شهرهای عراق، برای امام حسین علیه السلام که در شهر مدینه بود، نامه نوشتند و از ایشان تقاضا کردند که رهبر آن ها بشود.

امام حسین علیه السلام برای مبارزه با یزید، حاکم بد آن زمان، تصمیم گرفت تا به کوفه مسافرت کند. در راه سفر به کوفه، دشمنان در بیابانی به نام "کربلا"، جلو حرکت کاروان امام حسین علیه السلام را گرفتند و نگذاشتند امام به حرکت خود ادامه دهد و چون امام حسین علیه السلام حاضر به همکاری با یزید نبود، با ایشان جنگیدند و ایشان را شهید کردند.

ازآن به بعد، سرزمین کربلا، با این خاطره تلخ همراه شد و مردم با شنیدن نام این شهر، یاد رنج ها و مصیبت های امام حسین علیه السلام می افتند و اشک می ریزند.

 

تو ماه محرم چه کارهایی می‌کنیم؟



محرم

این روزها، میان بچه های کوچه ما، جنب و جوش زیادی دیده می شود. قیافه کوچه، شهر و مسجد محله ما هم کلی تغییر کرده. همه جا سیاه پوش شده، چون ماه محرم آمده و همه خودشان را برای شرکت در مراسم امام حسین علیه السلام آماده می کنند.

هر کسی سعی می کند به اندازه ای که می تواند، در بهتر برگزار شدن این برنامه ها کمک کند. یکی وسایل شربت را آماده می کند، دیگری سنج ها و طبل ها را خاک روبی می کند، یکی هم به نظافت مسجد و حسینیه می پردازد و بالاخره، هر کدام از بچه ها، خودشان را در این کار بزرگ شریک می کنند.

یکی از کارهای مهمی که ما هر ساله در روزهای محرم انجام می دهیم، عزاداری برای امام حسین علیه السلام و یاران ایشان است. ما با این کار، خاطره امام حسین علیه السلام و مبارزه ایشان و نیز درس هایی که آن امام بزرگ به مسلمانان برای پیروزی و سربلند زندگی کردن داده است، زنده می کنیم.

اکنون بسیاری از مردم دنیا، از همین کار امام حسین علیه السلام راه مبارزه با دشمنان را یاد گرفته اند و با دشمنانی مثل اسراییل می جنگند و مطمئن هستند که پیروز خواهند شد.

 بله بچه ها! ما با زنده نگه داشتن نام و یاد امام حسین علیه السلام در مراسم عزاداری ایشان، هم خدا را از خود راضی می کنیم و هم به امام حسین علیه السلام و راه زندگی اش نزدیک تر می شویم.

 

بچه‌های کربلا



کربلا 

کاروان به کربلا رسید. شترها زانو زدند و بارهایشان را خالی کردند. بچه ها از روی شتر ها و اسبها پیاده شدند. بزرگترها خیمه ها را برپا کردند. بچه ها خیلی خوشحال شدند. امشب می توانستند توی خانه های چادری بخوابند.

آن طرف تر یک رودخانه ی پر از آب بود. بچه ها عاشق آب بودند. بچه ها دوست داشتند مثل بزرگتر ها مشکهایشان را پر از آب کنند.  مشکها از رود فرات پر از آب شدند. بچه ها در دشتی بزرگ در کنار رودخانه فرات مشغول بازی شدند. کربلا زیبا و پر از هیاهو شد. اما آن طرف تر...

آن طرف تر سپاهی بزرگ روبروی امام قرار گرفته بود. سپاهی که هیچ کدام از آدمهایش خوب نبودند. سپاهی که پر از مردهای بدجنس و عصبانی بود. اما امام حسین علیه السلام از هیچ کس نمی ترسید. او قویترین و شجاعترین انسان روی زمین بود. بچه ها نزدیک امام حسین علیه السلام بازی می کردند و امام مواظب بچه ها بود. تا اینکه بالاخره روز دهم محرم رسید.

روز دهم محرم امام حسین علیه السلام از بچه ها خداحافظی کرد و به جبهه ی جنگ رفت. امام حسین با شجاعت و با قدرت زیادی با آن سپاه بدجنس جنگید. خیلی از دشمنان سنگدلش را کشت. اما دشمنان امام خیلی خیلی زیاد بودند و بالاخره امام را به شهادت رساندند.  

بچه ها بعد از امام حسین خیلی ناراحتی و سختی تحمل کردند. اما همیشه بچه های خوب و مهربانی باقی ماندند.

چطور مراقب دندان هایمان باشیم؟


چطور مراقب دندان هایمان باشیم؟
نخ دندان

آیا می دانید که مراقبت از دندان ها و لثه نه تنها موجب افزایش طول عمر شده بلکه خطر بیماری های قلبی، سکته مغزی، دیابت و حتی اختلالات حافظه مانند بیماری آلزایمر را کاهش می دهد؟

بعضی از مردم، فقط وقتی که گوشت یا خوراکی دیگری لای دندان هایشان گیر کند، از نخ دندان استفاده می کنند. وظیفه ی اصلی نخ دندان، خارج کردن «پلاک» دندانی از لابه لای دندان هاست. بنابراین باید همیشه از نخ دندان استفاده کنیم تا دندان ها و لثه های خوب و سالمی داشته باشیم. پس بیایید استفاده از نخ دندان را یاد بگیریم.

لثه ی بعضی افراد با استفاده از نخ زدن دندان دچار خونریزی اندکی می شود. اگر با هر تماسی چه مسواک یا نخ دندان لثه های فرد شروع به خونریزی کنند، این مسئله نشانه ای از التهاب ناحیه است. این التهاب به مدت زمانی بستگی دارد که از مسواک یا نخ دندان استفاده نکرده ای. پس ناامید نشو و به کارت ادامه بده!

 

پلاک دندانی

بسیاری از غذاهایی که شما می خورید، باعث می شوند که باکتری ها در دهان شما، اسید تولید کنند. غذا و باکتری ها، چیزی به نام «پلاک» دندانی را به وجود می آورند.

دندان ها پنج سطح دارند. اما فقط سه سطح آن ها با مسواک تمیز می شود. سطح بین دندان ها به هیچ وجه با مسواک تمیز نمی شود.

 

نخ دندان خوب را چگونه انتخاب کنیم؟

یک نخ دندان خوب، باید نواری شکل باشد. تا کاملاً روی سطح دندان بخوابد. نباید به راحتی پاره و ریش ریش شود و باید به آن مواد مومی، زده باشند.

 

طرز استفاده از نخ دندان

برای استفاده از نخ دندان، لازم است که حدود سی سانتی متر از آن را جدا کنیم. بعد، باید دو سر آن را به انگشت های میانی دو دست بپیچیم. سپس به آرامی از فاصله ی دندان عبور دهیم و پس از تمیز کردن آن جا، خارج کنیم.  می توانید دو سر نخ را به هم گره بزنید. این کار باعث صرفه جویی در مصرف نخ می شود.

 

فراموش نکنید

نخ دندان را از کنار دیواره ی یک دندان وارد کرده و موقع خارج کردن از کنار دیواره ی دندان مقابل خارج کنید، یعنی نخ دندان یک دور کامل بین دو دندان بزند. نخ را به صورت C درآورده و به طور دورانی در اطراف دندان حرکت دهید. حرکات بالا و پایین نخ به تنهایی کافی نیست زیرا سطح دندان ها را به خوبی تمیز نمی کند.

نخ دندان را آرام به لثه ی مجاور دو دندان بکشید تا خوب تمیز شود.

قبل از مسواک زدن اول با نخ دندان بین دندان ها را خوب تمیز کنید و بعد مسواک بزنید.

 

اعمال ماه محرم  

چرا محرم؟!

پیش از اسلام عرب، جنگ در این ماه را حرام می‌دانست و ترك مخاصمه می‌كرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند.(2) در توضیح این كه چرا ماه‌های دیگر كه جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی‌شود می‌توان گفت: چون ترك جنگ از این ماه شروع می‌شد به آن محرم گفتند.

این ماه در مكتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدالشهدا و حماسه‌ جاودان كربلاست.

این ماه، یادآور دلاورمردی‌های یاران با وفای اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، فداكاری‌های زینب كبری(سلام الله علیها)، حضرت سجاد(علیه السلام)، و همه‌ اسرای كاروان امام حسین(علیه السلام)، است. این ماه، یادآور خطبه‌ها و شعارهای آگاهی‌بخش سالار شهیدان، نطق آتشین حضرت زینب(سلام الله علیها) و خطابه‌ غرّای زین العابدین(علیه السلام)، است.

این ماه، یادآور استقامت حبیب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.

آری این ماه، ماه پیروزی حق بر باطل است.

 

محرم

محرم از منظر ائمه(علیهم السلام)

شیعیان از امام رضا(علیه السلام)، چنین نقل شده است:

«وقتی محرم فرا می‌رسید، پدرم خندان دیده نمی‌شد، حزن و اندوه تا پایان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصیبت و گریه ایشان بود.»(3)

همچنین حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره‌ عاشورا می‌فرماید:

«كسی كه عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه‌اش باشد، خداوند قیامت را روز شادمانی و سرور او قرار خواهد داد.»(4)

 

اعمال شب اول ماه محرم

1ـ نماز: این شب چند نماز دارد كه یكی از آنها به شرح ذیل است:

دو ركعت، كه در هر ركعت بعد از حمد یازده مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود.

در فضیلت این نماز چنین آمده است:

«خواندن این نماز و روزه داشتن روزش موجب امنیّت است و كسی كه این عمل را انجام دهد، گویا تمام سال بر كار نیك مداومت داشته است.»(5)

2ـ احیای این شب.(6)

3ـ نیایش و دعا.(7)

 

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده است: «آن كس كه این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می‌كند، همانگونه كه دعای زكریا(علیه السلام) را اجابت كرد.»(8)

دو ركعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعای زیر قرائت گردد:

«اللّهم انت الاله القدیم و هذه سنةٌ جدیدةٌ فاسئلك فیها العصمة من الشیطان و القوَّة علی هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»(9)؛ بارالها! تو خدای قدیم و جاودانی و این سال، سال نو است، از تو می‌خواهم كه مرا در این سال از شیطان حفظ كنی و بر نفس اماره (راهنمایی كننده) به بدی پیروز سازی.

 

روز دوم محرم

در چنین روزی كاروان امام حسین(علیه السلام) در سال 61 ه‍ .ق وارد سرزمین كربلا شد و با ممانعت لشكر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گردید.(10)

 

روز سوم محرم

از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است:

«هر كس در این روز روزه بگیرد، خداوند دعایش را اجابت كند.»(11)

در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد كربلا شد.

 

روز چهارم محرم

بی‌نتیجه بودن مذاكره حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، با عمر بن سعد برای وادار كردن لشكر وی به ترك جنگ و دعوت او و لشكرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

 

روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.

 

روز نهم محرم

تاسوعای حسینی، روز محاصره‌ امام حسین(علیه السلام) و اصحابش در سرزمین كربلا توسط سپاه شمر.(12)

 

اعمال شب عاشورا

1ـ چند نماز برای این شب در روایات آمده است كه یكی از آنها چنین است:

چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از سوره‌ حمد، 50 بار سوره‌ توحید خوانده می‌شود. پس از پایان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اكبر ولا حول ولا قوة الاّ بالله العلیّ العظیم» خوانده شود.(13)

2ـ احیای این شب كنار قبر امام حسین(علیه السلام).(14)

3ـ دعا و نیایش. (15)

عاشورا

روز عاشورا

1ـ عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) و شهدای كربلا، در این مورد از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:

هر كس كار و كوشش را در این روز، رها كند، خداوند خواسته‌هایش را برآورد و هر كس این روز را با حزن و اندوه سپری كند، خداوند قیامت را روز خوشحالی او قرار دهد. (16)

2ـ زیارت امام حسین(علیه السلام).(17)

3ـ روزه گرفتن در این روز كراهت دارد؛ ولی بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشامیدن خودداری شود. (18)

4ـ آب دادن به زائران امام حسین(علیه السلام).(19)

5ـ خواندن سوره توحید هزار مرتبه.(20)

6ـ خواندن زیارت عاشورا. (21)

7ـ گفتن هزار بار ذكر «اللّهم العن قتلة الحسین(علیه السلام).»(22)

 

روز دوازدهم محرم

ورود كاروان اسیران كربلا به كوفه و شهادت حضرت سجاد(علیه السلام) در سال 94 ه‍ .ق.

 

روز بیست و یكم محرم

1ـ روزه‌ این روز مطلوب است. (23)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مصباح كفعمی، ص 509.

2- فرهنگ عاشورا، ص 405، جواد محدثی.

3- وسائل الشیعه، ج 5، ص 394، حدیث 8.

4- همان، حدیث 7.

5- بحارالانوار، ج 98، ص 333؛ وسائل الشیعه، ج 5، ص 294، حدیث 1؛ مفاتیح الجنان، ص 286.

6- مصباح المتهجد، ص 783.

7- بحارالانوار، ج 98، ص 324.

8- عروة الوثقی، ج 2، ص 243؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 347، حدیث 3.

9- بحارالانوار، ج 98، ص 334.

10- فرهنگ عاشورا، ص 406.

11- عروة الوثقی، ج 2، ص 242؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 348.

12- وسائل الشیعه، ج 7، ص 339، حدیث 1.

13- همان، ص 295، حدیث 4 و 5.

14- بحارالانوار، ج 98، ص 340.

15- همان، ص 338.

16- بحارالانوار، ج 98، ص 43، حدیث 5.

17- كامل الزیارات، ص 174، حدیث 5 و 6.

18- وسائل الشیعه، ج 7، ص 338، حدیث 7.

19- كامل الزیارات، ص 174، حدیث 5.

20- وسائل الشیعه، ج 7، ص 339، حدیث 8.

21- كامل الزیارات، ص 174.

22- مفاتیح الجنان، ص 298.

23- بحارالانوار، ج 98، ص 345، حدیث 1.

خداوندا!


خداوندا!
می خواهم لحظه ای عاشقت باشم
می خواهم در کنارت باشم
می خواهم نگاهم در نگاهت باشد
می خواهم با تو در درون جمع راه برم
می خواهم هر چه دارم نثارت کنم