من از محاسبه ثواب عاجزم
. من از محاسبه ثواب عاجزم
وقتى به معراج رفتم دیدم ملكى را كه هزار هزار دست دارد یك میلیون و هر دستى هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتى هزار هزار بند دارد. آن ملك گفت : من حساب دانه هاى قطرات باران رامى دانم كه چند تا در صحرا و چند دانه در دریا مى بارد، وعرض كرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا حال را مى دانم آن وقت عرض كرد: حسابى است كه من از محاسبه آن عاجزم . فرمود: چیست ؟. عرض كرد: هرگاه جماعتى از امت تو با هم باشند و با هم برتو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم |
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:0 توسط bahranian
|