علل دروغ گویی کودکان و راهکارهای مقابله با آن

علل دروغ گویی کودكان

روانشناسان دروغگویی کودکان را به چند دسته تقسیم می کنند :

1-  دروغ بازی : که برای بیان حوادث تخیلی یا بازی با دیگران از آن استفاده می شود.

2-  دروغ مبهم : که ناشی از ناتوانی کودک در گزارش دقیق جزئیات است.

3-  دروغ پوچ : که کودک برای جلب توجه دیگران به کار می برد.

4-  دروغ انتقام جویانه : از نوع دروغ از نفرت ناشی می شود.

5-  دروغ محدود: که نتیجه ی ترس از نظم شدید خانوادگی و یا تنبیه بدنی است.

6- دروغ خوخواهانه : که برای گول زدن دیگران و رسیدن به خواسته ها استفاده می شود.

7-  دروغ عرفی یا وفادارانه : که به منظور حفظ و مراقبت از یک دوست گفته میشود.

8-  دروغ عادتی : که به دلیل نتیجه گیری از الگوهای در دسترس گفته می شود.

راههای مبارزه با درغ گویی:

1-نداشتن توقع بیش از حد از کودک و در نظر گرفتن قابلیّت ها و توانایی های او .

2- اهمیّت دادن به عقاید و نظرات کودک .

3-  تبدیل کانون خانواده به محیطی سرشار از صداقت ، یکرنگی و صمیمیت .

4-  دروغ نگفتن در حضور کودک ( حتی دروغ به اصطلاح مصلحتی ) زیرا کودک از راه تقلید از بزرگترها ، دروغ گفتن را   می آموزد.

5-  استفاده  به موقع از تشویق و تنبیه برای جلو گیری از دروغ گویی کودک .

شخصیّت انسان از دوران کودکی شکل می گیرد پس بهتر است قبل از بالغ شدن خصوصیّات مثبت و پسندیده در او تقویت گردد. تا با همان خصلتها وارد اجتماع شود .  منبع : گاهنامه ی راهنما

...

دلایل کلّی دروغ گویی در کودکان

بچه ها به دلایل زیادی دروغ می گویند که بسته به شرایط و انگیزه شان متفاوت است. ان ها ممکن است برای پنهان کردن چیزی ، پوشاندن اشتباهات و تقصیراتشان ، اجتناب کردن از پیامد های عملی و یا پیشگیری از تنبیهی که در انتظارشان است ، دروغ بگویند.

اغراق کردن در مورد موضوعی و یا تحت تأثیر قرار دادن دیگران ، مورد توجه قرار گرفتن ، احساس فشار و ناراحتی و یا ضعف و ناتوانایی ، حسادت و رقابت ، خودنمایی و غرور ، امیدها و آرزوهای تحقق نیافته ، انتقام گیری از دیگران ، بازی و یا تخیلات کودکانه و آزمودن والدین ، از دیگر علّت های دروغ گویی است .

دلایل رفتاری کودک دروغ گو

پی بردن به دلایل رفتاری که در پشت دروغ گویی پنهان است ، در حل آن بسیار مؤثر خواهد بود. داستان های اغراق آمیزی که کودک تعریف می کند ،شاید راهی برای برانگیختن تحسین و جلب توجه دیگران است. با دادن جوایز بیشتر ، می توانید اعتماد به نفس او را تقویت کنید . داستان سازی ها و تخیلات کودکان را نباید دروغ گویی به شمار آورد.

اگر ریشه ی دروغ گویی کودک در تخیلات کودکانه ی اوست ، مراقب باشید که با شنیدن حرف های به ظاهر عجیب و غریب ، با او مانند یک دروغ گو رفتار نکنید و حرف هایش را با خشونت تکذیب نکنید ، بلکه کم کم به او بفهمانید که واقعیّت ها چه هستند و غیر واقعی ها کدام اند .مفهوم حقیقت و راست گویی را کاملا" برایش روشن کنید هم چنین ، تفاوت واقعیت و رویا را برایش توضیح دهید.

  گاهی کودکان به خاطر راز داری یا حمایت از شخصی ، دروغ می گویند در چنین شرایطی ، به کودک اطمینان دهید که اگر حقیقت را بگوید ف ایمن خواهد بود و آسیبی به او نخواهد رسید.

واکنش ما در برابر کودک دروغ گو

واکنش های ما ، در اصلاح رفتار کودک نقش بسیاری خواهد داشت . قبل از هر کار ، باید به اهمیّت صداقت و راست گویی تأکید کرد.        می توان به کودکان گفت که ما از شنیدن حقیقت خشنود و برعکس، از شنیدن دورغ ، ناراحت می شویم .

اگر کودک به اشتباهات خود اعتراف کرد یا به سؤالات پاسخ درست داد ، هرچند که این پاسخ  درست ، آزار دهنده باشد ، هرگز او را تنبیه نکنید . چنان چه کودک هنگام راست گویی تنبیه شود ، در آینده برای رهایی از تنبیه ، به دروغ گویی روی خواهد آورد.

چسباندن برچسب دروغ گویی ، تأثیر منفی بر عزت نفس کودک خواهد گذاشت و او را به این باور می رساند که واقعا" دروغ گواست ، پس به دروغ گویی بیشتر وادار خواهد شد.

 

هرگز به کودک وعده های دروغین ندهید ، زیرا با این کار ، دروغ گویی را به او می آموزید . هرگز با تشویق و خنده ، از حیله ها و دروغ های کودکان خود استقبال نکنید تا باعث پرورش این ویژگی ناپسند در کودک نشوید .

راست گویی را در کودک تقویت کنید و هنگام راست گفتن ، به او پاداش دهید و او را تحسین کنید.

مهربانی به حیوانات

 روزی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) صحنه عجیبی دید. گروهی از مردان بر پشت چهارپایان و شترهایشان نشسته و گرم گفتگو بودند. چهارپایان هم خسته و خاموش ایستاده بودند، گویی که مردان آنها را به عنوان چهار پایه و پشتی گرفته و بر آنها نشسته بودند.

حضرت به آنها فرمود: «اگر چهارپایان شما سالم بودند آنها را صدا کنید و بر پشتشان سوار شوید، اما آنها را محل نشیمن خود برای صحبت کردن در کوچه و بازار قرار ندهید. چه می دانید، شاید چهارپا بهتر از سوارش باشد و بیشتر از او خدا را یاد کند!»

و اسلام این چنین ما را به مهرورزی با حیوانات ترغیب می کند. پیامبر می فرماید: «هر گاه به چراگاه رسیدند افسار چهارپا را رها سازید تا با آسایش هر چه می خواهد بچرد و برای راه رفتن نیرومند شود.»

روز دیگری رسول خدا از کنار شتری گذشت که از شدت گرسنگی و کار زیاد پشتش به شکمش چسبیده  بود. او با دیدن این صحنه فرمود: «از خداوند بترسید. برای رعایت حال این چهارپایان زبان بسته از آنها درست سواری بگیرید و به آنها درست غذا بدهید.»

حضرت عیسی (ع)

روزی حضرت عیسی(ع) با گروهی از یارانش سخن می گفت.

 یکی از یارانش به او گفت:

« ای پیامبر بزرگوار، شما به اذن خدای متعال قادرید مردگان را زنده کنید و بیماران را شفا دهید و کورها را بینا سازید. شما افرادی را شفا داده اید که به  بیماریهای لاعلاجی مثل جذام مبتلا بوده اند.افراد فلج و زمینگیر را شفا داده اید به  طوری که از بستر بیماری برخاسته اند و توانسته اند روی پای خود بایستند و راه  بروند. آیا مرضی هم هست که نتوانسته باشید شفا دهید؟

حضرت عیسی پاسخ داد:

«آری من نتوانستم  آدم های احمق را شفا دهم وبرای درمان آنها  کاری بکنم.

آن شخص گفت:

« مگر حماقت هم بیماری است؟

اگر بیماری است آدم احمق چه نشانه هایی دارد؟»

حضرت عیسی در جواب گفتند:

« فرد احمق  از خود راضی و خود پسند است؛ نظریـّه ی خود و رفتار خود را بالاتر از نظریّه و رفتار دیگران می داند. او همواره خود را حق به جانب می داند، وهیچگاه خود را ناحق جلوه نمی دهد؛ چنین فردی احمق است و تا این حالت را دارد ،چاره ای برای درمان او نیست.

دانستني مفيد

                    بسم الله الرحمن الرحیم

وقت رایگان است، امّا بسیار قیمتی و ارزشمند.

نمی توانی صاحبش باشی، اما می توانی از آن استفاده کنی.

نمی توانی نگهش داری، امّا می توانید صرفش کنی.

وقتی از دستش دادی هرگز قادر نخواهی بود آن را برگردانی.

***

کسی که آدم پیش رویش را آنگونه که هست نمی بیند، خیلی زود به مرز جدایی می رسد.

***

هنگامی می که رازی را به کسی می گویی، به او نگویید راز را نزد خودت نگه دار، چون خودتان نتوانسته اید آن را نزد خود نگه دارید.

***

کلمات چنان قدرتی دارند که می توانند آتش جنگی را بیافروزند و یا صلحی را بر قرار سازند، برداشت و احساس ما نسبت به هرچیز، بسته به معنایی است که به آن چیز می دهیم.

***

تمام افکار خود را روی کاری که انجام می دهید متمرکز کنید. پرتو های خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند.

***

بهانه جویی نوعی بیماری است که موفّقیّت را نابود می کند. به هر قیمتی از آن اجتناب کنید.

***

آن جا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشکمی ریزد، زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.



تاثیر حرف درعمل

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه دو بدهند. هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود. جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند و مسابقه شروع شد. راستش، کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند. شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید: «اوه، عجب کار مشکلی!!»، «اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند.» یا «هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست. برج خیلی بلنده!»
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند بجز بعضی که هنوز….
با حرارت داشتند بالا و بالاتر می رفتند. جمعیت هنوز ادامه می داد: «خیلی مشکله! هیچ کس موفق نمی شه!» و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف. ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد؛ بالا، بالا و باز هم بالاتر. این یکی نمی خواست منصرف بشه! بالاخره بقیه از بالا رفتن منصرف شدند به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها قورباغه ای بود که به نوک رسید! بقیه قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کار رو انجام داده؟
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟ و مشخص شد که برنده مسابقه کر بوده!

شرح حکایت
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید. چون اونا زیباترین رویاها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند، چیزهایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید! همیشه به قدرت کلمات فکر کنید. چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره. پس همیشه مثبت فکر کنید و بالاتر از اون، کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید و همیشه باور داشته باشید: من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم.

خواسته های عجیب شیطان از خدا

                                                     خواسته های عجیب شیطان از خدا

خواسته های عجیب شیطان از خدا

خواسته های عجیب شیطان از خدا

شیطان پس از هزاران سال عبادت در درگاه خداوند ،به خاطر نافرمانی از دستورات الهی از درگاه ایزد متعال رانده شد.
شیطان پس از رانده شدن از درگاه الهی در گفت وگویی با خداوند خواسته هایی قابل تامل مطرح می کند .حاصل این گفت و گو را پیامبر اعظم صلی الله علیه و اله و سلم چنین بیان می فرمایند:

همانا! ابلیس زمانی که به زمین فرو آورده شد گفت: خدایا مرا در زمین فرو فرستادی ومرا رانده شده قرار دادی پس برای من خانه ای قرار ده .خداوند فرمود: حمام (خانه توست)

گفت: برای من جاییی برای نشستن قرار ده خداوند فرمود: بازارها و محل جمع شدن مردم در راهها

گفت: برای من غذایی قراربده فرمود: آنچه اسم خدا بر آن برده نشده است

گفت: برای من نوشیدنی قرار بده فرمود: هر مست کننده ای

گفت: برای من موذنی قرار بده فرمود: غنایی که با نی نواخته می شود

گفت: برای من یک چیز خواندنی قرار بده فرمود: شعر

گفت: برای من نوشته ای قرار بده فرموده: خال کوبیدن

گفت: برای من سخنی قرار بده فرمود: دروغ

گفت: برای من فرستاده ای قراربده فرمود: کهانت( و غیب گویی از روی ستاره ها)

گفت: برای من توری برای شکار قرار بده فرمود: زنان

(کنزالعمال ج ۱۶ ص ۴۲ حدیث ۴۴/۴۸)

حضرت زكریا علیه‏ السلام‏

گریه حضرت زكریا علیه ‏السلام براى مصائب امام حسین علیه ‏السلام‏

حضرت زكریا علیه‏ السلام از درگاه خداوند خواست تا نام‏ هاى پنج تن آل عبا را به او بیاموزد. خداوند نام آن‏ها را به او آموخت.

زكریا علیه ‏السلام هرگاه نام محمد صلى الله علیه و آله و سلم، على علیه ‏السلام، فاطمه علیه السلام، و حسن علیه‏ السلام را به زبان مى‏آورد غم و اندوه از او برطرف مى ‏شد. ولى وقتى كه نام حسین علیه ‏السلام را به زبان مى ‏آورد، بى اختیار منقلب شده و اشكهایش جارى مى ‏گشت و نفسهایش به شماره مى‏ افتاد.

روزى به خدا عرض كرد: خداوندا! چه شده كه وقتى نام محمد صلى الله علیه و آله و سلم، على علیه‏ السلام، فاطمه علیه السلام و حسن علیه‏ السلام را به زبان مى‏ آورم، اندوهم بر طرف مى ‏گردد، ولى همین كه نام حسین علیه ‏السلام را به زبان مى ‏آورم منقلب مى‏ شوم، و اشكهایم سرازیر مى ‏شود؟

 خداوند ماجراى جانسوز شهادت حسین علیه ‏السلام را به او خبر داد و فرمود:

كَهیعص = كاف اشاره به كربلا است، هاء اشاره به هلاكت عترت حسین علیه ‏السلام است، یاه اشاره به یزید ستمگر است كه موجب ظلم به حسین علیه ‏السلام مى‏ شود، عین اشاره به عطش حسین علیه‏ السلام است، و صاد اشاره به صبر او است.

وقتى زكریا قضیه حسین علیه ‏السلام را شنید، سه روز از مسجد بیت المقدس بیرون نیامد و براى مصائب حسین علیه ‏السلام گریه و ناله كرد و گفت: خدایا! آیا على و فاطمه علیه السلام را به چنین مصیبت جانسوزى مبتلا مى‏ كنى؟!...

آن گاه عرض كرد: خدایا! به من فرزندى بده كه در این سنین پیرى چشمم از او روشن گردد. سپس علاقه آن فرزند را در قلبم بیفكن، آن گاه همانگونه كه محمد صلى الله علیه و آله و سلم حبیبت را، به فاجعه جانسوز قتل فرزندش مبتلا كردى، مرا نیز به فاجعه جانسوز قتل پسرم مبتلا گردان تا من نیز همدرد پیامبر اسلام گردیم.

خداوند حضرت یحیى علیه‏ السلام را به زكریا داد و همین حضرت یحیى علیه ‏السلام به خاطر نهى از منكر، به فرمان طاغوت زمان، كشته شد و سرش را در میان طشت طلا نهادند و جریان شهادتش شبیه شهادت حسین علیه‏ السلام، جانسوز بود.(بحار، ج 12،ص 178)


شهادت جانسوز حضرت زكریا علیه‏ السلام‏

هنگامى كه حضرت مریم علیه السلام به قدرت الهى بدون شوهر باردار شد  شیطان وسوسه‏ گر به میان بنى اسرائیل رفت و این تهمت ناجوانمردانه و بسیار زشت را به مردم القاء كرد كه اگر مریم علیه ‏السلام باردار شده، كار زكریا علیه‏ السلام است.

همین تهمت ناجوانمردانه باعث شد كه عده‏اى از اشرار تصمیم گرفتند حضرت زكریا علیه ‏السلام را به قتل برسانند. به همین منظور به سوى او هجوم بردند. او از دست آن‏ها گریخت. در بیابان به نزدیكى درختى رسید. آن درخت به زبان آمد و گفت: اى پیامبر خدا نزد من بیا. زكریا كنار آن درخت رفت، درخت شكافته شد، زكریا به داخل تنه درخت رفت، سپس تنه درهم به هم پیوست و به این ترتیب آن درخت به زكریا علیه ‏السلام پناه داد.

ابلیس به آن جا رسید و گوشه‏اى از عباى زكریا علیه ‏السلام را گرفت و در بیرون درخت نگه داشت، سپس دید گروهى در جستجوى كسى هستند، از آن‏ها پرسید در جستجوى چه كسى هستید؟ گفتند: در جستجوى زكریا علیه‏ السلام هستیم.

ابلیس گفت: او كنار این درخت آمد و جادو كرد، بر اثر سحر و جادو او تنه این درخت شكافته شده او به درون این درخت رفت. نشانه ‏اش همین قسمت عباى او است كه در بیرون درخت مانده است.

آن‏ها تبر تهیه كردند و همچنین ارّه آوردند و آن درخت را قطع كرده سپس با اره قطعه قطعه كردند. به این ترتیب زكریا علیه‏ السلام مظلومانه در میان آن درخت به شهادت رسید.

خداوند بر آن سنگدلان جاهل غضب كرد، بدترین خلق خود را بر آنها مسلط نمود بكه انتقام خون حضرت زكریا علیه ‏السلام را از آن‏ها گرفت.

پس از شهادت زكریا علیه ‏السلام خداوند فرشتگان را كنار پیكر مطهر او فرستاد. آن‏ها آمدند و بدن زكریا علیه ‏السلام را غسل دادند و كفن كردند، و سه روز پشت سر هم آمدند و نماز بر آن خواندند، سپس او را به خاك سپردند.

مرقد او در داخل شبستان مسجد جامع الكبیر حلب و در سمت چپ محراب واقع شده است.


من از محاسبه ثواب عاجزم

. من از محاسبه ثواب عاجزم

رسول خدا - صلى الله علیه و آله - فرمود:
وقتى به معراج رفتم دیدم ملكى را كه هزار هزار دست دارد یك میلیون و هر دستى هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتى هزار هزار بند دارد.
آن ملك گفت : من حساب دانه هاى قطرات باران رامى دانم كه چند تا در صحرا و چند دانه در دریا مى بارد، وعرض كرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا حال را مى دانم آن وقت عرض كرد: حسابى است كه من از محاسبه آن عاجزم .
فرمود: چیست ؟.
عرض كرد: هرگاه جماعتى از امت تو با هم باشند و با هم برتو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بركات صلوات

صلوات یعنى چه ؟
صلوات چه اثرى در روح انسان دارد؟
صلوات چه ذكرى است ؟
صلوات چه آثارى در دنیا و برزخ و قیامت دارد؟

صلوات یعنى پیامبر و آل او.

صلوات بهترین هدیه از طرف خداوند براى انسان است .
صلوات تحفه اى از بهشت است .
صلوات روح جلا مى دهد.
صلوات عطرى است كه دهان انسان را خوشبو مى كند.
صلوات نورى در بهشت است .
صلوات نورى پل صراط است .
صلوات شفیع انسان است .
صلوات ذكر الهى است .
صلوات موجب كمال نماز مى شود.
صلوات موجب كمال دعا و استجابت آن مى شود.
صلوات موجب تقرب انسان است .
صلوات سپرى در مقابل آتش جهنم است .
صلوات انیس انسان در عالم برزخ و قیامت است .
صلوات جواز عبور انسان به بهشت است .
صلوات انسان را در سه عالم بیمه مى كند.
صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوى فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است .
صلوات برترین عمل در روز قیامت است .
صلوات سنگین ترین چیزى است كه در قیامت بر میزان عرضه مى شود.
صلوات محبوب ترین عمل است .
صلوات آتش جهنم را خاموش مى كند.
صلوات زینت نماز است .
صلوات گناهان را از بین مى برد.
صلوات فقر و نفاق را از بین مى برد.
صلوات بهترین داروى معنوى است .
چه خوب است كه انسان دائم الصلوات باشد؛چرا كه پیامبر نیز دائم الصوات است .
چه خوب است همیشه زبان انسان مشغول ذكر صلوات باشد.
چه خوب است كه فضاى جامعه و محیط كار خود را معطر به صلوات كنیم .
چه قدر از عمر مى گذرد و حرف هاى بیهوده از زبان ما خارج مى شود كه دل انسان را سیاه مى كند، صلوات فرستادن بهتر از سكوت و خیال بافى هاى بیهود و سخنان بى ارزش است . پس اگر زبان مشغول صلوات باشد هم به عمر خود ارزش داده ایم و هم روح خود را جلا و و فضاى محیط خود را نورانى كرده ایم .. بیاییم دنیا و عالم برزخ و قیامت خود را با صلوات بیمه كنیم .. و با این صلوات خداوند و اهل بیت علیهم السلام را خوشحال كنیم .

  ماجرای امید بخش ترین آیه قرآن

                                            ماجرای امید بخش ترین آیه قرآن
در داستان جالبى از امیر المومنین حضرت على(علیه السلام ) به این مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما امید بخش ترین آیه قرآن كدام آیه است ؟ بعضى گفتند آیه "ان الله لا یغفر ان یشرك به و یغفر ما دون ذلك لمن یشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائین تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد) سوره نساء آیه 48
امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من میخواهم نیست ، بعضى گفتند آیه "و من یعمل سوء او یظلم نفسه ثم یستغفرالله یجد الله غفورا رحیما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد یا بر خویشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحیم خواهد یافت) سوره نساء آیه 110
امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نیست .

 بعضى دیگر گفتند آیه "قل یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم" (اى بندگان من كه دراثر گناه، بر خویشتن زیاده روی کرده اید، ازرحمت خدا مایوس نشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است) سوره زمرآیه53
امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نیست ! بعضى دیگر گفتند آیه "و الذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله" (پرهیزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند یا به خود ستم مى كنند به یاد خدا مى افتند، از گناهان خویش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بیامرزد)
سوره آل عمران آیه135
باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نیست . در این هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آیه دیگرى در این زمینه سراغ نداریم . امام فرمود: از حبیب خودم رسول خدا شنیدم كه فرمود:
امید بخش ترین آیه قرآن این آیه است
"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلك ذكرى للذاكرین"
سوره هود آیه 114

و فرمود: اى على! آن خدایى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشیر و نذیرم قرار داده یكى از شما كه برمى‏خیزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش مى‏ریزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى‏شود از نمازش كنار نمى‏رود مگر آنكه از گناهانش چیزى نمى‏ماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مى‏شود، و اگر بین هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش می‏كند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد
بعد فرمود: یا على جز این نیست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشوید؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همین حكم را دارد.

التماس دعا


شباهت هاي امام حسين (ع) با قرآن كريم

                                     شباهت هاي امام حسين (ع) با قرآن كريم
اگر قرآن سيد الكلام است ، امام حسين سيد الشهداء است . اگر در صحيفه ي سجاديه درباره ي قرآن مي خوانيم ( و ميزان القسط ) ، امام حسين مي فرمايد ( امرت بالقسط ) . اگر قرآن موعظه ي پروردگار است ( موعظه من ربكم ) ، امام حسين در روز عاشورا فرمود : عجله نكنيد تا شما را به حق موعظه كنم ( لا تعجلوا حتي اعظكم بالحق ) . اگر قرآن مردم را به رشد هدايت مي كند ( يهدي الي الرشد ) ، امام حسين نيز مي فرمايد : من شما را به راه رشد دعوت مي كنم ( ادعوكم الي سبيل الرشاد ) .

اگر قرآن عظيم است ( والقرآن العظيم ) ، امام حسين نيز سوابق عظيمي دارد ( عظيم السوابق ) . اگر قرآن حق و يقين است ( وانه لحق اليقين ) ، در زيارت امام حسين نيز مي خوانيم : آنقدر صادقانه و خالصانه عبادت كردي كه به درجه ي يقين رسيدي ( حتي اتاك اليقين ) . اگر قرآن مقام شفاعت دارد ( نعم الشفيع القرآن ) ، امام حسين نيز مقام شفاعت دارد ( وارزقني شفاعه الحسين ) . اگر در دعاي چهل و دوم صحيفه ي سجاديه درباره ي قرآن مي خوانيم كه پرچم نجات است ( علم النجاه ) ، در زيارت امام حسين عليه السلام نيز مي خواانيم كه او نيز پرچم هدايت است ( انه رايه الهدي ) .

اگر قرآن شفا دهنده است ( وننزل من القرآن ما هو شفاء ) ، خاك قبر امام حسين نيز شفاست ( طين قبر الحسين شفاء ) . اگر قرآن منار حكمت است ، امام حسين نيز باب حكمت الهي است ( السلام عليك يا باب حكمه رب العالمين ) . اگر قرآن امربالمعروف و نهي از منكر مي كند ( فالقرآن آمر و زاجر ) ، امام حسين نيز فرمود : هدف من از رفتن به كربلا امر به معروف و نهي از منكر است ( اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر ) .

اگر قرآن نور است ( نورا مبينا ) ، امام حسين نيز نور است ( كنت نورا في الاصلاب الشامخه ) . اگر قرآن براي تاريخ و همه ي مردم است ( لم يجعل القرآن لزمان دون زمان و لا للناس دون الناس ) ، درباره ي امام حسين نيز مي خوانيم كه اثار كربلا از تاريخ محو نخواهد شد ( لا يدرس اثره و لا يمحي اسمه ) . اگر قرآن كتاب مباركي است ( كتاب انزلناه اليك مبارك ) ، شهادت امام حسين نيز براي اسلام سبب بركت و رشد است ( اللهم فبارك لي في قتله ) .

اگر در قرآن هيچ انحرافي نيست ( غير ذي عوج ) ، درباره ي امام حسين مي خوانيم : لحظه اي از حق به باطل گرايش پيدا نكرد ( لم تمل من حق الي الباطل ) . اگر قرآن ، كريم است ( انه لقرآن كريم ) ، امام حسين نيز داراي اخلاق كريم است ( و كريم الخلائق ) . اگر قرآن عزيز است ( انه لكتاب عزيز ) ، امام حسين فرمود : هرگز زير بار ذلت نمي روم ( هيهات منا الذله ) . اگر قرآن ريسمان محكم است ( ان هذا القرآن ... العروه الوثقي ) ، امام حسين نيز كشتي نجات و ريسمان محكم است ( ان الحسين سفينه النجاه و العروه الوثقي ) .

اگر قرآن بينه و دليل آشكار است ( جائكم بينه من ربكم ) ، امام حسين نيز اين گونه است ( اشهد انك علي بينه من ربك ) . اگر قرآن را بايد آرام و با تاني تلاوت كرد ( و رتل القرآن ترتيلا ) ، زيارت قبر حسين را نيز بايد با گام هاي آهسته انجام داد ( و امش بمشي العبيد الذليل ) . اگر تلاوت قرآن بايد با حزن باشد ( فاقروه بالحزن ) ، زيارت امام حسين نيز بايد با حزن باشد ( و زره و انت كئيب شعث ) . (منبع : سخني از آقای قرائتی در كتاب گلبرگ هاي حسيني / محمد مطهر)

التماس دعا

شعر اسامی دوازده امام

                            شعری برای آموزش اسامی دوازده امام به کودکان
باسلام وعرض ادب امیدوارم حالتون خوب باشه دوستان

شعری رو گذاشتم برای آموزش اسامی ائمه به کودکان

امیدوارم برای همکاران پرورشی و قرآنی و دیگران مفید باشه                                                                  

ای یار با شهامت                      بگو تو از امامت                امامت خوش لقا                                        

                               دوازده تا پیشوا       آمده بعد از نبی

  اول ایشان علی            امام دوم حسن                        امام سوم حسین

                    چهارم امام سجاد                      ای یار خوش گفتگو

ا   مام پنجم بگو                    از طاهران طاهر است                     محمد باقر است

    ششم جعفر صادق                   هفتم موسی کاظم                    هشتم امام رضا

     رضا به حکم قضا                       نهم محمد تقی                          دهم علی نقی

                  یاز دهم عسکری                       دوازدهم حاضر است

       زنده ولی غایب است                    ظاهرشود زمانی                  روشن شود جهانی

                                                   او حضرت مهدی است  

ا                              

پیام تبريك

        يا مقلب القلوب والابصار يا مدبر الليل و النهار
        يا محول الحول و الاحوال احول حالنا الي احسن الحال


با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛برگ دیگری ازدفتر روزگارورق خورد برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت

روزهایتان بهاری و بهارتان جاودانه بادبهار بهترین بهانه برای آغاز و آغاز بهترین بهانه برای شاد زیستن.همیشه ایام سبز باشید و شاد

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آنگونه که هستند ، نه آنگونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد



                                     سال نو مبارك

                               


داستان‌های بهلول

                         داستان‌های بهلول

غذا

بهلول و بوی غذا

یک روز عربی ازبازار عبور می کرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد تکه نانی را داشت و بر سر آن می گرفت و می خورد. هنگام رفتن صاحب دکان گفت: تو از بخار دیگ من استفاده کردی و باید پولش را بدهی. مردم جمع شدن مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دید که از آنجا می گذشت از بهلول تقاضای قضاوت کرد ،بهلول به آشپز گفت: آیا این مرد از غذای تو خورده است؟

آشپز گفت: نه ولی از بوی آن استفاده کرده است. بهلول چند سکه نقره از جیبش در آورد و به آشپز نشان داد و به زمین ریخت وگفت؟ ای آشپز صدای پول را تحویل بگیر.

 آشپز با کمال تعجب گفت: این چه شکل پول دادن است؟ بهلول گفت مطابق عدالت است:"کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند."

 

بهلول و هارون الرشید

آورده‌اند که بهلول بیشتر وقت‌ها در قبرستان می‌نشست روزی که برای عبادت به قبرستان رفته بود، هارون به قصد شکار از آن محل عبور کرد چون به بهلول رسید گفت: بهلول چه می کنی؟

بهلول جواب داد: به دیدن اشخاصی آمده‌ام که نه غیبت مردم را می‌کنند و نه از من توقعی دارند و نه من را اذیت و آزار می دهند.

هارون گفت: آیا میتوانی از قیامت، صراط و سوال و جواب آن دنیا مرا آگاهی دهی؟

بهلول جواب داد: به خادمین خود بگو تا در همین محل آتش درست کنند و تابه بر آن نهند تا سرخ و خوب داغ شود. هارون امر نمود تا آتشی افروختند و تابه بر آن آتش گذاردند تا داغ شد.

ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است. آنها که درویش بوده ا‌ند و از تجملات دنیایی بهره ندارند آسوده می گذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند

آنگاه بهلول گفت: ای هارون من با پای برهنه بر این تابه می‌ایستم و خود را معرفی می‌نمایم و آنچه خورده‌ام و هرچه پوشیده‌ام ذکر می‌نمایم و سپس تو هم باید پای خود را مانند من برهنه نمایی و خود را معرفی کنی و آنچه خورده‌ای و پوشیده‌ای بگویی. هارون قبول کرد.

آنگاه بهلول روی تابه داغ ایستاد و فوری گفت: بهلول و خرقه و نان جو و سرکه و فوری پایین آمد که ابداً پایش نسوخت و چون نوبت به هارون رسید به محض اینکه خواست خود را معرفی نماید نتوانست و پایش بسوخت و به پایین افتاد.

سپس بهلول گفت: ای هارون سوال و جواب قیامت نیز به همین صورت است. آنها که درویش بوده ا‌ند و از تجملات دنیایی بهره ندارند آسوده می گذرند و آنها که پایبند تجملات دنیا باشند به مشکلات گرفتار آیند ...


التماس دعا

 

دانستنیهای جالب

                        دانستنیهای جالب

دانستنیها

بیشتر وزن مغز انسان را آب تشکیل می دهد.

اندازه ی قلب شما حدوداً برابر زمان اول آن است.

طولانی ترین رکورد پرواز یک مرغ 13 ثانیه است.

یک افعی می تواند یک بز بزرگ را ببلعد.

قورباغه ها بیشتر از طریق پوستشان آب می نوشند.

یک گربه 20 ماهیچه در هر گوشش دارد.

میمون ها در دوران پیری مانند انسان ها طاس می شوند.

تنها وزغ های نر قورقور می کنند.

مونا لیزا ابرو نداشت.

کوسه ها 8 حس دارند در حالی که انسان ها 5 حس دارند.

افراد مو بور موی بیش تری از افراد مو خرمایی یا مو مشکی دارند.

اسکلت شما به هنگام تولد دارای 300 استخوان است، اما وقتی بزرگ می شوید به 206 استخوان کاهش می یابد.

سبک ترین پستاندار خفاش خوک بینی کیتی نام دارد که وزنش از یک سکه ی کمتر است.

التماس دعا

حقایق جالب

                         حقایق جالب

دانستنی‌ها

تنها حیوانی که 4 زانو دارد فیل است.

وقتی آب یخ می زند 10 در صد انبساط می یابد.

 چشم شترمرغ بزرگتر از مغزش است.

مورچه ها می توانند 30 برابر وزن خودشان بار بکشند و 50 برابر وزن خودشان بار بلند کنند.

حلزون ها می توانند بیش از 3 سال بخوابند.

بعضی از کوسه ها در طول مدت زندگی شان بیش از 30000 دندان از دست می دهند.

زرافه ها هفت مهره در گردن دارند. برای یک پستاندار طبیعی نیست که هفت مهره در گردن داشته باشد اما گردن دراز یک زرافه ی بالغ بر 7 مهره دارد.

بزرگترین کشور تولید کننده ی شیر از نظر مقدار در جهان هند است.

هوای سرد رشد ناخن ها را سریع تر می کند.

12 نفر به کره ی ماه رفتند.

گرم ترین نقطه ی زمین در منطقه ای به نام عزیزه در لیبی است.

التماس دعا

 

عمر خورشید

آیا می‌دانید عمر خورشید  5 میلیارد سال است

خورشید

میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید می کند برای تولید برق موردنیاز تمام کشورهای جهان به مدت یک میلیون سال کافی است.

روستای جنگ تپه در چالدران آذربایجان غربی آخرین مکان در ایران است که خورشید در آن غروب می کند.

نور خورشید همه ی رنگ های رنگین کمان را دارد اما آن ها با هم ترکیب می شوند و نور سفید را می سازند.

زمین سالی یک بار دور خورشید می چرخد و خورشید تقریباً هر 25 روز یک بار دور محور خودش می چرخد.

اگر با یک هواپیمای جت از کره زمین به سمت خورشید سفر کنید سفر شما نوزده سال طول خواهد کشید. البته چنین سفری ممکن نیست.

تغییر فاصله ی زمین و خورشید تاثیر چندانی بر دمای زمین ندارد بلکه زاویه تابش خورشید در این مورد موثر است.

وقتی به خورشید نگاه می کنید صحنه 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید.

خورشید در مدار کهکشان شیری با سرعت 900000 کیلومتر در ساعت حرکت میکند.

فشار در مركز خورشید تقریبا 700 میلیون تن بر 4,5 متر مربع است.

خورشید در هر یك ثانیه 4,200 هزار تن جرم خود را بصورت انرژی در فضا منتشر می كند.

عمر خورشید 5 میلیارد سال می باشد.

خورشید فقط 1 بر 40,000 جرم خود را از دست داده است.

التماس دعا

میخهای زمین

                        میخهای زمین

کوه

آیا تا به حال به فواید کوه ها فکر کرده اید؟

درون زمین همیشه بسیار بسیار داغ و سوزان است مواد داخل کره زمین از شدت حرارت داخل زمین، همیشه به صورت ذوب شده و در حال جوشیدن و قل قل کردن هستند. اما با این وجود، چند لایه خاک و سنگ محکم روی آن مواد جوشان را پوشانده و سطح زمین را تشکیل داده است و ما روی همین لایه های خاک زندگی می کنیم.

این لایه های رویی زمین، با کمک کوهها به هم چسبیده اند و تکان نمی خورند. کوهها مثل میخهایی در این لایه ها فرو رفته اند و از زیر زمین دستهای همدیگر را گرفته اند و مواظب زمین هستند. زیرا کوهها بسیار بزرگتر از این اندازه ای هستند که ما می بینیم. بیشترین اندازه ی کوهها در زیر زمین قرار دارد. مثلا یک کوه هزار متری در واقع هشت هزار متر است و هفت هزار متر آن زیر زمین است. قرآن می فرماید کوهها میخهای زمین هستند. والْجِبالَ أَوْتادًا: کوهها را میخهای زمین قرار دادیم.

آبهایی که از روی کوهها عبور می کنند گیاهانی روی کوهها می رویانند که در هیچ جای زمین نمی رویند. این گیاهان معمولا برای تهیه داروهای گیاهی خیلی با ارزش به کار می روند

به جز اینها کوه ها فایده های بسیار زیاد دیگری هم دارند. کوهها پر از جواهرات و چیزهای با ارزشند. به همین دلیل کوهها یکی از محل های کار انسانها هستند. خیلی از انسانها در معدن ها کار می کنند . معدن ها کارگاههایی هستند که در دل کوهها می سازند. در این کارگاهها از درون شکم کوهها، سنگهای قیمتی مثل یاقوت و زمرد در می آورند. شاید همین حالا یک انگشتر عقیق یا فیروزه در انگشت شما باشد که سنگ آن را از قلب یک کوه استخراج کرده اند. یا چیز های دیگری مثل سنگهای ساختمان سازی ، فلزات با ارزش و ...

علاوه بر اینها کوهها باعث گردش آب روی زمین می شوند. کوهها در زمستان پر از برف می شوند و در تابستان با آب شدن برفها ،آبشار درست می کنند و آب را روی زمین به جریان می اندازند. آبهایی که از روی کوهها عبور می کنند گیاهانی روی کوهها می رویانند که در هیچ جای زمین نمی رویند. این گیاهان معمولا برای تهیه داروهای گیاهی خیلی با ارزش به کار می روند. کوهها فایده های بسیار بیشتری از اینکه گفتیم دارند. بازهم درباره ی کوهها مطالعه کنید.

التماس دعا

سنبل، گل عید

                         سنبل، گل عید

گل سنبل

من یکی از سین های سفره ی هفت سین هستم. گل معروف روزهای عید، حتماً تا الان اسم مرا حدس زده اید چون می دانم که شما درچیدن سفره ی هفت سین به مامان و بابا کمک می کنید؟

اسمم گل سنبل است و به رنگ های سفید، صورتی، بنفش، قرمز، نارنجی، زرد و آبی هستم.

در اوایل فصل بهار گل می دهم و از خانواده ی سنبل ها به حساب می آیم.

من گلی زیبا و بسیار خوشبو هستم و از من برای زیباتر شدن باغچه ها و خانه ها استفاده می کنند.

من پیاز دارم و شما می توانید چند روز مانده به عید از گلخانه ها پیاز مرا بخرید و آن را پرورش دهید.

من در آب، خاک گلدان و خاک باغچه رشد می کنم.

قبل از این که پیاز مرا بخرید به گل فروش بگویید مرا برای باغچه می خواهید یا گلدان چون پیازهای من با هم فرق دارند.

بعد به کمک پدر و مادر یا یک بزرگتر مرا بکارید. مطمئنم که گلی زیبا می شوم. چون شما مرا کاشته اید.

امیدوارم عید امسال با بوی خوش من برای شما دلپذیرتر و زیباتر بشود.

                                                                 التماس دعا

صالح پيامبر و قوم ثمود

                   صالح پيامبر و قوم ثمود

پيامبر

در سرزمين قوم عاد تا دويست سال کسي زندگي نمي کرد. بعدها طايفه اي ديگر که پيشوايي به نام «ثمود» داشتند. از گرماي صحراهاي خشک به کوهستان آن سرزمين پناه بردند و قرار گرفتند و از چشمه کوهستاني آن استفاده کردند و آنجا را آباد کردند.

قوم ثمود روز به روز زياد مي شدند ولي با سختي و بدبختي زندگي مي کردند. ياران ثمود همه آب ها و زمين ها را تصرف کرده بودند و ديگران مانند برده و بنده سنگ مي تراشيدند و خانه مي ساختند و بت مي تراشيدند و تا جان داشتند کار مي کردند و دلشان به اين خوش بود که در پاي بت ها از بدبختي و بينوايي خود بنالند و از ايشان حاجت طلب کنند.

ثمود هم خيلي بدجنس بود. بت خانه ها را زينت مي کرد و خودش هم گاهي مانند ديگران به زيارت بت خانه مي رفت و براي اينکه مردم را در ناداني نگاه دارد هر وقت مي خواست کار خوبي هم بکند مي گفت: « بت ها دستور داده اند.»

بت هاي بزرگي ساخته بود و نام آن ها را خداي آب، خداي باد، خداي خاک، خداي آتش و چيزهاي ديگر گذاشته بود و چند نفر آدم زبان باز و حيله گر را هم اجير کرده بود و بت خانه ها را به ايشان سپرده بود تا مطابق ميل او از قول بت ها حرف بسازند.

يک روز مي گفتند: «خداي آتش دستور داده به شهر همسايه حمله کنيم و هر کس همراهي نکند به غضب خداي آتش گرفتار مي شود.» و اگر کسي همراهي نمي کرد پنهاني خانه و زندگيش را آتش مي زدند و مي گفتند خداي آتش بر او غضب کرد.

اگر مدتي باران نمي آمد مي گفتند: «خداي آب غضب کرده و قرباني مي خواهد.» آن وقت مخالفان ثمود را نشان مي کرند، آن ها را مي گرفتند و در پاي بت قرباني مي کردند و بعد که باران مي آمد مي گفتند: « حالا خداي آب بر سر لطف و مرحمت آمده است.»

با اين حيله ها ثموديان بر ديگران ظلم مي کردند و خون ها ريخته مي شد و فشارها هر روز بيشتر مي شد.

و هنگامي رسيد که حضرت صالح به پيغمبري برگزيده شد و به راهنمايي قوم ثمود کمر بست. خانواده صالح در ميان مردم به نيکي و خوبي معروف بود ولي وقتي صالح ماموريت خود را آشکار کرد مردم از او فاصله گرفتند.

مردم ساده از ثمود مي ترسيدند، اطرافيان ثمود هم مي گفتند: « حرف هاي تازه صالح بوي فتنه و آشوب مي دهد. او مي خواهد آرامش شهر را به هم بزند و بردگان را به شورش وادارد تا خودش به نوايي برسد.»

شيطان هم گمراهان را بيشتر وسوسه مي کرد و مي گفت: « خيلي عجيب است. اين مرد تا ديروز مثل يک چوپان در ميان ما زندگي مي کرد و حالا ناگهان حرف هاي وحشتناک مي زند... مي گويد همه مردم بايد دور او جمع شوند و همه از او اطاعت کنند تا او زندگي بهتر براي مردم بسازند. اما با چه چيز؟ معلوم نيست... مي گويد ما همه گمراهيم و او يکي راهنماي ماست... مگر او چه کاري مي تواند بکند که ديگران از آن عاجز باشند؟»

گروه کمي به صالح ايمان پيدا کردند ولي گروه بيشتري با او دشمن شدند. اما صالح دست بردار نبود. اينجا و آنجا با مردم سخن مي گفت و باطل بودن راه و روش ثموديان را ثابت مي کرد. و ثمود احوال قوم عاد را شنيده بود و مي ترسيد. يک روز به اطرافيان گفت: « اين صالح دارد مردم را فريب مي دهد و مي خواهد آسايش ما را از ميان ببرد و من نمي دانم حرف حسابش چيست، بايد چاره اي کرد.» صالح را به مجلس گفت و گو دعوت کردند و گفتند: «تو اين حرف هاي تازه را از کجا آورده اي و خداي ناديده چگونه تو را مأمور کرده؟ با حرف و ادعا که نمي شود چيزي را ثابت کرد. اگر راست مي گويي بايد کاري بکني که هيچ کس نتواند بکند.» صالح گفت: « هر چه من مي گويم به خواست خدا مي گويم و اگر خدا بخواهد هر کاري که شما تصور کنيد و هر نشاني که بخواهيد ظاهر مي شود.»

شتر صالح

اطرافيان ثمود فکر کردند بايد از صالح يک معجزه عجيب و غريب بخواهيم تا نتواند آن کار را بکند و رسوا شود. به صالح گفتند: «اگر معجزه اي دارد ما مي خواهيم از ميان سنگ کوه يک شتر زنده بيرون بياوري که جز آب هيچ چيز نخورد.»

صالح گفت: «خدا به همه چيز قادر است، اما اگر چنين معجزه اي لازم باشد شرطش اين است که يک روز آب چشمه اي که از کوه مي آيد مال شتر باشد و يک  روز مال شما.» چون آب چشمه را ثموديان در تصرف داشتند و به همه مردم نمي رسيد، صالح مي خواست پس از اينکه ثموديان اين شرط را قبول کردند سهم آب شتر را بين مردم بينوا تقسيم کند.

صالح گفت: «فراموش نکنيد که داريد با من عهده و پيمان مي بنديد و اگر فردا آسيبي به شتر برسانيد و عهد خود را بشکنيد عذاب نازل مي شود.»

گفتند: « قبول داريم، تو شتر را از سنگ در آورد ما او را آزاد مي گذاريم که هر کاري مي خواهد بکند و اگر تخلف کرديم عذاب را هم قبول داريم.»

حضرت صالح دعا کرد و دعايش مستجاب شد و از شکاف کوه يک شتر عظيم بيرون آمد. بعد گفت: «حالا بايد به عهد خود وفا کنيد، يک روز آب چشمه مال شتر است و يک روز مال شماست. اگر هم کسي به شتر آزاري برساند بايد در انتظار عذاب باشد.»

بعد از ظهور اين معجزه گروهي از مردم به صالح ايمان آوردند ولي کساني که منافع خود را از دست داده بودند خيلي ناراحت شدند. هم مي ترسيدند به شتر آسيبي برسانند و هم دلشان با صالح يکي نشد.

ثموديان دور هم جمع شدند و گفتند: « بيا! اين هم معجزه، اين هم شتر صالح! درست است که اين شتر از سنگ در آمده ولي اين شتر براي ما ضرر دارد. باغ ثمود دارد خشک مي شود، حوض ثمود بي آب مي ماند، درخت ثمود پژمرده مي شود و آن وقت صالح آب چشمه را يک روز در ميان به بردگان و بندگان بي سر و پا مي بخشد تا تن خودشان را بشويند و بچه هاي سياه و بدترکيبشان با آب بازي کنند و هر روز هم صالح پيش مردم عزيزتر مي شود و به زودي کسي در اطراف ثمود باقي نمي ماند.» يک روز خدمتگزاران بت خانه ها را جمع کردند تا راه چاره اي پيدا کنند. شيطان هم حاضر شد و گفت: «من يک پيشنهاد دارم: بايد هم صالح را گول زد هم مردم را، و همه چيز با حيله درست مي شود.»

ثموديان گفتند: «بارک الله! بگو ببينم چه بايد کرد؟»

شيطان گفت: « علاجش آسان است. يکي را گول مي زنيم و مي فرستيم شتر را بکشد. يک نفر ديگر را هم پنهاني مامور مي کنيم قاتل شتر را بکشد. بعد خودمان به صالح پيغام مي دهيم که ما از اين پيشامد خيلي متاسفيم و قائل شتر هم که آدم بدي بود به سزايش رسيد. از طرف ديگر ميان مردم هو مي اندازيم که قاتل شتر ديوانه بوده ولي صالح عصباني شده و قائل شتر را کشته و صالح گفته هزار نفر را به جاي شتر خواهد کشت و دارد آشوب درست مي کند. به اين طريق هم آب چشمه را نجات مي دهيم، هم شتر را از ميان برمي داريم، هم مردم را از صالح مي ترسانيم و هم براي اذيت کردن او بهانه پيدا مي کنيم.»

ثموديان گفتند: «آفرين بر اين هوش! اين است و جز اين نيست که اين همه عقل از برکت خدمت بت خانه است!» جواني را پيدا کردند و با وعده مال و منال و زن و چيزهايي که آرزو داشت او را به کشتن شتر واداشتند. يک مرد ديگر را هم پيدا کردند و گفتند: « شخصي در صدد قتل شتر است و مي خواهد فتنه درست کند، تو هميشه مواظب باش و اگر کسي به شتر قصد بدي کرد او را به سزايش برسان تا فتنه بخوابد و بيا جايزه بگير.»

از طرف ديگر هو انداختند که خداي آب بر شتر صالح غضب کرده و به زودي شتر را از ميان مي برد.

همه اين حيله ها را به کار بردند: جوان فريب خورده با تير قلم شتر را شکست و رفت که کارش را تمام کند، مرد محافظ سر رسيد و آن جوان را کشت، و ثموديان به صالح پيغام دادند که ما از اين پيشامد خيلي متأسف شديم و مي خواستيم قاتل شتر را محاکمه کنيم ولي او هم به سزاي عمل بدش رسيده.» ديگران هم به مردم گفتند که «مواظب خودتان باشيد صالح گفته هزار نفر را به خون شتر خواهد کشت.» و آنقدر دروغ سر هم کردند که حقيقت را هيچ کس نفهميد.

از همان روز آب چشمه را هم بر روي مردم بستند و گفتند: « تجربه نشان داد که شتر صالح زندگي مردم را به هم ريخته بود و خدايان بر او غضب کردند، حالا هم اگر کسي بخواهد خداي صالح را بپرسند مانعي ندارد ولي آب چشمه مال صاحبان چشمه است.»

بسياري از کساني که با صالح همراه شده بودند از او برگشتند و گفتند: « حالا که شتر رفت ديگر آب به ما نمي رسد، پس حق با ثمود است که چشمه را در اختيار دارد.»

پس از اينکه اين جسارت از دشمنان دين ظاهر شد ابري سياه آسمان را گرفت. ثموديان به صالح گفتند: «ديدي که ما تقصيري نداريم اينک آسمان ابري است و باران هم خواهد آمد.»

صالح گفت: «خداوند همه چيز را مي داند، خودتان بر خودتان ظلم کرديد و عهد خود را شکستيد و خداوند به عهد شکنان وعده عذاب داده است. اين ابر هم ابري است که به جاي باران بر شما عذاب فرو خواهد ريخت مگر اينکه توبه کنيد و به خداي بزرگ ايمان بياوريد. اولين نشان توبه هم خراب کردن بت خانه ها به دست خودتان است و سه روز بيشتر مهلت نيست و گرنه من از ميان شما مي روم و شما نابود خواهيد شد.»

کافران با صالح در افتادند و گفتند: «اين حرف ها بيهوده است، همان طور که مي گويي يارانت را بردار و از اين شهر برود. ما ابر سياه زياد ديده ايم و باد و طوفان هم هميشه بوده، اين حرف ها را به کسي بزن که خانه اش از سنگ نباشد.»

پيامبر

ابر آسمان پيوسته تيره تر مي شد و شبي که صالح با پيروان خود از شهر ثموديان کوچ کرده بود دشمنان نقشه مي کشيدند که بر سر صالح و يارانش بريزند و آن ها را از ميان ببرند. اما عذاب آسماني ايشان را مهلت نداد و در حالي که صالح و يارانش از آنجا دور مي شدند مهلت سه روزه به پايان رسيد و در کوهي که محل زندگي قوم ثمود بود صاعقه و آتشفشان پيدا شد و در يک لحظه کافران را هلاک کرد و خانه سنگي ايشان از آتش و سنگ داغ و خاکستر پر شد و ديگر هرگز سرزمين قوم ثمود آباد نشد.

التماس دعا

گناهان کوچک

                            گناهان کوچک

آتش

پیامبر در یکی از مسافرت ها با اصحابشان در سرزمینی خالی و بی آب و علف برای استراحت فرود آمدند. به هیزم و آتش احتیاج داشتند حضرت فرمودند: هیزم جمع کنید.

اصحاب گفتند: یا رسول الله ببینید این سرزمین چقدر خالی است هیچ هیزمی دیده نمی شود.

پیامبر فرمودند: در عین حال هر کس هر اندازه می تواند جمع کند. اصحاب روانه صحرا شدند با دقت بر روی زمین نگاه می کردند و هر شاخه کوچکی که می دند بر می داشتند هرکس هر اندازه توانست ذره ذره جمع کرد و با خود آورد.

همین که همه افراد هرچه جمع کرده بودند روی هم ریختند مقدار زیادی هیزم جمع شد. در این وقت پیامبر فرمود: گناهان کوچک هم مثل همین هیزم های کوچک هستند.

 ابتدا به نظر نمی آیند و اینها جمع می شوند و یک روز می بیند از همان گناهان کوچک که به چشم نمی آمد انبوه عظیمی از گناه جمع شده است.

التماس دعا

یک لیوان شیر

                           یک لیوان شیر

شیر

روزی از روزها پسرک فقیری که از راه دوره‌‌گردی و دست‌فروشی زندگی‌اش را می‌گذراند و مخارج درس و مدرسه‌اش را تأمین می‌کرد،‌ متوجه شد ته جیبش فقط یک سکه پول دارد. گرسنه‌اش بود و با آن سکه‌ی پول یک قرص نان هم به او نمی‌دادند. بنابراین تصمیم گرفت زنگ در خانه‌ای را بزند و از اهل منزل غذا بخواهد. وقتی یک خانم جوان و مهربان در را باز کرد پسرک دستپاچه شد و به جای غذا درخواست یک لیوان آب کرد.

خانم مهربان از صورت رنگ‌پریده‌ی پسرک فهمید که او باید خیلی گرسنه باشد و برایش به جای آب یک لیوان شیر آورد. پسرک جرعه جرعه لیوان شیر را نوشید و سپس رو کرد به او و گفت: "ببخشید خانم، بابت این لیوان چه‌قدر باید بپردازم؟"

خانم مهربان جواب داد: "شما بابت این لیوان شیر مدیون من نیستی. مادرم به من یاد داده است که در مقابل هر کاری که برای دیگران انجام می‌دهیم هیچ توقّعی نداشته باشیم."

پسرک جواب داد: "حالا که این طور شد از صمیم قلب از محبت‌تان تشکر می‌کنم."

پس از سالیان سال آن خانم جوان به بیماری سختی مبتلا شد. پزشکان تلاش زیادی برای درمان او کردند. وقتی او کاملاً بهبودی یافت و می‌خواست برگه‌ی صورتحساب بیمارستان را پرداخت کند، مسئول حسابداری به او گفت که هزینه‌ی درمان او قبلاً پرداخت شده است.

وقتی او برگه‌ی هزینه‌ی درمان را نگاه کرد در گوشه‌ای از آن این جمله را دید: "تمام هزینه‌های درمان با یک لیوان شیر پرداخت شده است."

التماس دعا

 

شناسایی ٧ نوع هوش در آدمی

          شناسایی ٧ نوع هوش در آدمی

چه کسانی با هوشند؟ آنها که در شغل شان موفق هستند؟ آنها که محقق و دانشمند و نابغه اند؟ نظریه های جدید روانشناسی می گوید همه اینها به علاوه خیلی های دیگر! آنها می گویند ورزشکارها، هنرمندها، تراشکارها و هر شغل دیگری که به ذهن تان می رسد آدم های باهوشی هستند. آنها می گویند تست های سنتی روان شناسی که بهره هوشی (IQ) را می سنجند فقط توانایی های منطقی ـ ریاضی، زبان شناختی و تا حدی عملی ما را می سنجند.

در صورتی که بسیاری از توانایی های دیگر در آدمیزاد وجود دارد که به معنای واقعی نشان دهنده هوش است. یعنی می توانند برای سازگار شدن با موقعیت های جدید به کار ما بیایند اما کاملا فراموش شده اند.

 

بر همین اساس نظریه پرداز جدیدی به نام گاردنر می گوید هوش های متنوع تری در آدمیزاد وجود دارد. او هفت نوع هوش در آدمیزاد شناسایی کرده است: زبان شناختی، تصویری، موسیقایی، بدنی، منطقی، میان فردی و درون فردی.

گاردنر می گوید اگر ما بتوانیم رشته تحصیلی و شغل مان را بر اساس نوع هوش مان انتخاب کنیم، رضایت بیشتری از زندگی مان خواهیم داشت.

در این مطلب می خواهیم بگوییم که چطور می شود نوع هوش مان را تشخیص دهیم و بر اساس آن، چه رشته های تحصیلی و شغلی را انتخاب کنیم.

 

١. [[[ هوش زبان شناختی ]]]

هر نوع توانایی ذهنی که به کلمه ها ربط داشته باشد، نشان دهنده هوش زبان شناختی است. با این حساب کسانی که اطلاعات عمومی زیادی دارند، می توانند با کلمه ها بازی کنند، شعر می گویند و داستان می نویسند هوش زبان شناختی بالایی دارند.

 

نشانه ها:

1. کتاب ها برایش خیلی مهم است.

2. می توانند قبل از خواندن، صحبت کردن یا نوشتن، کلمات را در ذهن شان بشنوند.

3. کلمات را وقتی از رادیو می شنوند بیشتر درک می کنند تا وقتی که تلویزیون تماشا می کنند.

4. از سرگرم کردن خود و دیگران با لغاتی که تلفظ سخت یا بی معنی دارند لذت می برند.

5. موقع رانندگی بیشتر از توجه کردن به مناظر، خواندن نوشته های بیلبوردها برایشان جذاب است.

6. موقع حرف زدن بیشتر از چیزهایی که شنیده یا خوانده اند استفاده می کنند.

 

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟ کتابدار، مسئول بایگانی، متصدی (موزه، کتابخانه، نمایشگاه و...)، ناشر، مترجم، نویسنده یا گوینده رادیو و تلویزیون، روزنامه نگار، وکیل، منشی و معلم زبان فارسی یا انگلیسی.

 

٢. [[[ هوش منطقی ـ ریاضی ]]]

کسانی که توانایی انجام محاسبات ریاضی شان قوی است، استدلال های منطقی را خوب می فهمند و البته خوب هم استدلال می کنند، بهره بالایی از هوش منطقی ـ ریاضی دارند. معمولا در مدارس ما به این نوع هوش خیلی بها داده می شود.

 

نشانه ها: هوش و آدمی

 

1. به راحتی می توانند حساب و کتاب هایشان را ذهنی انجام دهند.

2. هنوز از بازی های علمی یا حل مسائل بغرنج فکری که احتیاج به تفکر منطقی دارند لذت می برند.

3. الگوها، ترتیب یا تسلسل منطقی رویدادها را دنبال می کنند.

4. معتقدند تقریبا هر مطلبی یک توضیح عقلانی دارد.

5. دوست دارند نقص های روشنی را که در گفتار و رفتار مردم و محیط زندگی و محل کار آنها پیدا می شود، پیدا کنند.

 

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟ حسابرس، حسابدار، مامور خرید، کارگزار بیمه، ریاضیدان، محقق، متخصص آمار، کارشناس سیستم های رایانه ای، کارشناس مالی، کارشناس فنی، دفتردار، معلم و استاد علوم پایه و تجربی.

 

٣. [[[ هوش جسمی ـ حرکتی ]]]

ورزشکارها یک گروه بزرگ از هوشمندان بدنی حرکتی را تشکیل می دهند. البته غیر از این گروه کسان دیگری هم هستند که با مهارت های حرکتی شان می توانند پول در بیاورند.

 

نشانه ها:

1. حداقل یک رشته ورزشی را به صورت حرفه ای پیگیری می کنند.

2. برایشان مشکل است که یک مدت طولانی بدون تحرک بنشینند.

3. بهترین ایده ها وقتی به ذهن شان می رسد که مدت طولانی قدم می زنند یا می دوند یا یک فعالیت جسمی دیگر انجام می دهند.

4. دوست دارند اوقات فراغت شان را در طبیعت بگذرانند.

5. هنگام صحبت کردن با دیگران خیلی زیاد از حرکات دست یا شکل های دیگر زبان بدن استفاده می کنند.

6. برای این که بیشتر در مورد چیزی بدانند باید آن را لمس کنند.

7. خودشان را آدم های منظم و آراسته ای می دانند.

8. برای آموختن یک مهارت جدید به جای مطالعه کردن باید آن را عملی انجام دهند.

 

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟ فیزیوتراپیست، فعال در صنعت توریسم، بازیگر، مانکن، کشاورز، مکانیک، نجار، صنعتگر، معلم تربیت بدنی، کارگر کارخانه، ورزشکار حرفه ای، محیط بان و جواهرساز.

 

4. [[[ هوش فضایی]]]

هر چه کسانی که از نظر کلامی با هوش هستند در ذهن شان کلمه دارند، آدم های با هوش فضایی در ذهن شان تصویر دارند. آنها از هر چیزی می توانند یک تصویر در ذهن شان بسازند.

یعنی مثلا اگر شما بگویید عدالت در ذهن آنها ترازو می آید. البته این نصف ماجراست. آنها می توانند این تصویرها را خلق کنند. یعنی این که یک چیز ملموس به عنوان فرآورده هوش تصویری شان به شما تحویل دهند.

 

نشانه ها:

1.  وقتی چشمان شان را می بندند تصاویر تجسمی روشنی را می بینند.

2. نسبت به رنگ ها حساس هستند.

3. گاهی با یک دوربین عکاسی یا فیلمبرداری آنچه را در اطراف می بینند، ضبط می کنند.

4. از حل پازل ها، مازها و سایر معماهای بصری لذت می برند.

5. خواب هایی که می بینند کاملا واضح است.

6. معمولا می توانند در نواحی ناشناخته مسیر را درست پیدا کنند.

7. به راحتی می توانند تصور کنند اگر یک شی را از یک دورنمای مستقیم از بالا نگاه کنند آن را چگونه خواهند دید.

8. ترجیح می دهند نوشته هایی را بخوانند که تصویرهای زیادی دارند.

 

چه شغل هایی به دردشان می خورند؟ مهندس، معمار، نقشه کش شهری، گرافیست، دکوراتور داخلی، عکاس، معلم هنر، مخترع، خلبان، کارشناس آثار هنری و مجسمه ساز.

هفت نوع هوش در آدمیزاد شناسایی شده است: زبان شناختی، تصویری، موسیقایی، بدنی، منطقی، میان فردی و درون فردی.

5. [[[ هوش موسیقایی ]]]

وقتی می گویید تقریبا هیچ تفاوتی بین ریتم، زیر و بم، تن صدا و نغمه ها درک نمی کنید مطمئن باشید هوش موسیقایی پایینی دارید، اما اگر می توانید صدای سنتور را از بین ملغمه ای از سازها تشخیص دهید و می فهمید یک نفر دارد فالش می خواند، احتمالا هوش موسیقایی بالایی دارید. توانایی های موسیقایی را اولین بار گاردنر به عنوان یک هوش مطرح کرد.

هوش موسیقیایی

نشانه ها:

1. صدای آوازشان دلنشین است.

2. وقتی که یک نت موسیقی اشتباه نواخته می شود می توانند تشخیص دهند.

3. یک ساز می نوازند.

4. زندگی بدون موسیقی برایشان بی ارزش است.

5. اگر یک آلبوم موسیقی را یک یا دو بار گوش کنند می توانند آن را درست بخوانند.

 

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟ نوازنده، سازنده و فروشنده آلات موسیقی، آهنگساز، خواننده، معلم موسیقی و منتقد موسیقی.

 

6. [[[ هوش میان فردی ]]]

آدم هایی که می توانند خیلی خوب و زود با افراد دیگر رابطه برقرار کنند، بخوبی احساسات آنها را تشخیص دهند و درک کنند و البته خوب آنها را مدیریت و رهبری کنند از هوش میان فردی برخوردارند.

 

نشانه ها:

1. از آن آدم هایی هستند که دیگران برای مشاوره یا توصیه گرفتن به آنها مراجعه می کنند.

2. ورزش های گروهی را به ورزش های فردی ترجیح می دهند.

3. وقتی با مشکلی مواجه می شوند به جای حل آن ترجیح می دهند از فرد دیگری کمک بگیرند.

4. تلاش برای تعلیم دادن یک فرد یا گروه برایشان لذتبخش است و می دانند این کار را چطور باید انجام دهند.

5. خودشان را یک مدیر خوب می دانند.

6. در میان جمع، احساس آرامش و آسودگی می کنند.

 

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟ سرپرست، مدیر، کارمند اداری، داور، جامعه شناس، مردم شناس، مشاور، روان شناس، پرستار، مسئول روابط عمومی، فروشنده، مسئول آژانس مسافرتی و مدیر روابط عمومی.

 

7. [[[ هوش درون فردی ]]]

کسانی که خیلی خوب درون خودشان را می کاوند و از این درونکاوی برای هدف های زندگی شان استفاده می کنند، هوش درون فردی بالایی دارند. این نوع آدم ها بسیار مستقل و فردیت یافته اند. آنها همه زوایای تاریک و خود، عیب ها و توانایی هایشان را می شناسند.

 

نشانه ها:

1. همیشه اوقات تنهایی شان را به فکر کردن به مسائل مهم زندگی می گذرانند.

2. عقایدی دارند که آنها را از جمع مجزا می کند.

3. سرگرمی یا علاقه های ویژه ای دارند که برایشان اهمیت زیادی دارد.

4. اهداف مهمی در زندگی دارند که همیشه به آنها فکر می کنند.

5. دیدگاه واقع بینانه ای نسبت به نقاط ضعف و قوت خودشان دارند.

6. خودشان را فردی با اراده یا از لحاظ فکری مستقل می دانند.

7. دفترچه خاطرات یا یادداشت روزانه شخصی دارند.

 

چه شغل هایی به دردشان می خورد؟ روان شناس، مشاور، عالم الهیات، برنامه ریز و کارآفرین.

التماس دعا

 

گناه دوستی دختر و پسر در روایات

           گناه دوستی دختر و پسر در روایات


در اطرافم می بینم که دختران و پسرانی هستند که با هم دوستند آیا کار این ها گناه نیست؟ آیا در روایات اشاره ای به این قبیل دوستی ها و عاقبت آن شده است ؟


دوستی خیابانی-دختر و پسر

 پاسخ :‌

اولاً اسلام دوستى با نامحرم را منع كرده و فرموده است: با زنان یا دختران دوست نشوید. دوم اینكه، این دوستى، مى‏تواند تبدیل به دامى براى خود شما گردد و ما حق نداریم خودمان را با دست خودمان، به هلاكت اندازیم: «لا تُلْقُوا بِأَیْدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» (بقره (2)، آیه 195. )

 ارتباط زن و مرد نامحرم بسیار حساس، ظریف و در عین حال خطرناک است. روزى از عالم بزرگ مقدس اردبیلى پرسیدند: آقا اگر شما با یك زن نامحرم در یك اتاق قرار بگیرید، چه مى‏كنید؟ او فرمود: به خدا پناه مى‏برم!! على‏رغم اینكه او یكى از بزرگان اهل تقوا و معنویت بود، قرار گرفتن در چنین شرایطى را براى خود خطرناك دید. علت اینكه اسلام حتى قرار گرفتن زیر یك سقف و در یك جاى تنها با زن نامحرم را - اگر احتمال گناه داده شود - حرام مى‏داند و اگر احتمال گناه نباشد، مكروه مى‏شمارد؛ نشانگر حساسیت ارتباط بین زن و مرد نامحرم است، و راهى خطرناك است.

قرآن كریم در دو جا، یكی در سوره مائده آیه 5 و دیگری در سوره نساء آیه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف بر حذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آیه 25 سوره نساء به مردان می گوید: با دخترانی كه روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نكنید.

«...فانكحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان...؛ آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید (به شرط آنكه) پاكدامن باشند و زناكار و دوست گیران پنهانی نباشند.» در آیه 5 سوره مائده نیز به مردان خطاب می كند و می فرماید: «شما با زنان پاكدامن مسلمان ازدواج كنید و خود نیز پاكدامن باشید نه زناكار و نه آنكه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید.»

آیات مذكور در حقیقت تأكید دارد كه خداوند مى خواهد با رعایت مقررات و قوانین از طرف انسان ها ، جهت مثبتى به هدایت انسان ها بدهد و آن ها را آگاه كند كه به غرائز و خواسته هاى خود به صورت مشروع و قانونى پاسخ دهند، زیرا بى بند و بارى و در قید و بند مقررات نبودن باعث هرج و مرج، فساد، گناه و نابودى مى شود. خداوند متعال بهتر از هر كسى به مصلحت و منفعت انسان ها آگاه است، و سنت ها و قوانینى كه قرار داده باعث نجات و سعادت بشر است.

در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:« ایاك و محادثة النساء فانه لا یخلوا رجل بامراة لیس لها محرم الا هم بها؛ از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینكه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می كند

خداوند متعال تأكید مى كند كه خداوند به وسیله سنن و وضع احكام مى خواهد ، نعمت ها و بركاتى كه بر اثر آلودگى به شهوات از انسان ها قطع شده ، به آن ها برگرداند; ولى شهوت پرستانى كه در امواج گناهان غرق هستند ، مى خواهند انسان ها را از راه سعادت منحرف سازند و همانند خود آلوده و فاسد كنند .

آزادى هاى بى قید و بند و توأم با آلودگى ، نكبت ، انحطاط و . . . سرابى بیش نیست ، و نتیجه آن انحراف بزرگ از مسیر خوشبختى و تكامل انسانى و گرفتار شدن در بیراهه ها و پرتگاه ها و تنزل به مقام حیوانیت است و بنیان خانواده ها را تحریف و سرچشمه جنایات ، ناهنجارى ها ، انواع بیمارى هاى جنسى و آمیزشى و ناراحتى هاى روانى و . . . مى باشد .

داشتن روابطى مثل نامه نگارى، تماس‏هاى تلفنى و مخفیانه و... عواقب روانى و اجتماعى بسیار خطرناكى در پى دارد كه متأسفانه بیشترین آسیب، نصیب دختران مى‏شود.

روابط نامشروع دختر و پسر و عواقب آن از دیدگاه پیامبر: هر كس با زنی نامحرم شوخی كند برای هر كلمه كه با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می كنند.

با هیچ زبانی نمی شود به برخی گفت كه كارشان درست نیست چون توجیهات زیادی برای این رابطه تراشیده شده و كلا به گونه ای آن را پذیرفته و منطقی میدانند و نبودش را غیر ممكن میدانند خوب در این مقاله چند سخن گهربار از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله می آوریم باشد كه از پیامبر حرف شنوی داشته باشیم و كمی در كار خود تأمل كنیم .

باید این نكته را افزود كه این دوستی های نامشروع سبب حرص و ولع و از بین رفتن حجب و حیاء در بقیه جوانان می گردد. وقتی جوانی دید جوانان دیگر به راحتی با دختر یا دخترانی دوست می شوند، و یا دختری دید دختران مثل او، با پسران ارتباط برقرار می كنند، پیش خود فكر می كند، گویا برای این كارها مانعی پیش پای او نیست.

اكنون به روایاتی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) در این مورد توجه فرمایید:

- درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود:«با عدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا كانت المعاینة واللقاء كان الدّاء الّذی لا دواء له؛ بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد كنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی كه آنان رو در روی یكدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد كه درمان نخواهد داشت. »1

ناراحت گناه دریا

- حضرت (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: « ایاك و الخلوة بالنساء و الذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهما و لان بزحم رجل خنزبراً منلطخاً بطین و حماة خبر له من ان یزحم منكئه امراة لا نجلّ له؛از خلوت كردن با زنان بپرهیزید، قسم به آن خدایی كه جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی كند. مگر اینكه شیطان (برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو) وارد می شود. اگر خوكی آلوده به كثافت و لجن باشد و به انسان برخورد كند بهتر است از آنكه شانه زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد كند. 2

_ حضرت (صلی الله علیه واله وسلم) فرمود: « لان یطعن فی راس احدكم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له ؛اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یكی از شما فرود آید، بهتر از آن است كه زنی را كه نامحرم است لمس كند.» 3

- درباره شوخی با زن نامحرم فرمود: «من فاكه امراة لا یملك ها حبس به كل كلمة كلمها فی الدنیا الف عام فی النّار، و المراة اذ طاوعت الرجل فالنزمها او قبل ها او باشرها خراما او فاكهها واصاب منها فاحشة فعلیها من الوزر ما علی الرّجل فان غلبها علی نفسها كان علی الرّجل وزره ووزرها؛ هر كس با زنی نامحرم شوخی كند برای هر كلمه كه با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می كنند.» 4

- در مورد دست دادن با زن نامحرم فرمودند: «من صافح امراة حراماً جاء یوم القیامة مغلولاً ثم یومر به الی النّار؛‌ هر كس با زن نامحرمی دست دهد، روز قیامت با دست زنجیر شده به گردن محشور شود، سپس امر می شود تا او را به آتش ببرند. 5

- در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:« ایاك و محادثة النساء فانه لا یخلوا رجل بامراة لیس لها محرم الا هم بها؛ از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینكه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می كند.» 6

ارتباط زن و مرد نامحرم بسیار حساس، ظریف و در عین حال خطرناک است. روزى از عالم بزرگ مقدس اردبیلى پرسیدند: آقا اگر شما با یك زن نامحرم در یك اتاق قرار بگیرید، چه مى‏كنید؟ او فرمود: به خدا پناه مى‏برم!! على‏رغم اینكه او یكى از بزرگان اهل تقوا و معنویت بود، قرار گرفتن در چنین شرایطى را براى خود خطرناك دید. علت اینكه اسلام حتى قرار گرفتن زیر یك سقف و در یك جاى تنها با زن نامحرم را - اگر احتمال گناه داده شود - حرام مى‏داند و اگر احتمال گناه نباشد، مكروه مى‏شمارد؛ نشانگر حساسیت ارتباط بین زن و مرد نامحرم است، و راهى خطرناك است

حضرت علی (علیه السلام) در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:« عباد الله! اعلموا... محادثة النّساء تدعوا الی البلاء و بزبغ القلوب. و الرّمق لهنّ یخطف نور ابصار القلوب و لمح العبون مصائد الشّیطان؛ ای بندگان خدا! بدانید كه... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل ها را منحرف می سازد، و پیوسته به زنان چشم دوختن نور چشم دل را خاموش می گرداند، و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه كردن از حیله و دام های شیطان است.» 7

(منظور از با گوشه چشم آن است كه شیطان ملعون گاهی انسان را وسوسه می كند و می گوید: یك لحظه به این زن بنگر و فوری چشمت را برگردان! كه همین كار باعث نگاه های بعدی و مقدمه گناهان بزرگ خواهد شد.)

دوست عزیز؛‌ با توجه به احادیث كاملا روشن است كه مكالمه چه تلفنی و چه حضوری در صورتی كه از روی ضرورت نباشد و رابطه دوستی و آمیخته با شهوت باشد، قطعا حرام بوده و گناه است.

خوب اكنون چه كسی دوست دارد به خاطر شوخی و لذتی زودگذر آخرت خود را نابود كند جوانانی كه این قبیل روابط را داشته اند و بعدا صدمه هایی از همان محبوب و معشوق خود می بینند صدها بار در دل آرزو می كنند كه ای كاش هرگز وارد این روابط نمی شدند .

بنابراین لذت آنها زودگذر و باعث پشیمانی است اما لذت كسی كه خود را پاك نگاه می دارد و احساس می كند خدای متعال از او راضی است پایدار است و هرگز باعث پشیمانی نخواهد بود.

                                                                  التماس دعا

فواید خواندن قرآن

فواید خواندن قرآن

 

1خداوند، به قرائت كننده قرآن،پاداشی بزرگ خواهد داد. پیامبر اكرم فرمود: هر كس برای رضای خدا و آگاهی عمیق در دین، قرآن بخواند، ثواب ملائكه و انبیا و رسولان را خواهد داشت.

2بالا رفتن مقام و درجه قاری در بهشت:«حفص می‌گوید: از امام كاظم شنیدم كه میفرمود:درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است.به قاری گفته میشود: بخوان و [در مراتب بهشت] بالا برو. سپس می‌خواند و مقامش بالا میرود»

-3امیخته شدن قرآن با گوشت و خون قاری:امام صادق ( علیه السّلام) فرمود: « هر جوان مومنی كه قران بخواند، قرآن با گوشت و خونش آمیخته خواهد شد.»

-4 صفای دل: پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: بدون شك این دلها زنگار میگیرد؛همچنانكه آهن زنگ میزند عرض شد:صیقل آن چیست؟فرمود به قرائت قران.

-5اتسجابت دعا: امام باقر (علیه السّلام) فرمود: « دعا را هنگام چهار چیز غنیمت بشمارید : قرائت قرآن و.... »

-6نورانی شدن خانه: پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) فرمود :«انه هایتان را با تلاوت قرآن نورانی كنید و...»

-7افزایش بركت خانه: امام صادق ( علیه السلام) از امیر مومنان علی چنین نقل میكند:« خانه‌ای كه در آن قرآن تلاوت و یادی از خدا شود بركتش زیاد شده ملائكه در انجا حاضر می‌شوند و شیاطین را دور می‌كنند»

-8بهترین عبادت:پیامبر (صلّی الله علیه و آله)فرمود:« بهترنی عبادت امت من، تلاوت قران است».

-9بخشش گناهان،نوشته شدن حسنه و پاك شدن گناهان.

-10تخفیف عذاب از پدر و مادر : امام صادق ( علیه السّلام) می‌فرماید: « هر كس قرآن را تلاوت كند چشمانش روشنایی یابد و از پد ر و مادرش عذاب كم می‌شود هر چند كافر باشند.»

 11 - باروری ایمان

12- روشنایی چشمان پیامبر اكرم( صلّی الله علیه و اله) می‌فرماید: چشم درد داشتم به جبرئیل شكایت كردم گفت پیوسته به قرآن نگاه كن

تبیان زنجان

فضیلت خواندن قرآن و توسل به آن ، قرآن و عترت

قرآن، همراه با عترت است و آن دو، ریسمان محکمی هستند که از سوی خدا به سوی خلق کشیده شده اند و توسل به عترت به هر نحوی که باشد، از خدمت کردن و برآوردن حاجتشان و احترام و محبت به آنها، نگریستن به ایشان، نشستن در حضورشان، انس گرفتن با آنان، اندیشیدن در شئون و حالات، تدبر در رفتارشان، گوش دادن به سخنان آن بزرگواران، شنیدن نام ها به ذکر مناقب و احوال آن بزرگان و یادآوری شمایل و صفاتشان، بدون دشمنی با آنان، عبادت است. بلکه از بزرگ ترین عبادات و از جمله اسباب و وسایلی است که موجب دخول در بهشت می گردد.

هم چنین نگاه کردن به سطرهای قرآن، گوش دادن به حروف، خواندن کلمات، نوشتن سوره و آیه، بزرگ داشت و احترام نهادن به خواننده آن و به تصوّر درآوردن معانی، مفاهیم، تدبر در معانی، نظر و تامّل در اشاره ها، لذت بردن از لطایف و فرمانبرداری از امر و نهی، عبرت گرفتن از حکایت ها و مَثَل ها، بهره یابی و پند گرفتن از نصایح و اندرزهای قرآن، عبادت محسوب می گردد، بلکه از بزرگ ترین عبادات می باشد. و در فضیلت توسل به قرآن، همین بس که خدای تعالی، خود در قرآن کریم می فرماید: «چون قرآن خوانده شد گوش فرا دهید و ساکت باشید، بلکه مورد رحمت خدا قرار بگیرید.»

یک روایت

امام سجاد علیه السلام و امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکس به حرفی از کتاب خدای تعالی گوش فرا دهد، بدون اینکه آن را بخواند، خدای تعالی برایش یک حسنه و نیکی نوشته، یک گناهِ او را می زداید و او را یک درجه بالا می برد. و هر که آن را با نگاه کردن و بدون صدا بخواند، خدای تعالی به هر حرفی، یک نیکی برایش نوشته و یک گناه می زداید و یک مرتبه، بالای می برد. و هر که یک حرف از ظاهر آن بیاموزد، خدای تعالی ده نیکی برایش می نویسد و ده گناهش را می زداید و ده درجه او را بالا می برد.

سپس فرمودند: هرکس حرفی از قرآن را در نماز بخواند، خدای تعالی به ازای هر حرف، به او ده ها نیکی می نویسد و ده ها گناه می زداید و ده ها درجه، او را بالا می برد. و هرکه قرآن را ختم کند، درخواست او [چه دیر و چه زود] مورد اجابت واقع می شود.

و امام صادق فرموده است: در موقع خواندنِ قرآن، هم بخوان و هم به نوشته بنگر که آن با ارزش تر است و نگاه به نوشته قرآن، عبادت است.

و نیز فرمود: قرآن، پیمان خدا بر خلق است. پس سزاوار است که هر مسلمان به پیمانش بنگرد و هر روز [حداقل] پنجاه آیه بخواند

اهمیت سوره توحید

مثالی کوتاه از اهمیت سوره توحید

مثالی کوتاه از اهمیت سوره توحید

در نماز بعد از سوره حمد باید یکی از سوره های قرآن خوانده شود که نماز گزار میتواند هرسوره ای را انتخاب کند(جز  چهار سوره ای که سجده واجب دارند) اما در میان سوره ها سوره توحید ترجیح دارد و لذا در روایات به ما سفارش شده است در هر شبانه روز لااقل در یکی از رکعت های نمازتان این سوره را بخوانید تا از نمازگزاران واقعی باشید. 

سعد بن معاذ یکی از یاران و سرداران لشگر رسول خدا(ص) بود که قبرش در قبرستان بقیع مدینه است.در تشییع جنازه او پیامبر(ص) پا برهنه شرکت کرد و فرمود:نودهزار فرشته از آسمان برای تشییع سعد آمده اند.

پیامبر(ص) از جبرئیل پرسیدند:دلیل نزول تو و این همه  فرشته برای تشییع جنازه سعد بن معاذ چیست؟ جبرئیل فرمود:اودر هر حال چه ایستاده، چه نشسته، چه سواره و چه پیاده سوره((قل هو الله احد)) میخواند.

 گرچه این سوره کوچک است اما محتوای آن بسیار بالاست،چنانکه امام سجاد(ع) می فرماید:خداوند چون میدانست در آینده افراد دقیق و عمیقی پیدا می شوند این سوره و همچنین آیات اول سوره حدید را نازل کرد.

سوال قرآنی

ده سوال قرآنی

سوالها:

1- کلمه قرآن چند بار در قرآن کریم به کار رفته است؟

2- از نظر قرآن بهترین نوع لباس چیست؟


3- کدام آیه به آیه « لیل المبیت » موسوم گشته است؟
4- کدام سوره طبق روایت از امام علی (ع) « شناسنامه خداوند» است؟
5- تنها زنی که در قرآن کریم ملقب به « صدیقه » شده کیست؟  6- دو آیه در قرآن هست كه تمامی حروف الفبا در آنها به‏كار رفته است ، آن دو آیه کدامند ؟

 
7- دو آیه در قرآن كریم هست كه صنعت قلب مستوی یا عكس كامل دارد. یعنی از هر دو سو            یكسان خوانده مى‏شود.آن دو آیه كدامند؟ 8- آیه ای در قرآن که به سید آیات معروف است ؟ 9- از فصول 4گانه سال کدامیك از آنها در قرآن نام برده شده است؟ 

10- کلمات تورات ، انجیل و قرآن در چه آیه ای از قرآن آمده است؟

جوابها:  1- 70 بار 2- تقوی    ( و لباس التقوی ذلك الخیر ) سوره مباركه اعراف  3- آیه 207 سوره مباركه بقره 4- سوره مباركه اخلاص 5- حضرت مریم 6- این دو آیه عبارتند از آیه 154 سوره مباركه آل‏عمران كه آغاز آن چنین است: ( ثمّ أنزل علیكم من بعد الغمّ أَمَنةً نعاساً یغشی طائفة منكم...) آیه 29 سوره مباركه فتح كه چنین است: ( محمّد رسول‏اللَّه و الذین معه أشدّاء علی الكفار رحماءُ بینهم...)
7- ( كلٌّ فى فلك ) ( سوره مباركه یس 40)( ربّك فكّبر ) (سوره مباركه مدثر 3) 8- بسم الله الرحمن الرحیم 9- فصل تابستان ( صیف )  فصل زمستان ( شتاء ) 10-  آیه 111 سوره مباركه توبه

خوابيدن

خوب خوابیدن هم مهارت می‌خواهد!

خواب

یک انسان سالم نیاز به 6 تا 8 ساعت خواب شبانه دارد تا بتواند به نحو درستی، کارهای روزمره خود را انجام دهد. به طور معمول وقتی کسی کمتر از حد طبیعی بخوابد، شاید به نظر سالم بیاید، ولی در حقیقت دچار مشکلاتی در روح و جسم خود خواهد شد.

اگر شب ها در به خواب رفتن دچار اشکال هستید ممکن است لازم باشد محیط خواب و زمان خوابتان را تغییر دهید.

 

عمل به این توصیه ها ممکن است به شما کمک کند که بهتر بخوابید:

همیشه در یک ساعت مشخص به رختخواب بروید و در یک ساعت مشخص از خواب بیدار شوید. با این روش، بدن و مغزتان دارای یک چرخه منظم خواب و بیداری می شود. قبل از رفتن به بستر یک کار آرامش بخش مثلاً حمام کردن یا کتاب خواندن را انجام  دهید.

اگر شما جزو آن افرادی هستید که در طول شب، دائما به ساعت نگاه می‌کنید و خواب راحتی ندارید، بهتر است ساعت زنگ‌دار خود را در کشوی میز و یا زیر تخت، دور از دید خود قرار دهید

چرت زدن باعث بدتر شدن بی‌خوابی می‌شود. اگر هم می‌خواهید چرت بزنید، قبل از ظهر و به مدت 20 دقیقه باشد. اگر بعدازظهر احساس خواب آلودگی کردید، می‌توانید کمی پیاده روی کنید، به یکی از دوستانتان تلفن بزنید و یا یک لیوان آب سرد بنوشید تا خوابتان بپرد.

اگر شما جزو آن افرادی هستید که در طول شب، دائما به ساعت نگاه می‌کنید و خواب راحتی ندارید، بهتر است ساعت زنگ‌دار خود را در کشوی میز و یا زیر تخت، دور از دید خود قرار دهید.

بهتر است 2 تا 3 ساعت قبل از خواب، نور چراغ‌ها را کم کنید. ترتیبی دهید که اتاق خوابتان آرام و تاریک باشد.

از یک تشک سفت اما راحت و بالش مخملی استفاده کنید.

آخر شب، غذاهای حجیم و چرب نخورید. این غذاها باعث بروز مشکلات در سیستم گوارشی می‌شوند و کیفیت خواب را به هم می‌زنند. حداقل یک ساعت قبل از خواب، خوراکی نخورید.هر روز ورزش کنید اما نباید درست پیش از خوابیدن فعالیت جسمی انجام دهید.

از نوشیدنی های کافئین دار مانند قهوه پیش از خواب بپرهیزید.

بالاتر از سیاهی رنگی نیست

بالاتر از سیاهی رنگی نیست

رنگ

این جمله وقتی به کار برده می‌شود که کسی در کاری که می خواهد انجام دهد، نهایت دشواری و سختی را در نظر گرفته باشد.

البته منظور ما سختی ای است که از روی اجبار باشد، یعنی شخص چاره ای ندارد جز این که آن کار را انجام دهد. در این‌ موارد اگر عاقبت بد کار را به شخص بگویند و بخواهند او را از انجام دادن آن کار منصرف کنند آن شخص جواب می دهد که : «بالاتر از سیاهی رنگی نیست.» سیاهی یعنی شکست یا نتیجه کار که دیگران تقریبا مطمئن هستند که خوب نیست اما کسی که این جواب را می دهد منظورش این است که از نتیجه ی کارش ترسی ندارد.

ریشه‌ی تاریخی این ضرب المثل را شاید بشود در کتاب یکی از داستان نویسان بزرگ کشورمان (نظامی) پیدا کنیم

این که این ضرب المثل دقیقاً از کجا آمده درست مشخص نیست اما معنی اش همین چیزی است که با هم خواندیم.

ریشه‌ی تاریخی این ضرب المثل را شاید بشود در کتاب یکی از داستان نویسان بزرگ کشورمان (نظامی) پیدا کنیم.

نظامی در یکی از داستان هایش به نام هفت پیکر این جمله ی" بالاتر از سیاهی رنگی نیست." را آورده است.

او در قسمتی از داستان اتفاق جالب و آموزنده ای از زندگی شخصی به نام بهرام گور ساسانی را تعریف می کند و این ضرب المثل را در آخر داستانش می آورد.

هفت رنگ است زیر هفت اورنگ            نیست بالاتر از سیاهی رنگ

 


پیاده روی

            پیاده روی، ورزشی ساده و مفید

پیاده روی

پیاده روی یکی از ساده ترین و راحت ترین ورزش هاست. پیاده روی، فعالیتی است که در هر زمان و هرجا، می توان به آن پرداخت. پیادهروی در هر سنی برای ما مفید است. این ورزش همیشه با لذت همراه است.

 

چگونه پیاده روی کنیم؟

دست ها را از قسمت آرنج، با زاویه ی 90 درجه خم کنید و از قسمت شانه حرکت دهید. مثل دونده های حرفه ای... در هنگام آمدن دست به جلو، مچ ما باید به نزدیک وسط قفسه ی سینه برسد. هر دست باید با پای مخالف آن حرکت کند. مچ ها را صاف و آرنج ها را نزدیک بدن نگه دارید. عضلات دست را سفت نکنید.

 

کجا پیاده روی کنیم؟

می توانید همراه خانواده، خیابان های خلوت و سرسبز شهر را انتخاب کنید. پارک ها، کاخ موزه ها و راه های جنگلی برای این کار بسیار مناسب اند. قدم زدن در حیاط خانه و مدرسه هم برای خودش لطفی دارد.

همچنین می توانید با شهرداری محل زندگی تان تماس بگیرید و درباره ی مسیرهای مناسب پیاده روی، پرس و جو کنید.

 

فایده های پیاده روی

پیاده روی از دیابت نوع 2 پیشگیری می کند.

پیاده روی قلب شما را نیرومند می سازد.

پیاده روی برای مغز مفید است.

پیاده روی برای استخواهایتان مفید است.

پیاده روی علائم افسردگی را تسکین می دهد.

پیاده روی میزان خطرابتلا به سرطان ها را کاهش می دهد.

پیاده روی سلامت عمومی بدن را بهبود می بخشد.

پیاده روی عملکرد فیزیکی بدن را بهبود می دهد.

 

وسایل پیاده روی

برای پیاده روی به یک کفش خوب و جوراب احتیاج دارید. کفش هایی بپوشید که استاندارد هستند و کف آن ها صاف نیست. یعنی قسمت پاشنه، سه برابر کلفت تر از کف کفش است. کفش پیاده روی باید طوری باشد که پا در آن ها لق نخورد. اگر در روزهای آفتابی پیاده روی می کنید، بهتر است از کلاه و عینک آفتابی استفاده کنید.

همایش پیاده روی در کشور ما «فدراسیون ورزش های همگانی» روزی را برای همایش پیاده روی تعیین می کند. در آن روز، بزرگ ترها و کوچک ترها در مسیرهای مشخص شده، پیاده روی می کنند.