حضرت زكریا علیه السلام
گریه حضرت زكریا علیه السلام براى مصائب امام حسین علیه السلام
حضرت زكریا علیه السلام از درگاه خداوند خواست تا نام هاى پنج تن آل عبا را به او بیاموزد. خداوند نام آنها را به او آموخت.
زكریا علیه السلام هرگاه نام محمد صلى الله علیه و آله و سلم، على علیه السلام، فاطمه علیه السلام، و حسن علیه السلام را به زبان مىآورد غم و اندوه از او برطرف مى شد. ولى وقتى كه نام حسین علیه السلام را به زبان مى آورد، بى اختیار منقلب شده و اشكهایش جارى مى گشت و نفسهایش به شماره مى افتاد.
روزى به خدا عرض كرد: خداوندا! چه شده كه وقتى نام محمد صلى الله علیه و آله و سلم، على علیه السلام، فاطمه علیه السلام و حسن علیه السلام را به زبان مى آورم، اندوهم بر طرف مى گردد، ولى همین كه نام حسین علیه السلام را به زبان مى آورم منقلب مى شوم، و اشكهایم سرازیر مى شود؟
خداوند ماجراى جانسوز شهادت حسین علیه السلام را به او خبر داد و فرمود:
كَهیعص = كاف اشاره به كربلا است، هاء اشاره به هلاكت عترت حسین علیه السلام است، یاه اشاره به یزید ستمگر است كه موجب ظلم به حسین علیه السلام مى شود، عین اشاره به عطش حسین علیه السلام است، و صاد اشاره به صبر او است.
وقتى زكریا قضیه حسین علیه السلام را شنید، سه روز از مسجد بیت المقدس بیرون نیامد و براى مصائب حسین علیه السلام گریه و ناله كرد و گفت: خدایا! آیا على و فاطمه علیه السلام را به چنین مصیبت جانسوزى مبتلا مى كنى؟!...
آن گاه عرض كرد: خدایا! به من فرزندى بده كه در این سنین پیرى چشمم از او روشن گردد. سپس علاقه آن فرزند را در قلبم بیفكن، آن گاه همانگونه كه محمد صلى الله علیه و آله و سلم حبیبت را، به فاجعه جانسوز قتل فرزندش مبتلا كردى، مرا نیز به فاجعه جانسوز قتل پسرم مبتلا گردان تا من نیز همدرد پیامبر اسلام گردیم.
خداوند حضرت یحیى علیه السلام را به زكریا داد و همین حضرت یحیى علیه السلام به خاطر نهى از منكر، به فرمان طاغوت زمان، كشته شد و سرش را در میان طشت طلا نهادند و جریان شهادتش شبیه شهادت حسین علیه السلام، جانسوز بود.(بحار، ج 12،ص 178)
شهادت جانسوز حضرت زكریا علیه السلام
هنگامى كه حضرت مریم علیه السلام به قدرت الهى بدون شوهر باردار شد شیطان وسوسه گر به میان بنى اسرائیل رفت و این تهمت ناجوانمردانه و بسیار زشت را به مردم القاء كرد كه اگر مریم علیه السلام باردار شده، كار زكریا علیه السلام است.
همین تهمت ناجوانمردانه باعث شد كه عدهاى از اشرار تصمیم گرفتند حضرت زكریا علیه السلام را به قتل برسانند. به همین منظور به سوى او هجوم بردند. او از دست آنها گریخت. در بیابان به نزدیكى درختى رسید. آن درخت به زبان آمد و گفت: اى پیامبر خدا نزد من بیا. زكریا كنار آن درخت رفت، درخت شكافته شد، زكریا به داخل تنه درخت رفت، سپس تنه درهم به هم پیوست و به این ترتیب آن درخت به زكریا علیه السلام پناه داد.
ابلیس به آن جا رسید و گوشهاى از عباى زكریا علیه السلام را گرفت و در بیرون درخت نگه داشت، سپس دید گروهى در جستجوى كسى هستند، از آنها پرسید در جستجوى چه كسى هستید؟ گفتند: در جستجوى زكریا علیه السلام هستیم.
ابلیس گفت: او كنار این درخت آمد و جادو كرد، بر اثر سحر و جادو او تنه این درخت شكافته شده او به درون این درخت رفت. نشانه اش همین قسمت عباى او است كه در بیرون درخت مانده است.
آنها تبر تهیه كردند و همچنین ارّه آوردند و آن درخت را قطع كرده سپس با اره قطعه قطعه كردند. به این ترتیب زكریا علیه السلام مظلومانه در میان آن درخت به شهادت رسید.
خداوند بر آن سنگدلان جاهل غضب كرد، بدترین خلق خود را بر آنها مسلط نمود بكه انتقام خون حضرت زكریا علیه السلام را از آنها گرفت.
پس از شهادت زكریا علیه السلام خداوند فرشتگان را كنار پیكر مطهر او فرستاد. آنها آمدند و بدن زكریا علیه السلام را غسل دادند و كفن كردند، و سه روز پشت سر هم آمدند و نماز بر آن خواندند، سپس او را به خاك سپردند.
مرقد او در داخل شبستان مسجد جامع الكبیر حلب و در سمت چپ محراب واقع شده است.
حضرت زكریا علیه السلام از درگاه خداوند خواست تا نام هاى پنج تن آل عبا را به او بیاموزد. خداوند نام آنها را به او آموخت.
زكریا علیه السلام هرگاه نام محمد صلى الله علیه و آله و سلم، على علیه السلام، فاطمه علیه السلام، و حسن علیه السلام را به زبان مىآورد غم و اندوه از او برطرف مى شد. ولى وقتى كه نام حسین علیه السلام را به زبان مى آورد، بى اختیار منقلب شده و اشكهایش جارى مى گشت و نفسهایش به شماره مى افتاد.
روزى به خدا عرض كرد: خداوندا! چه شده كه وقتى نام محمد صلى الله علیه و آله و سلم، على علیه السلام، فاطمه علیه السلام و حسن علیه السلام را به زبان مى آورم، اندوهم بر طرف مى گردد، ولى همین كه نام حسین علیه السلام را به زبان مى آورم منقلب مى شوم، و اشكهایم سرازیر مى شود؟
خداوند ماجراى جانسوز شهادت حسین علیه السلام را به او خبر داد و فرمود:
كَهیعص = كاف اشاره به كربلا است، هاء اشاره به هلاكت عترت حسین علیه السلام است، یاه اشاره به یزید ستمگر است كه موجب ظلم به حسین علیه السلام مى شود، عین اشاره به عطش حسین علیه السلام است، و صاد اشاره به صبر او است.
وقتى زكریا قضیه حسین علیه السلام را شنید، سه روز از مسجد بیت المقدس بیرون نیامد و براى مصائب حسین علیه السلام گریه و ناله كرد و گفت: خدایا! آیا على و فاطمه علیه السلام را به چنین مصیبت جانسوزى مبتلا مى كنى؟!...
آن گاه عرض كرد: خدایا! به من فرزندى بده كه در این سنین پیرى چشمم از او روشن گردد. سپس علاقه آن فرزند را در قلبم بیفكن، آن گاه همانگونه كه محمد صلى الله علیه و آله و سلم حبیبت را، به فاجعه جانسوز قتل فرزندش مبتلا كردى، مرا نیز به فاجعه جانسوز قتل پسرم مبتلا گردان تا من نیز همدرد پیامبر اسلام گردیم.
خداوند حضرت یحیى علیه السلام را به زكریا داد و همین حضرت یحیى علیه السلام به خاطر نهى از منكر، به فرمان طاغوت زمان، كشته شد و سرش را در میان طشت طلا نهادند و جریان شهادتش شبیه شهادت حسین علیه السلام، جانسوز بود.(بحار، ج 12،ص 178)
شهادت جانسوز حضرت زكریا علیه السلام
هنگامى كه حضرت مریم علیه السلام به قدرت الهى بدون شوهر باردار شد شیطان وسوسه گر به میان بنى اسرائیل رفت و این تهمت ناجوانمردانه و بسیار زشت را به مردم القاء كرد كه اگر مریم علیه السلام باردار شده، كار زكریا علیه السلام است.
همین تهمت ناجوانمردانه باعث شد كه عدهاى از اشرار تصمیم گرفتند حضرت زكریا علیه السلام را به قتل برسانند. به همین منظور به سوى او هجوم بردند. او از دست آنها گریخت. در بیابان به نزدیكى درختى رسید. آن درخت به زبان آمد و گفت: اى پیامبر خدا نزد من بیا. زكریا كنار آن درخت رفت، درخت شكافته شد، زكریا به داخل تنه درخت رفت، سپس تنه درهم به هم پیوست و به این ترتیب آن درخت به زكریا علیه السلام پناه داد.
ابلیس به آن جا رسید و گوشهاى از عباى زكریا علیه السلام را گرفت و در بیرون درخت نگه داشت، سپس دید گروهى در جستجوى كسى هستند، از آنها پرسید در جستجوى چه كسى هستید؟ گفتند: در جستجوى زكریا علیه السلام هستیم.
ابلیس گفت: او كنار این درخت آمد و جادو كرد، بر اثر سحر و جادو او تنه این درخت شكافته شده او به درون این درخت رفت. نشانه اش همین قسمت عباى او است كه در بیرون درخت مانده است.
آنها تبر تهیه كردند و همچنین ارّه آوردند و آن درخت را قطع كرده سپس با اره قطعه قطعه كردند. به این ترتیب زكریا علیه السلام مظلومانه در میان آن درخت به شهادت رسید.
خداوند بر آن سنگدلان جاهل غضب كرد، بدترین خلق خود را بر آنها مسلط نمود بكه انتقام خون حضرت زكریا علیه السلام را از آنها گرفت.
پس از شهادت زكریا علیه السلام خداوند فرشتگان را كنار پیكر مطهر او فرستاد. آنها آمدند و بدن زكریا علیه السلام را غسل دادند و كفن كردند، و سه روز پشت سر هم آمدند و نماز بر آن خواندند، سپس او را به خاك سپردند.
مرقد او در داخل شبستان مسجد جامع الكبیر حلب و در سمت چپ محراب واقع شده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:9 توسط bahranian
|